معرفی نرم افزار گفتار آموز DAF & SPEECH
روند طراحی نرم افزار گفتار آموز(DAF & SPEECH)
ایده اولیه طراحی این نرم افزار بنابر دو دستگاه سخت افزاری گفتار آموز و مترونوم شکل گرفت . قابلیت دستگاه گفتار آموز ، ضبط وپخش صدا فقط در مدت محدود 20 ثانیه است و دستگاه مترونوم ( که همراه دستگاه گفتار آموز استفاده می شود) نیز ریتم را اندازه گیری می کند و در موسیقی هم کاربرد دارد . موضوع قابل توجه ؛ هزینه زیاد و کاربرد محدود این دستگاه ها می باشد.
نرم افزار طراحی شده ( توسط شرکت پارس مدار آسیا ) قابلیتهای زیادی علاوه بر دو دستگاه فوق دارد. این نرم افزار دارای قسمتهایی است که طراحی و ساخت سخت افزاری آنها تقریباً غیر ممکن می باشد.
این نرم افزار در مدت 9ماه توسط متخصصان شرکت پارس مدار آسیا و با همکاری و مشاوره تعدادی از اساتید این رشته ( جناب آقای دکتر فرازی ، آقای دکتر صالحی و دیگر همکارانشان ) در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی طراحی شده است.
نرم افزار فوق بعد از تایید علمی کارشناسان این رشته و اخذ تاییدیه رسمی از انجمن گفتار درمانی ایران به سازمان بهزیستی کل کشور معرفی گردید و مجوز توزیع در مراکز بهزیستی کل کشور را دریافت نمود.
برخی از قابلیتهای نرم افزار
1- این نرم افزار به دو زبان فارسی و انگلیسی می باشد .
2- قابلیت پخش صداهای (آماده و ضبط شده ) همراه با نمایش تصویر و متن مربوطه در50 کانال مجزا .
3- تکرار صدای در حال پخش .
4- قابلیت بارگذاری کلمات و تصاویر هم گروه در لیست کلمات و گروه های تصویری .
5- امکان بزرگنمایی متن و تصویر ،همراه با انتخاب قسمتی از آن .
6- DAF
DAF ابزاري است كه به واسطه كاهش توانايي فرد در خود بازبيني گفتار منجر به افزايش رواني گفتار فرد لكنتي مي گردد. در گوينده طبيعي ، استفاده از اين ابزار منجر به گسيختگي در رواني گفتارخواهد شد در صورتيكه در گوينده لكنتي به دليل كشيده گويي اصوا ت و در نتيجه كاهش سرعت گفتار غالبا باعث تسهيل رواني گفتار خواهد گرديد.
7- Looping Playback
سيستم لوپ بخشي از برنامه DAF است كه گفتار بيمار را ضبط و به صورت ديجيتال و آني نوار ضبط شده را بازخورد مي دهد. اين تجهيزات جهت افزايش مهارت خود – شنيداري بكار مي رود. بيماران مي توانند همانند فردي كه از بيرون شنونده است به صداي خود گوش دهند . درمانگر يا بيمار صداي هدف را ضبط مي نمايند. عدم وجود بازخورد بينايي به بيمار كمك مي كند تا بر جنبه هاي شنيداري گفتار خود تمركز نمايد. طول مدت ضبط صدا از 5 تا 30 ثانيه است و تغييرات زماني در اين فاصله به اندازه 1 ثانيه صورت مي گيرد.
8- Masking
بخش ديگر از برنامه DAF ، مسک ، پوش شنيداري يا نويزي است كه از طريق هدفون به گوش بيمار وارد مي شود طوريكه بيمار ديگر قادر به شنيدن گفتار خود نيست. اين تكنولوژي در بسياري از بيماران منجر به افزايش حس عمقي نسبت به رفتارهاي گفتاري/ صوتي از قبيل شروع آسان ،حذف ضربات سخت تارآواها ، افزايش بلندي صدا و غيره مي گردد.
9- Time-Warping
اين برنامه همانند سيستم لوپ عمل مي كند با اين تفاوت كه بازخورد گفتار ضبط شده بيمار همراه با تغيير در سرعت بدون تغيير در فركانس صورت مي گيرد. اين سيستم امكان شنيدن نحوه توليد گفتار را با سرعت پايين و يا بالا براي بيمار فراهم مي كند.( تغییر در فاصله بین دو پخش )
10- or Metronome Pacer
مترونوم بخشي ديگر از برنامه DAF است كه در جنبه هاي مربوط به زمان بندي توليد گفتار به بيمار كمك مي كند. ميزان سرعت مترونوم از 50 تا 150 ضربه در دقيقه متغير است و به اندازه 5 ضربه در اين فاصله افزايش مي يابد.
برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 33309484-021 و یا با پست الکترونیکی زیر تماس حاصل فرمایید .
Info@parsmadarco.com
انواع تنشهای نقشهای سازمانی
نقشهای اجتماعی :
یکی ازشیوه های موثرتعریف سازمانهای اجتماعی ، توصیف نقشهایی است که دریک واحد یا سازمان وجود دارد،مانند نقش مادروپدردرسازمان خانواده و یا نقش معلم و شاگرد دریک سازمان یا واحد آموزشی . بطوریکه اگربگوئیم سازمان مورد نظرمن جایی است که درآن نقشهای معلم وشاگرد وجود دارد،مشخص میشود که سخن ازیک سازمان آموزشی است،درمحیطهای شغلی نیزافراد درنقشهای سازمانی مختلف مانند مدیر،کارگریا کارمند و... قرارمیگیرند . برخی پژوهشگران برای نقشهای مختلف دونوع " تنش " نقش به نامهای" تعارض" نقش و" دوگانگی" نقش تشخیص داده واندازه گیری میکنند ." تعارض" نقش عبارتست از" ناسازگاری بین انتظارات افراد مختلف ازنقش واحد ویا تعارض درجنبه های مختلف آن" و" دوگانگی" نقش عبارتست از" ابهام درباه ی اینکه درنقش معین چه کارهایی باید انجام داد "
دراین پژوهش بعد سومی بنام " تراکم وظایف " نقش که به معنی"عدم دسترسی به منابع فردی لازم برای انجام وظایف،انتظارات وغیره است) " پیترسون وهمکاران،ص:۴۳۰) مورد توجه قرارمیگیرد .
درجوامعی که " فاصله ی قدرت " درآنها زیاد است،انتظارمیرود،تنش نقشها را رهبران ومسئولین مدیریت کنند .
فرهنگ وتنشهای شغلی- خاستگاهها ودیدگاههای مدیریتی
دونوع خاستگاه برای تنشها ودوشیوه ی مدیریت برای هرنوع فشاردرنظرگرفته میشود . خاستگاه تنشها میتواند یا دررویدادهای شغلی پرتنش ) استرس زا ) یا درویژگی ساختارنقشها نهفته باشد،بگونه ایکه مانع ازتصمیم گیری صحیح درباره ی رویدادها شود . تنشهای شغلی میتواند به دوشیوه یعنی با استناد به منبع واحد ویا منابع چندگانه به شرایط فشارزا،مدیریت شود .
درجوامعی که " فاصله ی قدرت " درآنها زیاد است،انتظارمیرود،تنش نقشها را رهبران ومسئولین مدیریت کنند . درچنین جوامعی لازم است مسئولین ، فشارهایی را که زیردستان تحمل میکنند ، پیش بینی کنند . دراین نوع جوامع مدیران وسرپرستان نقش مهمتری را ازنظرکاهش تنشهای نقشها دارند . البته این به معنی آن نیست که فشارها بهترازجوامع دیگرتعدیل میشوند . یکی ازاقدامات موثردربهبود عملکردها درآمریکای شمالی ، درمدیریت وکاهش تنشهای نقشها، بویژه درکاهش " دوگانگی " آنها توصیف میشود [۱.[
دراین بررسی مقیاس ( "ریزو" وهمکاران۱۹۷۰)[۲]که بوسیله ی ( "هاوس" وهمکاران وی۱۹۸۳)[۳] تجدید نظرشده است، مبنا قرارگرفته ، فشارهای نقشهای مدیران سطوح متوسط دربیست ویک واحدفرهنگی مقایسه میشود .
اجرای پروژه های بین فرهنگی با مسائل ومشکلات بسیارهمراه است، به عنوان مثال ممکن است پرسشنامه ای که براساس سنجش تنشهای شغلی دریک کشورتهیه شده است، تنشهای شغلی کشورهای دیگررا دربرنگیرد . همچنین به دلایل مربوط به برگردان پرسشنامه ها، نوع پاسخگویی ومشکلات نمونه برداری،معادل بودن داده های بین فرهنگی به آسانی مختل میشود . دراین پژوهش به ابعاد فوق توجه خاص شده است .
مقیاس مورد استفاده دراین پژوهش درآغازدارای۱۵گویه ی ویژه ی سنجش " دوگانگی " و۱۱گویه ی ویژه ی " تعارض" وچهار گویه ی ویژه ی سنجش " تراکم وظایف " نقش ازمقیاس " پاریک " ازهندوستان ویک گویه ازهاوس وهمکاران بود . مجموع این۳۱ گویه بوسیله ی مقیاسی پنج درجه ای پاسخ داده میشد . برای معادل سازی گویه های ترجمه شده ازنرم افزار" لیزرل"[۴] استفاده شد وهمانگونه که پیش بینی شده بود، برای هرجامعه بطورجداگانه، سه عامل به نامهای" دوگانگی"،" تعارض" و" تراکم وظایف " نقش شناسایی شد . نظربه اینکه دربرخی جوامع قدرت تشخیص مقیاسها بیشترودربرخی کمتربود،برای مقایسه های بین فرهنگی گویه های زیرحفظ شد :
▪ تعارض نقش:
"من معمولا با شرایطی که درآنها انتظارهای متضاد مطرح میشود، درگیرمیشوم"،" افراد مختلف انتظارهای متضاد ازمن دارند "،" باید کارهایی را انجام دهم که تحت شرایط مختلف به روشهای متفاوت انجام میشود " .
▪
دوگانگی نقش:
" درشغل خود،اهداف وموضوعات مشخص برنامه ریزی شده دارم ( ندارم) "." میدانم ( نمیدانم ) دقیقا چه چیزی ازمن انتظارمیرود؟ "،" میدانم ( نمیدانم ( چه مسئولیتهایی دارم "." درمورد میزان مسئولیتهای خود اطمینان کامل دارم ( ندارم "."( مسئولیتهای من کاملا مشخص هستند ( نیستند )".
▪ تراکم وظایف:
" لازم است بخشی ازکارهای من حذف شود "." درنقش خود احساس بارسنگین بردوش میکنم "." به من خیلی مسئولیت واگذارشده است "." باروظایف شغل من سنگین است" ." میزان کاری که باید انجام دهم با کیفیتی که میخواهم حفظ کنم ، درتضاد است " .
آنگاه با استفاده ازهمان نرم افزار، بیست ویک واحد فرهنگی به سه گروه تفکیک شد . گروه اول شامل جوامعی بود که پرسشنامه ی تحقیق را به زبان انگلیسی بکاربرده بود . گروه دوم همه ی زبانهای اروپایی را دربرمیگرفت وگروه سوم دربرگیرنده ی پرسشنامه های ترجمه شده به زبانهای دیگربود . کشورهای انگلیسی زبان معیارقرارگرفت ومیزان " معادل" و"همساخت بودن" پرسشنامه های ترجمه شده مشخص شد .
این بررسی نشان داد،هرچه رابطه ی کشورمورد بررسی ازنظرزبان بازبان پرسشنامه ی اولیه بیشترباشد،ضریب معادل بودن نیزبالاتراست. گویه های " تراکم وظیفه " بیشترین وگویه های " تعارض" کمترین ثبات را پس ازترجمه حفظ کرده بود .
برای سنجش ابعاد فرهنگی هوفستد از یافته های خود وی استفاده ومعلوم شد دراین بررسی بین هیچکدام ازابعاد " تنش نقشها" واوزان " مردانگی" و" احترازازابهام" که بوسیله ی هوفستد گزارش شده است، رابطه وجود ندارد . اما بین فاصله ی قدرت بالاوفردگرایی کم ، ومیزان زیاد " تراکم وظایف " ومیزان کم " دوگانگی نقشها "، همبستگی مثبت مشاهده شد . این پژوهش نشان داد که فاصله ی قدرت وفردگرایی ، بیش ازساختارهای دیگربا تنشهای نقشها مرتبط هستند. درجوامعی که " فاصله ی قدرت " درآنها زیاد است، درمقایسه با آنهائیکه " فاصله ی قدرت " درآنها کمتراست،" تراکم وظایف " بیشترو" دوگانگی نقش" کمتری گزارش میشود. به بیان دیگر، کاهش" دوگانگی" نقشها به کمک سلسله مراتب وقوانین به قیمت افزایش" تراکم وظایف " تمام میشود. این مشاهده ، نظریه های بوروکراتیکی را که درآنها رهبرمهمترین نقش را درحل فشارها وتنشها دارد، تایید میکند.
فاصله ی قدرت درکشورهای صنعتی غربی کم ودرکشورهای جهان سوم، آمریکای لاتین وبرخی ملل خاوردورزیاداست. با توجه به رابطه ی فوق میتوان نتیجه گرفت که مدیران جوامع غیرغربی درنقش خود،احساس تراکم وظیفه ی زیاد ودوگانگی نقش کمتری میکنند. آنان اظهارمیدارند که اهداف،انتظارات ومسئولیتهای خود را بخوبی میشناسند ولی احساس میکنند که مسئولیتها وتراکم کارآنان زیاداست. مدیران سطوح متوسط غربی میزان کاری را که باید انجام دهند، قابل تحمل توصیف میکنند ولی مطمئن نیستند که چگونه باید آنها را انجام داد. البته رابطه ی فشارهای نقشها با تقسیم بندی ملل وجوامع به غربی وغیرغربی همخوانی کامل ندارد. به عنوان مثال اندونزی ومکزیک که درتقسیم بندی هوفستد ازفاصله ی قدرت زیاد برخوردارهستند، درهرسه بعد " تنش نقشها " درسطوح خیلی پائین قرارمیگیرند.
بطورخلاصه این پژوهش نشان میدهد که تنشهای نقشهای اجتماعی بیش ازآنکه تحت تاثیرعوامل جمعیت شناختی وسازمانی (بعنوان مثال بزرگ وکوچک بودن سازمان ویا دولتی یاخصوصی بودن آن ویا...) قراربگیرد ازابعاد فرهنگی تاثیرمیپذیرد.
دراین بررسی میزان فشارهای نقشهای مدیران درجه دوایرانی به قرارزیرگزارش میشود:
▪ آنان میزان دوگانگی نقش خود رابامیانگین ۱۷/۲ از۵۵% دیگرجوامع مورد بررسی کمترارزیابی میکنند.
▪ آنان " تعارض نقش " خود را(M=۳) نسبت به ۸۵% جوامع دیگربیشترتوصیف میکنند.
▪ تراکم وظایف خود را با(M=۲/۹۶) بیش از۷۰% ملل دیگرگزارش میکنند.
با توجه به اینکه ایران طبق مقایسه های بین فرهنگی هوفستد "جمعگرا" وبا " فاصله ی قدرت " نسبتا زیاد توصیف میشود، این یافته ها با دیگریافته های بررسی فوق همسوبه نظرمیرسد.
یادآورمیشود که داده های ایرانی حدود ده سال پس ازانقلاب اسلامی به دست آمده است واحتمال دارد تعارض نقشها با گذشت زمان کاهش یافته باشد.
درادامه ی گفتار، نظریه ی " مدیریت رویدادها" که بوسیله ی اسمیت وپیترسون بیان شده است گزارش میشود. براساس این نظریه نیزیک پژوهش بین فرهنگی که ایران نیزدرآن شرکت داشت،انجام شده است.
● مدیریت رویدادها
دراین بررسی، نظریه ی " مدیریت رویدادها" دررابطه با ساختارهای هوفستد درچهارده واحد فرهنگ ملی مورد بررسی قرارمیگیرد.
یک رویداد سازمانی "حادثه ای تعریف میشود که یک عضوسازمان بدان آگاه میشود"همه ی رویدادها درآغازدوپهلوهستند ویک مدیرباید برای یافتن بهترین شیوه ی برخورد با آنها اقدام کند. تشخیص برخی رویدادها سریع انجام میشود وآسان است وبرخی دیگربه توجه بیشتری نیازمنداست. یکی ازعوامل موثردرمدیریت عبارت است ازتشخیص اینکه رویداد خاص بیانگرچیست؟
درپرسشنامه ی اسمیت وهمکارانرویدادهای مختلفی توصیف میشود . مانند " اگرلازم باشد یک یا چند وسیله وابزارکارجایگزین شود " ویا " وقتی درقسمت شما اختلاف نظربروزمیکند " چه میکنید؟.
دراین پرسشنامه برای برخورد باهررویداد،هشت منبع برای رجوع پیشنهاد میشود . به عنوان مثال سوال میشود " برای استخدام نیروی کارجدید ازکدام منابع وبه چه میزان کمک میگیرید؟". انتخابهای هشتگانه که دراختیارمدیرپاسخگرقرارمیگیرند عبارتنداز" مافوق"،" زیردستان"،"متخصصین خارج ازبخش شما "،" همکاران هم سطح "،" تجارب وآموخته های شخصی"،" استناد به قوانین مکتوب"،" ازعقایدحاکم برکشوردرموردصحیح عمل کردن" ویا " طرزعمل معمول درسازمان". دراین تحقیق برای پاسخگویی ازیک مقیاس پنج درجه ای(خیلی کم تا خیلی زیاد) استفاده میشود . به کمک این هشت منبع پیشنهادی میتوان میزان استفاده ازهریک را درکشورها ویا واحدهای فرهنگی مختلف تشخیص داد .
منبع : سایت آفتاب
BURNING BRIGHT WITHOUT BURNING OUT
Burning Bright Without Burning Out
Who is burning out?
What is burnout and what are its causes?
Organizational mismatches
Personal mismatches
What does burnout look like?
What does burning bright look like?
What are your burnout cures?
Who is At Risk of Burning Out?
Those of Us Who:
Lack a vision and mission to go with our tasks
Feel isolated from the people we work with
Lack a connection with The Big 3:
Your Unique Personality
Your Sense of Community
Your Sense of Service
Feel mismatched with our “Organizational Life”
Burnout as a Series of Organizational Mismatches
Values: between what we do and what we think is most important to do
Control: between what we can control and what we believe we can control
Fairness and Rewards: between our workload, achievements, and recognition
Community: between us and our relationships with our co-workers, supervisors, and customers
Burnout Symptoms: What We Feel When the Fire is Out
A malaise of the spirit and negative emotions
A loss of enthusiasm and meaningfulness
A loss of ambition and feeling of powerlessness
A seemingly unmanageable level of stress
A lingering list of physical ailments
A decline in performance
An emerging pattern of people problems
What We Feel When We Are On Fire Burning Bright
Energetic: What we do in our lives creates an energy elevation to fuel the fire. Time flies.
Powerful: A potent “can-do” attitude where you are confident in your effectiveness to be successful. We achieve.
Hopeful: Having future goals and plans to achieve them. We believe.
Connected: Tasks directly relate to our “mission”. We are satisfied.
Creating Your Cures to Burnout: Striking Your Match
Seek Awareness: who do you want to be
Seek Understanding: recognize and develop your abilities to control your own well-being
Seek Action: positive self talk and perceptions
Seek Solutions: detect what keeps you engaged
Seek Opportunities: play with your work to transform it into a better fit and more fun
Creating Your Cures to Burnout:Keep Burning Bright
Seek Support: cultivate your community by getting others to endorse your personal mission and what will help satisfy you
Seek Change: use your influence to make your environment a better place for you
Seek Perspective: use your sense of humor to stay positive instead of sarcastic
Seek the Journey: enjoy acting, working, and living in the moment with an equal eye on a meaningful plan for your future
Recent Burnout Research
Student Burnout as a Function of Personality, Social Support, and Workload (Jacobs & Dodd, 2003)
Three identified components: emotional exhaustion, depersonalization (neg. attitudes toward others), and reduced personal accomplishment
subjective workload was more strongly related to aspects of burnout than objective workload
social support, especially from friends, is related to lower levels of depersonalization and reduced personal accomplishment
greater the involvement in outside work activities, the greater the sense of personal accomplishment
Positive personality temperament reduced all three burnout components
Positive Personality Temperament: Emotional Intelligence
Positive Personality Temperament refers to a natural preference toward a general positive attitude
Often assessed by psychological tests (NEO-PRI)
Often associated with life satisfaction and job productivity AND reducing the negative affects of burnout
Emotional Intelligence refers to managing your natural personality to promote positive personal outcomes
EI refers to the ability to regulate impulses, face obstacles and empathize with others
It impacts your ability to manage everyday life demands
Research shows increased EI produces better job performance and is an excellent predictor of individual and group success
Battling Burnout and Customer Service
Who Are Your Customers?
Co-workers
Prospective students and Parents
Public
What Do They Want From You?
Positive Energy
Accurate, timely, and relevant information
An overall positive interaction
Sometimes, the future Powerball numbers (the impossible)
How Can You Do What’s Right for You and Them?
Know all that is possible and take control of those things
Accept complaints and your energy level as self knowledge
But Enough About Them:What Do You Want?
It’s human nature to complain because it’s human nature to strive to make our lives better
Therefore, complaints tells us about:
How much we care about making our lives better
What we need in hopes of making things better
What our customers need in hopes of making their lives better
It’s human nature to desire positive energy because it’s human nature to desire positive interactions with others
Therefore, our energy level tells us about:
Our capacity for quality production and performance
Our ability to recognize and change personal behavior patterns
How we best battle the negative affects of Burnout
Conclusion
Burnout is generally defined as a mismatch between you and the environment that causes long term distress
Different from normal ups and downs, it’s long term and can be personally damaging if not resolved
Tapping into your level of positive temperament and increasing your emotional intelligence helps battle burnout contributes to life and work satisfaction
مدیریت هیجانات در زندگی روزانه
همگی ما در زندگی روزمره خود، چه در محیط خانواده، مدرسه یا محل کار، با خشم، اضطراب و افسردگی روبرو میشویم، گرچه میزان آن بسته به عوامل متعددی از یک فرد تا فرد دیگر متفاوت است. خشم معمولاً از تعاملات بین فردی نشأت میگیرد و به مشکلات سلامتی جسمی ارتباط دارد. خشم باعث از بین بردن روابط بین فردی، صلح، عشق و شادی خود فرد و نیز دیگران میگردد. پژوهشهای من به روشنی نشان میدهد که درجه بالای اضطراب با مشکلات سلامت جسمی نظیر احساس سرگیجه، درد عضلانی، خارش پوست، تغییر رنگ ادرار، تغییر رنگ چشم و نیز کمبود اتکاء به نفس ارتباط دارد. شایان ذکر است که وجود سطح بهینهای از اضطراب، قابل قبول است زیرا حذف کامل آن از زندگی فرد امکانپذیر نیست. در مورد افسردگی نیز وضعیت به همین گونه است. بسامد و مدّت زیاد افسردگی نیز زندگی ما را تباه میسازد. از اینجاست که باید به فکر مدیریت هیجانات خود برآئیم.
«امپراطور آسوکا در پایان جنگ کالینگا به اهمیت عشق و صلح برای یک جامعه سالم پی برد. آنگاه او بر آن شد تا نفرت، خشم و انتقامجویی را کنار بگذارد.» اگر امپراطور زودتر به این آگاهی دست یافته بود، به احتمال زیاد آتش جنگ را بر نمیافروخت و در نتیجه، خون هزاران هزار بیگناه بر زمین ریخته نمیشد.
همگی ما در زندگی روزمره خود، چه در محیط خانواده، مدرسه یا محل کار، با خشم، اضطراب و افسردگی روبرو میشویم، گرچه میزان آن بسته به عوامل متعددی از یک فرد تا فرد دیگر متفاوت است. خشم معمولاً از تعاملات بین فردی نشأت میگیرد و به مشکلات سلامتی جسمی ارتباط دارد. خشم باعث از بین بردن روابط بین فردی، صلح، عشق و شادی خود فرد و نیز دیگران میگردد. پژوهشهای من به روشنی نشان میدهد که درجه بالای اضطراب با مشکلات سلامت جسمی نظیر احساس سرگیجه، درد عضلانی، خارش پوست، تغییر رنگ ادرار، تغییر رنگ چشم و نیز کمبود اتکاء به نفس ارتباط دارد. شایان ذکر است که وجود سطح بهینهای از اضطراب، قابل قبول است زیرا حذف کامل آن از زندگی فرد امکانپذیر نیست. در مورد افسردگی نیز وضعیت به همین گونه است. بسامد و مدّت زیاد افسردگی نیز زندگی ما را تباه میسازد. از اینجاست که باید به فکر مدیریت هیجانات خود برآئیم.
به پرسشهای زیر، کدامیک از سه پاسخ «همیشه»، «گاهی» و «هرگز» را میدهید؟
* من درباره اشتباهات گذشتهام نگرانم
* من حس میکنم که دست از تلاش در زندگی برداشتهام
* اتفاقات جزئی مرا به شدّت ناراحت میکند
بسیاری از پژوهشگران دریافتهاند که کسانی که به پرسشهایی از این قبیل، پاسخ «همیشه» را دادهاند دارای مشکلات سلامت جسمی از قبیل مشکل خواب (به خواب رفتن یا در خواب ماندن)، سردرد، ناراحتیهای معده و سوء هاضمه، احساس خستگی، کاهش اشتها، تب، فراموشی، پشت درد و تپش قلب تندتر از حد معمول هستند.
اکنون پرسشهایی زیر را در نظر بگیرید و بگوئید کدامیک از سه پاسخ «تقریباً همیشه»، «بیشتر مواقع» و «گاهی» را به آنها میدهید؟
* من خشم را درون خودم نگاه میدارم
* من با دیگران به بحث و جدل میپردازم
* من در درونم میجوشم ولی آن را نشان نمیدهم
پژوهشها نشان دادهاند که کسانی که به پرسشهایی از این قبیل، پاسخ «تقریباً همیشه» را دادهاند در بلند مدت دچار بیماری قلبی، سرطان و فشار خون بالا میشوند. پژوهشها نشان دادهاند که هر چند ممکن است فرو خوردن خشم از لحاظ رفتاری، نشانه مثبتی تلقی شود امّا به همان اندازه بیرون ریختن خشم، باعث افزایش فشار خون فرد میگردد.
این هیجانات باعث افزایش احتمال ابتلا به سرطان و بیماریهای عروق کرونر و یا گسترش آنها میشود. بنابراین، همانگونه که ملاحظه میشود، خشم مانند یک شمشیر دو لبه عمل میکند. دشمنی و خصومت نیز همانند خشم با مشکلات جسمی نظیر بیماری قلبی ارتباط دارد. یکی از دلایل ساده ارتباط بین هیجانات منفی نظیر خشم و اضطراب با مشکلات سلامت جسمی این است که هنگامی که ما در سطح بالایی از هیجانات منفی قرار داریم، الگوهای فکریمان تا حدّ زیادی مختل میشود و در نتیجه، ظرفیت محافظت از سلامت جسمی کاهش مییابد. خبر خوب این است که ما میتوانیم یاد بگیریم که خشم و سایر هیجانات منفی را به مقدار مناسب بروز دهیم. به طور کلّی، خشم در ما به دلیل سیستم اعتقادی معیوبمان پدید میآید. آلبرت الیس، روان درمانگر آمریکایی، عبارت «باورهای نامعقول» را برای آن به کار برده است. همه ما میتوانیم با کمک یک روانشناس مجرّب یاد بگیریم که چگونه این باورهای نامعقول را به حداقل رسانیم و آنها را به باورهای معقول، یعنی باورهایی که در زندگی روزمره ما عملیتر هستند و برپایه ارزیابی زمینههای زندگی واقعی قرار دارند، تبدیل کنیم. به همین ترتیب، مدیریت موثر سایر جنبههای هیجانی نیز همواره قابل فراگیری است.
در زندگی روزانه، در خانه، مدرسه یا محل کار، با شنیدن جملات سادهای مانند آنچه در زیر آمده است، خشم در وجود ما برانگیخته میشود:
* به محض این که دیدمت فهمیدم که از پس این کار برنمیآیی.
* پدر و مادرت باید خیلی از بابت این بچهای که تربیت کردهاند ناراحت باشند.
* کمهوشی تو در همه کارهایی که میکنی نمایان است.
* امروز چقدر کثیف به نظر میآیی، بهتر است نکات بهداشتی را بیشتر رعایت کنی.
* به نظر نمیرسد که توانایی انجام هیچ ورزشی را داشته باشی.
* راستش را بخواهی، از همان اول که دیدمت فهمیدم موفق نمیشوی.
همه ما اتفاق نظر داریم که این جملات تحریکآمیز میتواند باعث برانگیخته شدن خشم در بسیاری از ما گردد (البته نه همیشه). من هم قبول دارم که شنیدن چنین عبارت تحریکآمیزی بسیار نامطلوب است و ما را تحت فشار میگذارد امّا آنچه اهمیت دارد این است که شدّت، مدّت و بسامد خشممان را کاهش دهیم و از سلامت جسمی خود محافظت کنیم. آنچه من سعی دارم بگویم این است که ما باید با تغییر در باورهای نامعقولمان، خود را مجهز کنیم و اجازه ندهیم که خشم در وجود ما مزمن، شدید و با دوام گردد. خبر خوب این است که تغییر و اصلاح سیستم اعتقادی بر پایه زمینههای زندگی واقعی، میتواند تمام این مشکلات را به حداقل برساند و زندگی را برای ما با معنیتر سازد. ما میتوانیم جنبههای انسانی را در خود تقویت کنیم و خلاصه آن که مدیریت موثر هیجانات میتواند به ما کمک کند که زندگی روزانه سالمتر و عاقلانهتری داشته باشیم.
ترجمه: کلینیک الکترونیکی روانیار
منبع : "Emotion Management for Daily Living", Nutankumar S. Thingjam,
http://www.psychology4all.com
وسواس چیست و چگونه آن را درمان كنیم؟
وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر است كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت به شخصیت خود بوده از غیرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نِوروزهاى شدید مى دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب می کند و او را در سازگارى با محیط دچار اشكال مى سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى كنند و آن را حالتى مى دانند كه در آن، فكر، میل، یا عقیده اى خاص، كه اغلب وهم آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى گیرد، آنچنان كه اختیار و اراده را از او سلب می کند و بیمار را وامى دارد كه حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى كار یا افكار خود آگاه است اما نمى تواند از قید آن رهایى یابد.
وسواس به صورت هاى مختلف بروز مى كند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى شود:
اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ تردید؛ شك در عبادت؛ ترس؛ دقت و نظم افراطى؛ اجبار و الزام؛ احساس بن بست؛ عناد و لجاجت.
وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مىكند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دورهاى پدید مىآید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مىآید.
روشهای حل مساله
منبع : سایت گفتارنما
وسواس و علاج آن
بیست و پنجمین حدیث از چهل حدیث امام خمینی (ره) در خصوص" وسواس" و علاج این حالت است. ایشان، این مبحث از چهل حدیث را با روایتی از امام صادق (ع) چنین آغاز می كند:
عبدالله بن سنان می گوید:" برای امام صادق (ع) از مردی كه در وضو و نماز به وسواس مبتلا بود، یاد كردم و گفتم كه او مردعاقلی است، امام صادق(ع) فرمود: چه عقلی برای اوست و حال آن كه از شیطان پیروی می كند؟ از آن حضرت پرسیدم كه چگونه شیطان را پیروی می كند؟
حضرت فرمود:" از او سوال كن این حالت كه به او دست می دهد از كجا می آید؟ خواهد گفت: [ این حالت] از عمل شیطان است."
القای شیطان
وسوسه و شك از القائات شیطان است، همان طور كه طمانینه و خلوص و ثبات از الطاف خداوند رحمان می باشد تفصیل این اجمال آن است كه قلب انسان دو وجه دارد:
وجهی به دنیا مربوط است و وجهی به آخرت، لذا به تعمیر و آبادانی هر دو عالم همت دارد، هر گاه وجه دنیایی در قلب، نیرومند شد و یكسره به آبادانی دنیا پرداخت و به لذت های دنیایی مشغول گردید، القائاتی شیطانی در آن پیدا می شود كه همه منشأ خیال ها و گمان های باطل خواهند بود، دراین حالت اراده نیز تابع این القائات می شود و در ادامه، اعمال انسان نیز شیطانی می شوند و طبعاً وسوسه ، شك ، تردید و خیال های باطل در بدن موثر واقع می شوند. متقابلاً هر گاه انسان متوجه آبادانی امور آخرت گردد و به عالم غیب و ملكوت توجه نماید، حالت استغاثه ، اطمینان و طمأنینه در قلب ایجاد می شود و در نتیجه اعمال ظاهر و باطن بر موازین حكمت و عقل صورت خواهند گرفت. متناسب این مقوله روایتی از امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا (ص) است: " نیست مومنی مگر این كه برای قلبش دو گوش است، گوشی كه در آن فرشته می دمد و گوشی كه در آن شیطان وسوسه كن می دمد، خداوند مومن را به فرشته تایید می كند."
مغایرت با احكام دینی
وسوسه از القائات و اعمال شیطان است، شاهد بر این ادعا آن است كه این كار با احكام دین و آثار و اخبار اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین، مغایرت دارد.
مثلاً هنگامی كه كیفیت وضوی رسول خدا(ص) را در روایات بررسی، و این نحوه وضو گرفتن را با وضو گرفتن افراد مبتلا به وسواس مقایسه كنیم، چگونه می توان این دو را منطبق نمود؟ وضوی افراد وسواسی بر فتوای كدام فقیه منطبق است؟
این بیچاره، سال ها، با وضوهای چه بسا باطل نماز خوانده و خود را مقدس و كامل به حساب آورده، در حالی كه بازیچه شیطان بوده است.
به راستی چرا بسیاری از این افراد در مواردی كه لازم است احتیاط و وسواس به خرج نمی دهند ، مانند ادای خمس و زكات اما در باب طهارت این همه محتاط و وسواسند؟
چگونه است كه افراد وسواسی از هر گونه غذاها می خورند و به اصالة الطهاره معتقدند، اما پس از خوردن غذا دست و دهان خود را به خاطر همان حالت وسواس آب می كشند! اگر اهل طهارت واقعی هستند، چرا به حلال و حرام بودن غذا مقید نیستند؟ تازه هر گاه می خواهند دست و دهان خود را آب بكشند، بر چه مبنایی این همه، آب كشیدن را تكرار می كنند؟ این چند مرتبه آب كشیدن دلیلی ندارد، جز القائات و دسیسه های شیطان و نفس.
مصادیق دیگر وسواس
از دیگر مصادیق وسواس، وسوسه در نیت و تكبیرة الاحرام است كه برخی به آن مبتلا هستند و بعضاً خود را با این كار از مقدسین به حساب می آورند، از دیگر مصادیق و شئون وسوسه، اقتدا نكردن این افراد در نماز جماعت به كسانی است كه به حكم فتوا و بر اساس موازین، عادل به حساب می آیند، ظاهراً آنها تقیدشان را نشان می دهند و از باطن آن ها خداوند باخبر است و بررسی هم در این زمینه لازم نیست.
با این وجود شخص وسواسی تحت تاثیر شیطان در گوشه ای فرادا نماز می خواند، درعین حال امامت جماعت را كه مستلزم سخت گیری بیشتری است می پذیرد!
نحوه ادای برخی حروف و گاه تكرار برخی كلمات در نماز از دیگر مصادیق وسواس است، به طوری كه حضور قلب در نماز و رسیدن به قربی- كه در نماز واقعی قرار دارد- فدای همین تجوید كلمات و وسواس در آن می گردد ، گاهی وقت ها علت زیاد شدن این وسواس تعریفی است كه برخی جاهلان از شخص وسواسی به عمل می آورند مبنی بر این كه این شخص از بس متدین است به وسواس مبتلا می باشد.
پس ای عزیز! وسواس عقلاً و نقلاً از شیطان است و گاه وسواس در عمل به وسواس در عقیده و دین منجر می گردد. لازم است به هر طریقی كه شده است شخص در صدد معالجه آن برآید.
علاج وسواس
حال كه روشن شد وسواس ممكن است انسان را به هلاك دائمی برساند، لازم است كه شخص علماً و عملاً درصدد معالجه برآید:
از طریق علم
:بر این منوال كه شخص فكر كند آداب و احكام عملی كه انجام می دهد و مایل است او را به كمال برساند باید از چه كسانی اخذ نماید، پس وقتی به كتاب فقها و علما مراجعه می كنید، می بینیم كه آنها وسواس را نهی كرده و بعضاً اعمال فرد وسواسی را باطل دانسته اند، احادیث نیز عمل چنین شخصی را از شیطان شمرده اند.از طریق عمل : همچنین عمل خود را با عمل فقها و علما مقایسه كند، آن گاه می فهمد كه مبتلا به این مرض مهلك است.
پس از آن كه عالم " مراتب بالا را به دست آورد، عملاً برای درمان وسواس اقدام نماید و در وهله اول به این حالت بی اعتنایی كند، مثلاً وضو را با یك مرتبه شستن بگیرد، و اگر شیطان و نفس این وضو را غلط دانستند بگوید، اگراین وضو درست نیست باید وضوی رسول خدا(ص) و ائمه و فقها درست نباشد و اگر مقلد یك مجتهد هستی در جواب به القای شیطان و نفس بگو: من طبق نظر مجتهدم وضو می گیرم ، لذا مؤاخذه ای نیست، چند مرتبه كه این گونه عمل كردی از تو مایوس می گردد و از این حالت رها می شوی.
در این خصوص روایاتی است مبنی بر این كه هرگاه شیطان كسی را در نماز به وسوسه انداخت نباید شیطان را با شكستن نماز بازی دهد، چنان كه روایتی از زراره و ابوبصیر به نقل از امام باقر یا امام صادق(ع) دراین زمینه در فروع كافی جلد سوم ص 358 آمده است.
البته تضرع به درگاه خداوند و استعانت از او برای رفع این حالت نیز از دیگر راه های مقابله با وسواس است، چنان كه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است كه مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و از رفع وسوسه در نماز یاری خواست. حضرت فرمود: وقتی وارد نماز شدی این عبارت را بخوان :" بسم الله و بالله، توكلت علی الله، اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم" پس با این كار شیطان را دور می كنی.
منبع : سایت تبیان
روانشناسی انگیزش
رفتارهای انسان به استثنای برخی بازتابهای ساده به «انگیزه» (Motive) بستگی دارد. به عبارت دیگر ، ظهور رفتار انسان تنها به وجود محرک و متغیرهای ژنتیک وابسته نیست، بلکه شدت و فرکانس متغیرهای مداخلهگر درون ارگانیزمی (درون انسان) در پدیدآیی رفتارهای انگیزشی سهم بسزایی دارد. فرایندهای انگیزشی جهت و شدت رفتارهای هدفمند را تعیین میکنند و افراد این فرایندها را در ذهن خود به صورت امیال آگاهانه تجربه میکند.
● تعریف انگیزش
تعریف انگیزش (Motivation) بستگی به مفاهیم نظری روان شناسی دارد. در واقع تعریف یک روان شناس از انگیزش به دیدگاه او بستگی دارد. فروید ، کتل ، مورفی ، هب و... تعارفی را در مورد انگیزش ارائه کردهاند، اما در یک جمعبندی کلی میتوان انگیزش را به صورت « مجموع متغیرهای پیچیده ارگانیزمی و محیطی که کنش آنها به فعالیت عمومی و جهتدار احساس و رفتار منجر میشود.» تعریف کرد.
● جایگاه انگیزش در روان شناسی
« روان شناسی انگیزش » جایگاه مهمی در روان شناسی دارد و چنین استنباط میگردد که روانشناسی انگیزش با مسائل و پدیدههایی سر و کار دارد که کل روانشناسی با آن روبرو است. با کمی دقت میتوان دریافت که برای پژوهشگران مسائل اساسی عبارتند از اینکه:
چرا رفتار خاصی پدید میآید؟ چرا رفتار هدفدار است؟ چرا رفتار به صورت پیوسته و متناوب اتفاق میافتد؟ و...
این سوالها و مسائل باعث پدیدآیی نظریههای گوناگونی شده است. برخی از آنها عبارتند از: نظریه غریزه (Instinet Theory) ، نظریه سایق (Drive Theory) ، نظریه انتظار _ ارزش (Expectancy _ Value Theory) و نظریه نیازها (Needs Theory)
● موضوعات مورد توجه در روان شناسی انگیزش
انگیزش ، مسائل مختلفی را دربرمیگیرد.
چندین نظام انگیزشی انسانها را در تلاش مداوم برای رفع حالتهای ناخوشایند میدیدند، نظیر « فروید» که انسان را در یک میدان نبرد دائمی با نیروهای جنسی و پرخاشگری میدید. در این حال چندین نظام انگیزشی ، انسانها را موجوداتی کنجکاو ، هیجان خواه ، با هدف و برنامه و تلاشگر در نظر میگیرد. با این حال آنها تا حدودی درست هستند و نه کاملا درست یا غلط. بنابراین انگیزش مسائل مختلفی را دربرمیگیرد.
● انگیزش یک فرآیند است.
انگیزش فرآیندی پویا است و نه ایستا. خیلی از انگیزهها (و نه همه آنها) از یک فرآیند چهار مرحلهای «پیش بینی ، برانگیختگی ، عملرفتاری و پیامد» پیروی میکنند. در مدت پیش بینی ، فرد انتظار پیدایی انگیزه را دارد. ویژگی آن وجود یک حالت محرومیت و تمایل به هدف است. در مدت برانگیختگی ، محرک درونی یا بیرونی انگیزه را تحریک نموده و به رفتار جهت میدهد. در مدت عمل رفتاری ، فرد برای نزدیک شدن یا دور شدن از شی هدف انگیز ، به رفتار هدفگرا میپردازد. در مدت پیامد ، فرد پیامدهای سیری یا اشباع انگیزه (فروکشی انگیختگی) را تجربه میکند.
● انگیزش یا خودگردان است یا محیطی.
هنگامی که رفتار توسط نیروهای درونی (نظیر خستگی ، کنجکاوی و...) برانگیخته شده باشد، خود گردان است. انگیزش خودگردان معمولا از گرایشها ، نیازها و واکنشهای فردی به رفتار شخص ناشی میشود. در مقابل زمانی که رفتار توسط نیروهای بیرونی (نظیر پول یا جایزه و...) برانگیخته میشود، به صورت محیطی است. انگیزشی که توسط محیط کنترل میشود، از پیامدهای مصنوعی و بیرونی رفتار ناشی میشود.
● تغییر شدت انگیزه در طول زمان
انسانها در هر لحظه معین چندین انگیزه را تجربه میکنند. اغلب یک انگیزه نسبتا نیرومند است، در حالیکه سایر انگیزهها در درجه دوم قرار دارند و نیرومندترین انگیزه بیشترین تاثیر را بر رفتار دارد. اگرچه انگیزههای نسبتا درجه دو فورا رفتار را تحت تاثیر قرار نمیدهند، ولی ما مجموعهای از این انگیزهها را که در نهایت میتوانند درجه یک شوند (وارد جریان تاثیرگذاری بر رفتار شوند)، در سر میپرورانیم.
● سلسله مراتبی انگیزهها
برخی نظریهپردازان نظیر مزلو (Maslow) و باک (Buck) انگیزههای انسان را به صورت سلسلهمراتبی ارائه کردهاند. مزلو انگیزههای انسان را در پنج طبقه اصلی « انگیزههای (نیازهای) فیزیولوژیک ، نیازهای ایمنی ، نیاز به تعلق پذیری ، نیاز به احترام و نیاز به خود شکوفایی» قرار داد. در حالی که باک آنها در پنج طبقه به گونهای دیگر شامل «غرایز ، سایقهای نخستین ، سایقهای اکتسابی ، هیجانها و انگیزش شایستگی » طبقهبندی میکند. فایده چنین دیدگاهی در این است که به افراد اجازه میدهد تا انگیزههای بسیار متفاوت انسان را در یک شبکه واحد منسجم مربوط به هم طبقهبندی کند.
● آگاهی انگیزهها در سطح ناهوشیار
انگیزههای انسان میتوانند آشکار و یا نه چندان آشکار ، توجیه شده یا توجیه نشده و هوشیار یا ناهوشیار (Unconscious) باشند. برای مثال تحقیقات نشان دادهاند که مردم در روزهای آفتابی بیشتر لبخند میزنند، در ماههای تابستان بیشتر از ماههای دیگر مرتکب اعمال پرخاشگری میشوند و اگر @بیپولی را به صورت غیر منتظره پیدا کنند، به احتمال بیشتری به یک غریبه کمک میکنند. هر یک از این موارد به دلیل انگیزههایی هستند که فورا آشکار نخواهند شد.
● قابل کاربردی اصول انگیزش
میتوان اصول انگیزشی را در سه زمینه اصلی «آموزش و پرورش ، درمان و زمینههای اجتماعی و شغلی» بکار برد. بهبود بخشیدن به آموزش و پرورش ، سلامت روانی _ هیجانی ، افزایش قدرت تولید و رضایت شغلی و... اهداف جالبی هستند که مطالعه انگیزش با این هدف که « چگونه خود و دیگران را برای رسیدن به این اهداف برانگیزانیم؟ » به ما بینش میدهد.
منبع:سایت آفتاب
افراد معتاد را هميشه نمــي توان بسادگي تشخيـص داد. يك معتاد به مشروبات الكلي يا مواد مخدر هميشه شبيه يك ولگرد خياباني كه در كنار معابر و جوي آب مي خوابـد، نيست. يك قمار باز همه وقت خود را در كازيـنـو و در كـنـار ماشين بخت آزمايي صرف نمي كند. اعتياد مـيتـواند خود را به اشكال گوناگون آشكار نمايد.
اگر دوسـت شـما روز بــه روز لاغـرتـر و ضـعيـف تر ميشـود ممـكن است مشكلي داشــتـه باشـد. رنـگ پـريـدگــي و خوارش بدن نيز مي تواند نشانه ديگـري باشـد. عادتــها، قدرت تـحمل و نشانه ها در افراد متفـاوت اسـت. نـيـازي نيست به فردي كه روي هر چيزي شرط بندي ميكند، يك قمار باز اطلاق كنيم، همين كه كسي بسرعت احساس خستگي و ضعف ميكند مي تواند دلـيل بر اعتـياد بـاشد.
يك شخص معتاد معمولا" رفتار و اعمال نامتعارف خود را نتـيجه وجـود اعتـياد در خود ندانسته و اين مساله را انكار مي كند. او مردم و عوامل ديگر را مقصر ميداند.
اگر به عضوي از خانواده، دوست ويا همكارتان درمورد اعتياد مظنون هستيد، روشهايي وجود دارد كه بدون بخطر انداختن سلامتي خود مي توانيد به او كمك و ياري نماييد. اگر از روي عمد، اعتياد فردي را ناديده گرفته و يا به او در كتمان كردن مسئله كمك كنيد، در واقع شما نيز سهمي در از بين رفتن و تباهي وي خواهيد داشت.
اما در عين حال بايد مطمئن شويد كه اعتياد يك شخص وقت و انرژي شما را تلف نكرده و موجب ايجاد نـامـلايمات عـصبـي و تـهديد سلامتي در شما نخواهد شد. ممكن است نتوانيد به تنهايي كاري انجام دهيد ولي راه هـايـي وجوددارد كه ميتواند در ترك اعتياد بسيار مفيد واقع شود.
در اينجا 12 روش براي كمك كردن به يك فرد معتاد را متذكر مي شويم
سعي كنيد متوجه شويد
1- مشكل را ناديده نپنداريد
حالات و اخلاقيات دوست شـما دگرگون شده و رفتارهاي غير مسؤولانه او افكار شما را برهم مي ريزد.تصور نميكنيد ممكن است او درگير اعتياد شده باشد؟ به غرائز خود اعتماد نماييد. به قرارهاي فراموش شده فكر كنيـد، به تـماسـهاي تلفني بي معني، به آنفلانزاي طولاني مدت و متعدد و به پول قرض كردنهاي مكرر. آيا نوعي رفتار نابودگر دراو احساس نمي كنيد؟
2- سخن بگوييد
حبس كردن نفس در سينه و صحبت نكردن هنگامي كه دوست شما مســت و يا خمار كنار شما قرار گرفته، نه تنها به او كمكي نمي كنـد، بلـكه وضــعيـت را بــدتر و مشـكل تـر خواهد نمود. صبر كنيد تا حال او بهتر و قادر به شنيدن حرفهاي شما شـود. سپس با او با ملايمت و نرمي صحبت نماييد. او را متوجه نگراني خود كرده و مسائـلي را كه بـاعث دلواپسي شما مي شود را برايش شرح دهيد: " من نگران زياده روي توام . هفته پيش دوباره مجبورشدم بخاطر دير اومدنت، به خانوادت دروغ بگم. من ازين كارخوشم نمياد."
3- شريك جرم نشويد
اگر واقعا" نگران حال دوست خود هسـتـيد سـعي كـنـيد ديـگر او را در كـارهاي خلافش همراهي و مساعدت نكرده و ديگر با او به كازينوها، مشــروب فروشـي ها و مـحلـهاي مصرف مواد مخدر نرويد. به او بگوييـد ديـگر تحمل بي بـندو باري ها و خرابكارهاي او را نداريد.
4- گوش كنيد
معتادان اغلب احساس تنهايي شديد مي كنند. آنها مايلند احساس خود بيزاري و پوچي درون خودرا به ديگران بفهمانند. درچنين شرايطي بهترين عمل ممكن است گوش دادن به صحبتهاي فرد معتاد باشد. از طفره رفتن و قضاوتهاي آني پرهيز نموده و نشان دهيد كه حضور شما به خاطر او است تا احساس نمايد مي تواند به شما اتكا و اطمينان نمايد.
آگاهيتان را افزايش دهيد
5- كمي تحقيق كنيد
مطالب و كتابهاي مربوط به اعتياد را مطالعه نماييد. ببينيد چه منـابعـي در ايـن رابطه در جامعه شما وجود دارد. مراكز توانبخشي را شناسايي و برنامه هاي ترك اعتياد را از آنها درخواست نماييد. اگر دوست شما بداند چه نوع حمايتهايي براي او وجود دارد، راحت تر مي تواند اعتياد خود را ترك كند.
6- در جلسات شركتش دهيد
از او بخواهيد در جلسات برنامه ريزي جهت رفع اعتياد شركت كند.اگر او ازشما خواست كه در جلسه همراهي اش كنيد، جواب رد نداده و تقاضايش را بپذيريد.
عادي رفتار كنيد
7-عوض نشويد
سبك و روش زندگي خود را تغيـيـر نـداده و عـادي رفتار كنـيد. بـه فرض اگر شـما سيـگاري هستيد، مي توانيد به سيگار كشيدن ادامه دهيد. دوست شـما مـي داند كـه بين او و شما تـفـاوت وجـود دارد بنابـر اين او مـي داند كه نــبايد ســيگار بكـشد. يك فـرد ديـابتي نميتواند مقدار زيادي شيريني مصرف كند ولي اين دليل نمي شود كه وقتي شما باهم بيرون مي رويد نتوانيد تكه اي كيك به عنوان دسر براي خودتان سـفارش دهـيـد. سيگار نكشيدن نزد يك معتاد او را به اين فكر واميدارد كه شـما اراده و قـدرت كـافـي بـراي تــرك اعتياد را در او نمي بينيد و به همين دليل از اين كار امتناع مـي ورزيد. اين عـمـل باعـث كاهش اعتماد بنفس در فرد معتاد خواهد شد.
8- سخن چيني نكنيد
اعتياد يك بيماري جدي است و نبايد آن را سـرسـري و شـوخـي پنــداشـت. اسـرار او را پيش خود نگهداريد. همان طوري كه مايل نيسـتـيـد پـرونده پزشكي كسي را نزد كسي بازگو كنيد،نيازي نيست ديگران از سابقه و يا پيشرفت اعتياد دوست شما مطلع گردند.
9- انرژي مثبت دهيد
نميتوان بزور كسي را راهي مراكز توانبخشي يا جلسات ترك اعتيارنمود. تضعيف روحيه و گفتن عباراتي مانند " تو ديگه شكست خوردي"، "راهـي بـرات باقي نمونده" دردي را دوا نخواهد كرد. نيابد كسي را به دليل اعتيادش تـرسـانـد. در عـوض بگـذاريـد بـفهـمـد كه خانواده و دوستان او نگران و دلواپـسش هـستـنـد و دوسـت دارنـد بـهـبـوديش را ببينند. حتي اگر او منفي بود شما مثبت عمل كنيد.
عمل كنيد
10 - از خود و ديگران مراقبت نماييد
اگر اعتياد همكار شما باعث اختلال در كار او شده است، مطمئن شويد كه در مورد شما خللي ايجاد نكند. وظايف او را از وضايف خود جدا كرده و اگر كوتاهي او باعث تاخير افتادن در انجام كارهاي محوله اش شد،اين موضوع را به رئيس خود توضيح دهيد. اجازه ندهـيد موقـيـعت شــغلي شما بدليل اعتياد دوستتان لطمه ببيند. اگر دوست شما در مراسم عروسي و جشني دچار ناراحـتي شد، او را از محل خارج نماييد تا مراسم بهم نخورد. اگر خواست در حالتي نامناسب رانندگي كند، كليد ماشين را از او بگيريد.
11- ديگران را دخالت دهيد
اگر اعتياد به صورت كامل رخنه كرده بهتر است از دوستان و افراد خانواده بخواهيد مداخله و وساطت نموده و در جلسه اي با شركـت فرد معـتاد بـه بيان تاثيرات بد رفتارهاي او به خود و ديگران مشغول گردند. ممكن است دوست شما تـحت تـاثـير احسـاسـات شـديـد قرار گرفته و تصميم بگيرد اعتيادش را ترك كند.
12- زمان رهايي را تشخيص دهيد
بيخوابي هاي شبانه، افزايش استرس يا علايم بيماري مانند سردرد و سوء هاضمه در شما علائمي هستند كه نشانگر درگيري بيش از حدتان با مسئله مي باشنـد. در ايـن هنگام كه رفتارهاي مخربانه فرد معتاد سلامتي شما را نيز به خطر انداختـه، لازم است مدتي به استراحت پرداخته و حتي در صورت لزوم كلا" كنار بكشيد.
از خودتان مراقبت نماييد
اعتياد يك بيماري بسيار خطرناك بوده و مي تواند استعـدادها، تـوانايي ها و دارايي هاي فرد مبتلا را نابود سازد. اعتياد علاج ناپذير اما قابل كنترل است. تصمـيم مصرف نكردن مواد، مست نشدن و به قمار خانه نرفتن چيزي است كه فقط توسط خود فرد معتاد بايد گرفته شود. قدرت و كنترل اعتياد در دست شما نيست.
آنچه كه از شما برمي آيد، حمايت و حفظ رابطه دوستي تان مي باشـد. چـنانــچه برغم تلاشهاي شما، هيچ تغيير و آثار نتيجه بخشي مشاهده نكرديد، بهتر است براي حفظ سلامتي خود او را رها كنيد اگر چه ممكن است اين به معناي پايان دادن به يك دوستي چندين ساله باشد. حداقل مي دانيد كه به اندازه كافي اهميت قائل شده ايد.
منبع : سایت مردمان
وسواس فكری
قبل از پرداختن به مسئله اختلال وسواس فكری – عملی ، یا به عبارت علمی ، اختلال وسواسی – جبری ، توصیف واژه اضطراب كه در میان عامه ی مردم به نوعی شناخته شده است ضروری است. ضروری از این نظر كه هر چند این واژه از دیرباز برای انسان آشنا بوده ولی مفهوم عمیق تر و علمی آن جهت توصیف بیماری مزبور مهم به نظر می رسد. این واژه نزد عموم به مفاهیمی چون نگرانی ، تشویش ، دلهره ، دستپاچگی و نظایر این اطلاق می شود. اما به واقع این مفهوم عبارت است از یك حالت انگیختگی هیجانی مفرط و غیر قابل كنترل در لحظه وقوع توسط فرد كه دارای یك یا چند علامت عمده ی جسمی – روانی است؛ نظیر ، پریدگی رنگ چهره یا سرخ شدن چهره ، احساس گرم شدگی یا سردی در اندام خصوصاً دستها ، تنگی نفس ، لرزش لبها یا دستها ، احساس پیچش در ناحیه شكم ، حالت تهوع و استفراغ ، پرش گوشه چشمها و یا پلكها ، تندی ضربان قلب ، بروز اختلال در ارائه تكلم و علائمی چند از این دست.
اما آنچه شرح آن بیان شد، علائمی چند است كه لزوماً تمامی آنها در حالت اضطراب پدید نمی آید، آنچه لازم است در بروز اضطراب مطرح گردد این است كه اضطراب ، خود در حالات عمیق تر ، طولانی مدت تر و گسترده تر تبدیل به شكلها و گونه های مختلفی می شود كه اصطلاحاً به آنها طبقه ی اختلال های اضطرابی گفته می شود. به عبارتی اختلال های مختلفی پدید می آیند كه ریشه همه ی آنها به طور مشترك بروز همان اضطراب است و یكی از عمده ترین اختلال های اضطرابی ، همان اختلال وسواس جدی است.
تشریح نوع اختلال
در یك عبارت ساده اختلال وسواسی- جبری عبارت از وجود حداقل یك فكر اضطرابی در شخص است كه نهایتاً منجر به بروز یك رفتار جبری در فرد می شود . فكر و رفتار در شخص ، غیر قابل كنترل بوده و شخص ناگزیر از تسلیم شدن در برابر آنهاست . نمونه ی شایع آن ، فكر آلوده بودن دستها در فرد است كه وی را وادار می سازد به كـّرات دستهای خود را بشوید. اما این اختلال می تواند شكل خفیف تری نیز داشته باشد و آن هم وجود فكر وسواسی است كه كمتر به عمل وسواسی تبدیل می شود.
در این حالتِ فكر وسواسی یك فكر ، یك عقیده ، یك احساس و یا یك اندیشه، مزاحم و تكرار شونده است. مثلاً شخصی مدام به این مسئله اشتغال ذهنی دارد كه ممكن است عملی انجام دهد كه منجر به مرگ فرزندش شود یا مدام فكر مرگ مادرش به ذهنش خطور كند. نمونه هایی از افكار وسواسی عبارت اند از ؛ فكر آسیب زدن به خود یا دیگران ، مرگ نزدیكان ، آلوده بودن ، مبتلا به یك بیماری لاعلاج بودن ، آتش سوزی ، مسموم شدن خود یا مسموم كردن دیگران.
متقابلاً اعمال وسواسی نیز در نوع عمیق تر اختلال ، به صورت عملی حاد ظهور پیدا می كند نظیر شستن دست ها ، استحمام مكرر، بررسی ابزار مختلف نظیر شیر گاز ، پنجره ها ، كمدها و گنجه ها ، قفل در و ...
علل زمینه ای بروز اختلال
در تشریح ساده و كلی علل بروز اختلال ، بایستی اشاره نمود كه این اختلال ها عمدتاً می تواند ثانوی ، یعنی به دنبال یك اختلال دیگر در فرد مطرح باشند و یا این كه به دنبال ، ناراحتی و اختلال دیگری پدید آید كه مقصود ، افسردگی است. به عبارتی زمینه آن وجود افسردگی در فرد است كه گاهی به دنبال این اختلال حادتر می شود. اما در مجموع ، عوامل رفتاری زیادی در بروز اختلال مطرح هستند كه به طور عمده بدانها اشاره می شود:
1- عوامل زیست شناسی نظیر عوامل عصبی مغز ( ناقلهای شیمیایی) ، عوامل وراثتی و عوامل هورمونی
2- عوامل رفتاری
3- عوامل روانی – اجتماعی
در تشریح كلی عوامل مطرح شده باید گفت كه وجود فرد یا افرادی مبتلا به اختلال های خلقی و یا اضطرابی در خانواده ی گروه 1و 2 می تواند زمینه ای برای بروز اختلال در فرزندان باشد ، اما جدای از این بُعد ، یكی از مهمترین عوامل ، وجود عوامل رفتاری است. نقش رفتاری والدین در تربیت اصول رفتاری كودك ، در بروز این اختلال بسیار مؤثر است. به طور طبیعی والدین در تربیت كودك خود نقش مستقیم تر و عمیق تری بازی می كنند. این نقش در ابعاد افراطی تسلط گرایانه ، اجباری و دستوری و طی تكرارهای مكرر و خصوصاً هنگامی كه كودك را ناگزیر از انجام آن می سازند ، می تواند زمینه ساز بروز اختلال ، در فرد گردد.
برای نمونه در یكی از تحقیقات كه درباره ی رفتار كودك ، در سال 1999 ارائه شد ، به الگوهای رفتاری والدین در شكل گیری رفتار وسواسی كودكانی اشاره شد كه در آن مُبادی آداب بودن والدین ، توجه به نكات پیش پا افتاده ، تأكید به انجام دقیق اكثر عملكردها، رعایت نظم و انضباط ، اصول بهداشتی ، كنترل روابط ، روابط محدود ، دقت در رعایت شست وشو ، در حد بسیار افراطی مد نظر بوده است .
اما در عوامل روانی- اجتماعی به مفاهیمی چند از جمله روانكاوی ، یادگیری های اجتماعی و خودارزیابی اشاره می شود. به طور خلاصه از دیدگاه روانكاوی در زمینه ی اختلال به تأكید و تثبیت رفتارهای اولیه در دوران رشد جنسی كودك كه اصطلاحاً دوران مقعدی است اشاره شده است . گفته می شود كه یك مادر كمال گرا در تأكید و كنترل شدید كودك جهت كنترل مدفوع خود در آن سنین و سپس ارائه تربیت به صورت كمال گرایانه یعنی هر چیزی در حد بسیار دقیق و مطلوب خود ، می تواند شخصیت وسواسی را پدید آورد. چنانچه توجه دادن كودك به رفتارهای وسواسی محیط ، نظیر رعایت اصول اخلاقی در حد بسیار بالا، رعایت اصول ارتباطی ، كنترل نظم و انضباط و سعی او به كامل بودن در حد بسیار ایده آل و عواملی چند از این قبیل كه الگوهای محیطی فرد را تشكیل می دهند، شخصیت وی را به سوی بروز عوامل وسواسی سوق می دهد. خودارزیابی نیز به دنبال همین رفتارها ، مبتنی بر این اندیشه می شود كه شخص برای پذیرفته شدن بایستی تمامی خصائص مزبور را در حد كمال در خود ایجاد نماید و این تنها عامل پذیرش وی در جمع ، والدین و جامعه است كه خودِ این ارزیابی منجر به ایجاد شخصیت وسواسی می گردد.
عوامل پیشگیری كننده
مهمترین و ساده ترین عمل پیشگیری كننده ، توجه مناسب و معتدل به ایفای نقش تربیتی برای كودك است. این كه از ارائه ی عوامل تربیتی و اِعمال فشار شدید جهت شكل دادن آداب و اصول در رفتار كودك خودداری نمود. اما در بزرگسالی پس از بروز افكار وسواسی و یا جبری و حتی وسواسی - جبری آنچه جهت كنترل و رفع این مشكل مهم است در چند بخش كوتاه قابل ذكر است. در ابتدا آنچه مهم است شناسایی ، ارزیابی شدن ؛ مدت افكار وسواسی یا اعمال جبری و یا اختلال وسواسی – جبری است.
در یك مفهوم كلی اگر هر یك از این حالات در حدی نیست كه به فعالیت های فردی و اجتماعی و در مجموع عملكردی فرد آسیبی وارد می كند و فرد به فعالیت های فردی و اجتماعی خود به راحتی ادامه می دهد، این حالت شكل بسیار خفیفی بوده و با فعالیت هایی چند ، قابل مقابله می باشد . گاهی اوقات علت ها لزوماً مستقیماً با فكر یا عمل وسواسی در ارتباط نیستند مثلاً وجود اختلاف بین زن و مرد در مدت های طولانی و بروز نگرانی از طرد شدگی در زن توسط همسرش می تواند او را وادار به رفتارهای وسواسی شدید در نظافت خانه نماید و یا این عمل می تواند در توجه بیش از حد به نظافت كودك و خانواده منجر شود. پس در ابتدا یافتن علت یا علل بروز اضطراب و گام برداشتن در جهت آن می تواند مفید باشد. بیكاری و خالی بودن از فعالیت های فكری و عملی مناسب در زندگی روزمره می تواند فضای مناسبی برای بروز افكار وسواسی باشد. به عبارت كلی باید دید آیا شخص فعالیت های هدفمند كوتاه مدت یا بلندمدت در زندگی روزمره ی خود دارد یا خیر و آیا بدانها می پردازد؟
پس بی هدفی و غیر فعالی از عوامل زمینه ساز برای بروز افكار وسواسی است . وجود فعالیت های مكرر و تنشهای روزمره ی بسیار و عدم رفع تنشها و خستگی های روزمره می تواند به مرور، زمینه ساز خستگی روانی باشد . تنهایی و انزوا ، نداشتن ارتباط كلامی و فیزیكی با دنیای خارج ، پرداختن به فعالیت های ضعیف و انفرادی در حد زیاد ، خود به تدریج می تواند اضطراب زا و موجد افكار وسواسی باشد. همین امر به نوعی در خصوص اعمال وسواسی صادق است. یك نكته ی رفتاری این كه شخص مبتلا به رفتارهای وسواسی می تواند رفتارهای مزبور را در یك دفترچه ی كوچك یادداشت و عمل به آن را نیز یادداشت نماید . مثلاً كسی كه در وارسی قفل در وسواس دارد می تواند هنگام خروج از در بلافاصله قفل كردن آن را یادداشت نماید و هنگامی كه در مسیر حركت خود فكر وسواسی به سراغ وی می آید ، به یادداشت خود مراجعه كند . این عمل باعث می شود نگرانی وی مرتفع و عمل وسواسی كنترل گردد.
اما هنگامی كه هیچ یك از این توصیه ها كارساز نیست و فكر یا عمل وسواسی كماكان وجود داشته و روز به روز نیز شدت می یابد و یا در فرم خفیف تر در همان حالت باقی می ماند ، در این صورت لزوم رجوع به متخصصین روان شناسی و مشاوره با آنها در زمینه مشكل مورد نظر مطرح می گردد. در انتها لازم به ذكر است كه این اختلال به شكل های متفاوتی در افراد شایع است كه در شرایط آزار دهنده ی آن توصیه می شود حتماً به روان شناسان مراجعه گردد.
منبع : سایت تبیان
موانع ازدواج دختران و پسران» از ديد خود آنها چيست؟

مطالعات ملي نشان مي دهد در حالي كه «نداشتن ثبات شغلي»، پس از «بيكاري» از مشكلات و موانع اصلي ازدواج پسران از منظر كل جوانان است، «آزاد نبودن در انتخاب همسر دلخواه» پس از «پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد» مهمترين مانع ازدواج دختران جوان به شمار مي رود.
كل جوانان «نبود حس مسئوليت پذيري در فرد» را چهارمين مانع ازدواج براي دختران و «نداشتن توان مالي كافي» براي پسران مي دانند و پس از آن پسران «پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد» را داراي اهميت دانسته اند.
پس از اين عامل در حالي كه «عدم امكان تهيه مسكن مناسب» به عنوان يكي از مشكلات پسران براي ازدواج است «بي برنامه بودن در زندگي» براي دختران از مشكلات اصلي ازدواج مطرح مي شود.
به گزارش ايسنا، «وجود ملاك هاي سختگيرانه خانواده در ازدواج» براي دختران، بيش از پسران تبديل به مشكل شده است؛ چرا كه اين عامل در رتبه هفتم سلسله مراتب موانع ازدواج دختران قرار داشته و براي پسران در اولويت شانزدهم قرار دارد.
در حالي كه از منظر پسران جوان كشور، براي پسران «شروط دست و پا گير خانواده دختر» در رتبه نهم موانع ازدواج قرار دارد «سختگير بودن در انتخاب همسر» براي دختر در اين مرتبه قرار مي گيرد.
گفتني است «نقص جسماني» ، «عدم بلوغ شخصيتي كافي در فرد» و «ناتواني والدين در راهنمايي براي ازدواج» در ميان دختران در اين سلسله مراتب داراي رتبه بالاتري است.
در حالي كه «نداشتن كارت پايان خدمت وظيفه يا معافيت» براي پسران به عنوان مانع ازدواج مطرح است، دختران داراي مشكلي به نام « ناتواني مالي والدين در تدارك ازدواج براي فرزندان» هستند؛ اين در شرايطي است كه با وجود مانعي به نام «اولويت دادن به ادامه تحصيل» براي ازدواج دختران، پسران به ادامه تحصيل به عنوان مانعي براي ازدواج نگاه نمي كنند.
به گزارش ايسنا اين تحقيق بيانگر آن است كه «شروط دست و پاگير خانواده دختر» براي پسران در مرتبه نهم مشكلات ازدواجشان قرار دارد، اما در مقابل «فراهم نبودن جهيزيه» براي دختران مطرح مي شود.
در حالي كه از سوي جوانان «فراهم نبودن وسايل زندگي» نوزدهمين مشكل پسران براي ازدواج نام برده شده است، دختران «محدود بودن دايره انتخاب همسر » را مشكل خود مي دانند. اين تحقيق نشان مي دهد كه دختران بيش از پسران به «بلوغ شخصيتي كافي در فرد» براي ازدواج اهميت مي دهند؛ چراكه نبود اين ويژگي در ميان موانع ازدواج دختران داراي جايگاه دهم و براي پسران داراي رتبه دوازدهم است.
انواع مواد و شيو ه هاي مصرف مواد افيوني
ترياك : ترياك از گياه خشخاش به دست ميآيد. منشأ هروئين،كدئين و مرفين نيز از همين ماده است.
رنگ و شكل: ترياك معمولاً به رنگ قهوهاي سير و داراي قوامي خميري است كه بويي شبيه به آمونياك يا ادرار مانده داده و هنگام سوختن بوي خاصي شبيه چسب دوقلو ميدهد. بستهبندي آن به صورت لول، حبه قند و يا كيك ميباشد.
سوختة ترياك: پس از مصرف تدخيني (كشيدن) ترياك مادهاي به رنگ قهوهاي سوخته و براق به دست ميآيد كه "سوخته" نام دارد. گاهي آن را در آب حل كرده و به صورت شربت بنفش رنگي مصرف ميكنند.
شيرة ترياك: سوختة ترياك را در آب حل ميكنند و ميجوشانند سپس آن را از صافي عبور ميدهند. آنچه باقي ميماند "تفاله" نام دارد. محلول حاصل را مجدداً حرارت ميدهند. با اين كار مادة خميري و سفت و غليظي به رنگ قهوهاي روشن به دست ميآيد كه "شيره" نام دارد.
روشهاي مصرف:
1ـ تدخين (دود كردن): ابزارهاي مورد استفاده براي تدخين عبارتند از: منقل، وافور، چپق،نگاري (وسيلهاي شبيه چپق كه براي مصرف شيره بكار ميرود)، قليان، ذغالهاي نيمه سوخته، سيخ، ميله و سنجاق بازد شدهاي كه سر آن سياه شده باشد. در روش سيخ و سنگ، سر سيخ را داغ كرده با سنجاق، ترياك را بر روي آن ميگذارند و با لولهاي دود حاصل را وارد ريهها ميكنند.يكنند.
2ـ خوردن: اين روش را بيشتر، افرادي كه بيماري جسمي دارند يا مدت طولاني از روش تدخين استفاده كردهاند، به كار ميبرند. ترياك را معمولاً بعد از غذا ميخورند. در اين روش مصرف، وسيله و اثر دال بر مصرف وجود ندارد.
3ـ تزريق: در اين روش، ترياك را در داخل آب حل كرده و در يك قاشق ميريزند و آن را كمي حرارت ميدهند. سپس آن را روي تكة پنبه يا اسفنج ميريزند و با سرنگ ميكشند و داخل وريد تزريق ميكنند. معمولاً معتادان بي بضاعت از اين روش استفاده ميكنند. وجود سرنگهاي كهنه وچندبار مصرف شده، قاشق سياه شده، تكههاي پنبه يا اسفنج، علامت مصرف تزريقي ماده است.
هروئين :
يكي از مشتقات نيمه مصنوعي مرفين است. هروئين پودر بسيار نرم و سفيد رنگي است كه اشكال بسيار ناخالص آن قهوهاي رنگ ميباشد. هروئين را درتكههاي پلاستيك به شكل مخروطي بستهبندي ميكنند و سر آن را با آتش ميبندند. در اين حالت آب در آن نفوذ نميكند و در مواقع خطر ميتوانند آن را ببلعند و پس از دفع از آن استفاده كنند. وزن بستههاي هروئين 5 سانتي گرمي، ربعي (4/1 گرم)، 5/2 و 5 گرمي است. هروئين موجود در بازار معمولاً ا5 تا 10 درصد هروئين دارد و بقيه آن شير خشك، پودر بيكربنات و پودر گلوكز است.
روش هاي مصرف:
1ـ تدخين: در اين روش، هروئين را روي زرورق سيگار ميريزند و از زير با دستمال كاغذي لوله شده و يا تكههاي مقواي باريك كه با كبريت آتش زده شده باشد، كمي حرارت ميدهند و دود حاصل را از راه دهان بالا ميكشند. گاهي هروئين را با باربيتورات تركيب نموده و تدخين ميكنند كه به نام "شكار اژده" معروف است. وجود تكههاي دستمال كاغذي لوله شده نيمه سوخته يا تكههاي باريك مقوا و يا زرورقي كه روية آلومينيومي آن سياه شده باشد علامت مصرف تدخيني هروئين است.
2ـ استنشاق (دماغي): در اين روش كه معمولاً توسط معتادان غير حرفهاي مورد استفاده قرار ميگيرد، هروئين را روي كاغذ صافي ميريزند و با استفاده از اسكناس لوله شده آن را از طريق بيني بالا ميكشند.
3ـ تزريق: در اين روش، هروئين را با آب ليمو، جوهر ليمو، يا قرص ويتامين C در قاشق حل كرده و كمي حرارت ميدهند. سپس از طريق سرنگ به زير جلد يا داخل وريد تزريق ميكنند.
كدئين:
ماده سفيد رنگي است كه به صورت قرصهاي خالص يا به صورت تركيب با استامينوفن، آسپيرين يا شربتهاي ضد سرفه مورداستفاده معتادان قرار ميگيرد.
مصرف مكرر و بدون دليل و يا با بهانههاي بي مورد قرصهاي آسپيرين كدئينه يا استامينوفن كدئينه نشانهاي از اعتياد به مواد ميباشد.
مرفين:
پودري سفيد يا كرم (و گاهي به رنگ قرمز آجري) تلخ مزه و بيبو است. اين ماده در حال خالص نرم يا ورقهاي به رنگ سفيد تا زرد كمرنگ ميباشد. مرفين به صورت آمپول هاي 10 و 20 گرمي مورد مصرف پزشگي قرار مي گيرد.به صورت زير جلدي، داخل عضلاني و داخل وريدي مصرف ميشود.
حشيش:
از سرشاخههاي گياه شاهدانه كه بوتهاي شبيه به گزنه است به دست ميآيد:
حشيش: مادهاي به رنگ سبز خاكستري و گاهي قهوهاي مايل به سبز با قوامي سفت است.
روش مصرف:
1ـ تدخين: معمولاً حشيش را گرم ميكنند تا بصورت پودر درآيد و سپس آن را با توتون سيگار مخلوط ميكنند و درون كاغذ سيگار ميريزند و ميكشند.
2ـ خوردن: حشيش را با شيرين با نوشابه مخلوط ميكنندو آن را ميخورند، ميجوند يا مينوشند.
ماري جوانا:
مادهاي شبيه توتون، سبز رنگ و زبر است كه به روش تدخيني مصرف مي شود.
چرس، گانجا، بنگ و روغن حشيش ساير موادي هستند كه از شاهدانه به دست ميآيند.
مواد استنشاقي
عمدة اين مواد عبارتند از: چسب، بنزين، مايع سوخت، فندك، تينرهاي نقاشي، اتر، مايع خشكشويي.
روش مصرف :
براي استعمال برخي از اين مواد ابتدا يك دستمال يا تكهاي پارچه را به آن آغشته نموده سپس آن را در مقابل دهان يا بيني گرفته استنشاق مينمايند. برخي ديگر از اين مواد مستقيماً از ظرف مربوطه استنشاق ميشوند.
كوكائين:
مادة بلوري سفيد رنگي است كه از برگهاي گياه كوكا به دست ميآيد.
روشهاي مصرف: استنشاقي و تدخيني
مواد توهمزا:
يكي از مهمترين اين موارد L.S.D است که به اشکال مختلف مانند قرص نقرهاي خاكستري رنگ، پودر سفيد رنگ، كپسول و مايع صاف و روشن و بدون رنگ و بو يافت ميشود.
روش مصرف :
معمولاً گرد يا مايع آن را روي حبه قند ميريزند و ميخورند.
فن سيكليدين (P.C.P)
به صورت پودر كريستالي به رنگهاي مختلف و يا مايع ديده ميشود.
روش هاي مصرف: تزريقي، خوراكي، استنشاقي و تدخيني (به وسيلة سيگار دست پيچ يا پيپ)
داروهايي كه مصرف پزشكي دارند
برخي از داروهايي كه براي درمان بيماريها تجويز ميگردند در صورت مصرف نابجا ميتوانند اعتيادآور باشند. عمدهترين اين داروها عبارتند از:
داروهاي مسكن ـ خوابآور مانند بنزوديازپينها (ديازپام، كلرديازپوكسايد، اكسازپام و.) و باربيتوراتها (فنوباريتال، سكوباريتال، آموباريتال، پنتوباريتال و.)قرصهاي ضد درد مانند استامينافن كدئين، آسپيرين كدئين و شربتهاي ضد سرفه و خلط آور حاوي كدئيو
آمفتامينها
قرصهاي دي فنوكسيلات
قرص هاي بيپريدين (آرتان)
منبع : سایت دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم
عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد
تبيين سوء مصرف و وابستگي به مواد از ديدگاه عوامل خطرساز و محافظتكننده از اين جهت سودمند است كه افقي نو در برنامههاي پيشگيري اوليه بازميگشايد و هزينههاي سرسامآور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگي را به ميزان زيادي كاهش ميدهد.
عوامل خطرساز ويژگيها يا اتفاقاتي هستند كه اگر در شخصي وجود داشته باشند، كمتر احتمال دارد كه او به اختلال يا بيماري معيني مبتلا شود.عامل خطرساز محافظتكننده در دو قطب يك پيوستار قرار دارند.
داشتن عوامل خطرساز به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا ميشود، بلكه احتمال خطر در اين فرد افزايش مييابد. همينطور وجود عوامل محافظتكننده به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا نميشود بلكه احتمال مصونيت در مقابل بيماري براي فرد افزايش مييابد.عوامل خطرساز و محافظتكنندة بيشماري براي سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد قبل از برشمردن اين عوامل، ويژگيهاي آنها در زير آمده است:
بقیه متن در ادامه مطلب
بررسي عوامل مؤثر در ميزان رضايت شغلي معلمان ابتدايي شهرستان مشهد
محقق:اسماعيل برقي
چكيده
بيان مسئله:
رضايت شغلي بعنوان عاملي كه در موفقيت شغلي تأثير بسزايي دارد و باعث افزايش كارآيي و احساس رضايت فردي مي شود و از طرف ديگر، عدم رضايت نيز باعث كم كاري، غيبت و سهل انگاري شده و حتي در درجات بالاتر مي تواند اثرات نامطلوب و مخربي بر برنامه ريزيها داشته و آن را مواجه با شكست مي سازد، بايد مورد توجه جدي قرار گيرد. با ايجاد زمينه مناسب براي رشد رضايت شغلي معلمان ابتدايي فرايند تعلم و تربيت در بستر مناسب تري صورت خواهد گرفت. موضوع پژوهش حاضر بررسي رضايت شغلي معلمان ابتدايي شهرستان مشهد و عوامل مؤثر بر آن مي باشد. پژوهشهايي از اين نوع، مي تواند نارسايي شغلي معلمان ابتدايي را مشخص سازد و در جهت حمايتهاي لازم و صنفي رافع مشكلات ناشناخته آنان باشد.
اهداف پژوهش:
هدف كلي از انجام پژوهش حاضر شناخت ميزان رضايت شغلي معلمان ابتدايي شهرستان مشهد و عوامل مؤثر بر آن مي باشد. با دستيابي به هدف مزبور مي توان رهنمودهاي مفيد و مؤثري براي برنامه ريزيهاي آينده آموزش و پرورش ارائه داد از اين طريق زمينه مناسبي را براي افزايش كارايي معلمان ابتدايي فراهم نمود.
روش تحقيق:
پژوهش حاضر همانند ساير مطالعات رفتاري از روش توصيفي استفاه مي كند و با ابزار اندازه گيري مورد نظر اطلاعات را جمع آوري و سپس با تجزيه و تحليل يافته ها نتايج را به كل جامعه مورد بررسي تعميم مي دهد.
جامعه آماري، حجم نمونه و شيوه نمونه گيري:
جامعه آماري پژوهش حاضر كليه معلمان شاغل در مدارس ابتدايي شهرستان مشهد در سال تحصيلي 76-1375 مي باشد. حجم نمونه مورد بررسي 400 نفر بوده كه به صورت تصادفي ساده انتخاب شده اند.
ابزار اندازه گيري:
ابزار اندازه گيري در پژوهش حاضر، پرسشنامه محقق ساخته اي است كه باتوجه به پرسشنامه رضايت شغلي دانشگاه مينه سوتا و سايرپرسشنامه هاي موجود در مورد رضايت شغلي از جمله بريفيلد و روث تدوين گرديده است.
سؤالات پژوهش:
سؤال اصلي پژوهش حاضر عبارت است از: "چه عواملي در رضايت شغلي معلمان ابتدايي مؤثر است؟ "
ساير سؤالات پژوهش عبارتند از :
1- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با جنسيت آنان رابطه معني داري دارد؟
2- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با سن آنان رابطه معني داري دارد؟
3- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با وضعيت تأهل آنان رابطه معني داري دارد؟
4- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با تعداد فرزندان آنان رابطه معني داري دارد؟
5- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با ميزان تحصيلات آنان رابطه معني داري دارد؟
6- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با ميزان حقوق آنان رابطه معني داري دارد؟
7- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با تناسب نوع كار و رشته تحصيلي رابطه معني داري دارد؟
8- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با سابقه كار يا مديريت اشتغال آنان رابطه معني داري دارد؟
9- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با منطقه محل خدمت آنان رابطه معني داري دارد؟
10- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با نوع مدرسه آنان رابطه معني داري دارد؟
11- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با موقعيت و منزلت اجتماعي شغلي معلمي در نظر آنان رابطه معني داري دارد؟
12- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با تعداد دانش آموزان كلاس آنها آنان رابطه معني داري دارد؟
13- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با با مشاركت آنان در تصميم گيريهاي آموزشي آنان رابطه معني داري دارد؟
14- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با وجود رابطه عاطفي بين همكاران رابطه دارد؟
يافته هاي تحقيق:
1- رضايت شغلي معلمان زن و مرد در مدارس ابتدايي تفـاوت معني داري داشته و زنـان رضـايت شغلي بيشتري نسبت به مـردان ابراز داشته اند.
2- سن و وضعيت تأهل تأثير معناداري بر رضايت شغلي نگذاشته است.
3- تعداد فرزندان معلمين تأثير معناداري بر رضايت شغلي آنان نمي گذارد.
4- رضايت شغلي معلماني كه داراي مدرك ديپلم بوده اند، بيشتر از معلمان داراي مدرك ليسانس بوده است.
5- ميزان حقوق تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.
6- تناسب رشته تحصيلي معلمان با شغل معلمي تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.
7- سابقه خدمت نيز تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.
8- بين رضايت شغلي معلمين نواحي و مناطق مختلف شهرستان مشهد تفاوت معني داري وجود داشته است.
9- نوع مدرسه معلمين در رضايت شغلي آنان تأثير معنادار نداشته است.
10- منزلت اجتماعي معلمين در رضايت شغلي آنان تأثير مستقيم داشته است.
11- تعداد دانش آموزان تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.
12- مشاركت معلمان در تصميم گيريهاي آموزشي تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.
13- وجود جو صميمانه و عاطفي در مدرسه تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين ابتدايي داشته است.
پيشنهادهاي تحقيق:
1- پيشنهاد مي شود در استخدام معلم براي دوره ابتدايي ، معلمين زن در اولويت قرار گيرند.
2- ميران مدارس براي مشاركت معلمان در فرايند تصميم گيري ارزش و اهميت بيشتري قائل شوند.
3- با بكارگيري رسانه هاي ارتباط جمعي ارتباط جمعي تلاش شايسته اي در جهت ارتقاء منزلت شغلي معلمين صورت گيرد.
مواد افيوني كدامند؟
ترياك، شيره و سوخته ترياك، كدئين، هروئين و مرفين انواعي از مواد افيوني هستند كه از گياه خشخاش به دست ميآيند. در ايران مواد افيوني شايعترين مواد غير قانوني مورد مصرف ميباشند.
آثار مصرف مواد افيوني
ابتدا احساس لذت و سرخوشي و سپس كج خلقي و افسردگي
احساس گرما وگل انداختن صورت
تنگ شدن مردمك چشمها
گيجي و رخوت
تهوع و استفراغ
ضعيف شدن تنفس
اغما و مرگ در اثرمصرف مقادير زياد مواد
عوارض مصرف طولاني مواد افيوني
اعتياد (مواد افيوني به شدت اعتياد آورند و معمولاً پس از چند بار مصرف وابستگي ايجاد ميكنند)
يبوست
تيره شدن پوست
كاهش ميل و توانايي جنسي در مردان
نامرتب شدن قاعدگي در زنان
بيتوجهي به وضعيت بهداشتي و سلامتي
كاهش وزن
چرت زدن دايمي
افسردگي
عفونتهاي خطرناك مثل ايدز، عفونت كبدي و كزاز در اثر تزريق
علايم ترك مواد افيوني
وقتي فردي به مواد افيوني معتاد شد، قطع ناگهاني مصرف آنها باعث بروز علايم ناخوشايندي ميشود كه 6 تا 8 ساعت پس از آخرين بار مصرف ظاهر شده و تا 10 روز باقي ميماند. اوج شدت اين علايم روزهاي دوم و سوم پس از قطع است. اين علايم عبارتند از:
درد استخواني و عضلاني
دل پيچه و اسهال
آبريزش از چشم و بيني
عطسه، سكسكه و خميازه
سيخ شدن موهاي بدن و احساس سرما و لرز
بي قراري
بي خوابي
عصبانيت و پرخاشگري
اين علايم پس از چند روز رفع ميشوند، اما اشتياق به مصرف مواد تا چند ماه باقي ميماند و همين اشتياق ممكن است سبب مصرف مجدد شود.
منبع : سایت دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم
مصاحبه با فیلیپ زیمباردو
ترجمه: محمدحسین شریفیان/ دانشجوی کارشناسی روانشناسی
فيليپ زيمباردو يك روان شتاس نامي در زمينه روان شناسي اجتماعي است. آزمايش وي در زندان دانشگاه استنفورد شايد مشهورتر از خودش شده باشد. (شرح اين آزمايش در كتاب روان شناسي اجتماعي ارونسون موجود است.) به نظر نويسنده كتاب"psychologist on psychology"عمده دانشمندان در سنين 18 تا 20 سالگي زمينه علاقه خود را در روانشناسي يافته اند ولي فيليپ در اين مورد استثنا است. او از 6سالگي به روان شناسي علاقمند بوده است. زيمباردو در پاسخ به سئوال "چگونه روان شناس شدي؟"مي گويد :تربيت من من را يك روان شناس كرده است. اين قضيه بر مي گردد به حوادث اوايل كودكي ام...............
چگونه روان شناس شدی ؟
تربیت من ، من را یک روان شناس کرده است. رد پای این موضوع را می توانم در برخی از حوادث دوران کودکی پیدا کنم زمانی که من پنج سال داشتم و دچار یک بیماری مسری شده بودم، سرفه های بلند و ورم هر دو شش. خانواده من ، یک خانواده فقیر و بدون تحصیلات سیسیلی بود. سال 1939 بود و همه کودکانی که به این بیماری مسری مبتلا شده بودند به بیمارستانی در نیویورک فرستاده می شدند ، بیمارستان ویلیام کارتر برای بیماریهای مسری. این به این معنا بود که در آنجا کودکانی با بیماری مسری غیر قابل علاج بودند که در طول روز کاری جز خوابیدن بر روی تختخواب نداشتند. من برای 6 ماه آنجا بودم از پنج و نیم سالگی تا اندکی پس از 6 سالگی.
آنجا چگونه بود ؟
پرستاران ماسک زده بودند و هیچ کاری نمی توانستند انجام دهند تا کودک بمیرد.و همه انکار میکردند . هیچ کس نمی توانست بگوید کسی دارد می میرد تا زمانی که چشمش را باز می کرد و می دید که تخت بغلی خالی است. اگر می پرسیدی : بیلی کجاست ؟ پرستار به تو جواب می داد : بیلی رفت خونه. ولی تا حدودی عجیب بود که انها همه نصف شب به خانه می رفتند. اینگونه بود که من در این سن با ترس دست و پنجه نرم کردم و ترس قابل لمس بود. در آن زمان سیاست بیمارستان آن بود که رابطه عاطفی بین خانواده و بیمار را کاملا قطع کند و این رابطه را برای بیمار با کارکنان برقرار سازد. یکی از راهها این بود که وقت ملاقات با والدبن محدود بود به یکشنبه ها بهد از ظهر و آن هم فقط برای 2 ساعت . و راه دسترسی بیمارستان بسیار سخت بود و هیچ خانواده فقیری هم تلفن نداشت. و هیچ تلفنی هم در سالن بیمارستان نبود لذا اگر والدینت نمیتوانستند بیایند تو خبر دار نمی شدی و هم چنان منتظر می ماندی ، یکشنبه می گذشت و تو هیچ ملاقات کننده ای نداشتی. و چندین دلیل می توانست وجود داشته باشد . من از دسامبر تا آوریل آنجا بودم . در نیویورک زمستان بود. پدر و مادرم باید پنج تا چهارراه تا مترو پیاده می آمدند ، دو تا مترو سوار می شدند و بعد پنج تا چهارراه دیگر پیاده می آمدند تا به بیمارستان برسند. من پنج سال و نیم داشتم و یک برادر 4 ساله و یک نوزاد و یکی از برادرانم فلج بود....
نگرشت زمانی که وارد دانشگاه شدی چگونه بود ؟
پدرم به من کفته بود از انجائیکه پولی وارد (خانواده) نمیکنی پولی هم نمیتوانی خارج کنی. من روی پای خودم بودم. من در تئاتر جوزف در خیابان 44 از کلاهها و کتها مراقبت می کردم ، شکلات می فروختم. این به معناست که من 3 ساعت از روز را در آنجا میگذراندم. در دانشگاه من کاپتان تیم دو بودم و مسئول کلاس . تا ساعت 7 دانشگاه بودم و سر راه تا 11 در تئاتر جوزف. ساعت 11:30 به خانه می رسیدم و تکالیفم را انجام می دادم. و روزهای دیگر هم همینطور . جز شنبه ها که از 12 تا۱۳ در تئاتر کار می کردم چون جشن برگزار می شد . باید همیشه کار می کردم و این جذاب بود.
دانشگاه چطور بود ؟
بله من به دانشگاه رفتم و رشته ای بود به نام روان شناسی و من به شدت به ان علاقه داشتم لذا آن را انتخاب کردم. من نمره c گرفتم و با شاگرد اولها درس می خواندم . دوره افتضاحی بود ، استاد افتضاح ، همه چیز افتضاح بود. من دیگر واحد روان شناسی نگرفتم تا پایان لیسانس. همه واحدهای جامعه شناسی و انسان شناسی را گرفتم و متوجه شدم جامعه شناسی سوالات بزرگی طرح می کند ولی هیچگاه جوابی برای آنها ندارد. من فکر کردن همه کاری که باید انجام دهم پرسیدن سوالهای درست و خوب است، سوالات بیشتر و جذاب تر. به همین خاطر به روان شناسی تغییر مسیر دادم. همچنین به ترغیب یکی از دوستان صمیمی ام که رشته اصلی اش روان شناسی آزمایشگاهی بود ، روان شناسی آزمایشگاهی را انتخاب کردم . او برای انجام آزمایشهایش دستیار نیاز داشت و میدانست من اگراین رشته را انتخاب کنم با علاقه این کار را انجام خواهم داد.من عاشق آزمایش بودم...
*منبع:Psychologist on psychology_david cohen_hodder &stouhghton 2004 _london
اعتیاد ؛ جرم یا بیماری

آیا اعتیاد یک بیماری است ؟
متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ، اعتیاد به مواد مخدر را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود.
چه افرادی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند؟
مطالعات مشخص نموده اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر وابستگی جسمی و روانی پیدا می کنند از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و غالباً در نزدیکانشان اعتیاد به مواد مخدر شایع است. البته این مطلب دلیل آن نیست که هر شخصی که در بین نزدیکانش اعتیاد به مواد مخدر وجود ندارد ، از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری اعتیاد نیست ؛ زیرا اولاً ممکن است نزدیکان شخص از نظر ژنتیک مستعد این مشکل باشند ولی تاکنون این استعداد به ظهور نرسیده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند ؛ ثانیاً اعتیاد به مواد مخدر فقط در زمینه ژنتیکی نیست و تیپ شخصیتی افراد نیز نقش تعیین کننده دارد.
افرادی که شخصیت های خودشیفته ، پرخاشگر و ضد اجتماعی دارند ، مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند ؛ زیرا مصرف مواد مخدر نیازهای روانی ایشان را کاملاً برطرف می کند. از سوی دیگر افرادی با شخصیت های افسرده و اصطلاحاً افراد با شخصیت های زود رنج و احساساتی نیز کاملاً مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. زیرا در این افراد نیز مصرف مواد مخدر نیازهای درونی و روانی را برطرف می کند.
به طور خلاصه می توان گفت هر شخصی می تواند مستعد اعتیاد به مواد مخدر باشد . فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشی می کند به گونه ای که احساس می کند نیازهای روانی یا ژنتیکی او را برطرف نموده است . بدین ترتیب از نظر روانی معتاد به مواد مخدر می شود و به مرور با استفاده های مکرر از مواد به آنها وابسته می شود . در این مرحله این شخص ، بیماری است که به مواد مخدر معتاد شده است.
اعتیاد به مواد مخدرچیست ؟
اعتیاد به مواد مخدر دارای دو جنبه جسمی و روانی می باشد.
منظور ازاعتیاد جسمی آن است که علایمی چون : درد عضلانی ، پرش عضلات ، آب ریزش بینی ، عطسه ، اسهال و استفراغ ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بیمار بروز می کند که این علائم با گذشت زمان( 7-21 روز ، بسته به نوع ماده مخدر مصرفی) برطرف می شود. در پایان این دوره است که بیمار سم زدایی شده و ترک بدنی انجام داده است .

اعتیاد روانی همان تمایل بیمار به استفاده از مواد مخدر می باشد که در دوره سم زدایی و تا مدت طولانی بعد از ترک ، شاید سال ها طول بکشد. بیمار وسوسه استفاده از مواد مخدر را دارد، زیرا متأسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتی نظیر فشارهای روانی ، افسردگی ، اضطراب ، مشکلات جنسی و ... را با استفاده از مواد مخدر داشته است. بنابراین فردی که اعتیاد را ترک کرده است در برخورد با هر یک از این مشکلات ممکن است که مجدداً به مواد مخدر روی آورد.
آیا اعتیاد به مواد مخدر قابل درمان است؟
بیماری اعتیاد به مواد مخدر، تقریباً یک بیماری مهلک است که به درمان طولانی نیاز دارد و درمان آن با سم زدایی شروع شده و با ادامه درمان و ایجاد محیطی امن و عاری از فشارهای روانی ، قدم های بعدی درمان برداشته می شود. این اعتقاد که اعتیاد درمان ندارد کاملاً بی اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتیاد طولانی مدت و سخت باشد؛ اما امید به درمان و بهبودی ، بسیار بالاست.
آیا برای درمان اعتیاد روش های گوناگونی وجود دارد؟
از زمانی که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پدیده اعتیاد گردید، درمان های گوناگونی نیز برای برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نیز این روش های درمان پیشرفته تر و کامل تر می شود. از درمان و ترک کردن در اردوهای معتادان گمنام و درمان با داروی متادون گرفته تا جدیدترین شیوه درمانی که U.R.O.D ( سم زدایی فوق سریع ) است.
بیماران ، ترک جسمی را شروع می کنند و همانطور که قبلاً اشاره شد مرحله دوم درمان و یا به عبارتی مرحله تکمیلی آن آغاز می شود که درمانِ قسمت روانی آن است.
درمان های روانی چیست و اصول آن بر چه پایه ای استوار است ؟
بیماری اعتیاد علاوه بر این که از نظر جسمی ، فرد را ناتوان و وابسته می کند، یک نوع وابستگی روانی نیز در او ایجاد می کند که حتی در مواقعی که از نظر جسمی هیچ گونه مشکلی ندارد و نیاز جسمانی ندارد هوس و میل به مصرف مواد مخدر در او می تواند دلیلی بر شروع مجدد مصرف شود و اینجاست که نیاز بیمار به درمان های روانی کاملاً احساس می شود.
بنابراین باید نگرش و باورهای بیمار به مواد مخدر عوض شده و از نظر روانی ، تنفر و انزجار جایگزین عشق و علاقه به مواد مخدر گردد.
در حال حاضر درمان انتخابی و مطمئن روان درمانی فردی، گروه درمانی ، کلاس های آموزشی ، جانشین سازی ،
فعالیت های مناسب و تکنیک های آرام سازی جسمی – روانی است .

آیا خانواده و محیط بیمار در درمان اعتیاد نقش دارند؟
ایجاد انگیزه در خانواده و همراهان بیمار و این که خانواده چه نقش مهمی در درمان بیمار معتاد دارد، یکی از اهداف مهم درمان اعتیاد است.
پس از سم زدایی جسمی ، بیماران احتیاج به حمایت های بسیار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که این حمایت شامل حمایت روانی و برخورد صحیح و مناسب با بیمار است. اغلب خانواده ها و مردم ، بیمار معتاد را یک مجرم می دانند و متأسفانه در مسیر تلاش در جهت بهبود بیمار خیلی سریع مأیوس می شوند و به اصطلاح ، بیمار را غیر قابل اصلاح می دانند که این ناامید شدن یکی از بزرگترین علل شکست در سیر درمان است. درحقیقت اعتیاد فقط یک بیماری عصبی – روانی می باشد که احتیاج به درمانی طولانی مدت شامل حمایت های روانی بسیار دقیق از بیماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدایی ، خانواده باید اغلب رفتار و برخوردهای لازم با بیمار را با توصیه های متخصصین روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زیرا کوچکترین حرکت اشتباه در مسیر درمان می تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بیماری شود.
آیا به راستی اعتیاد قابل درمان است ؟
هم اکنون اعتیاد به مواد مخدر یا سایر مواد روان گردان صرفاً به عنوان یک بیماری مزمن عصبی روانی شناخته می شود که با یک درمان سم زدایی ، مرحله درمان شروع می شود و با روان درمانی برای مدت حداقل شش ماه ؛ شامل شرکت در کلاس های گروه درمانی و مشاوره فردی ، و حمایت بسیار دقیق و کامل خانواده و اطرافیان ، ادامه می یابد . باید توجه داشت زمانی بیمار ترک کامل روانی را انجام می دهد که بعد از سیر درمان ، به طور کامل از مواد مخدر ، به معنای واقعی متنفر شده باشد، اگر بدین صورت مراحل درمان ادامه یابد به طوری که کلیه فعالیت های درمانی بیمار تحت نظارت گروه پزشکی و متخصص و در مراکز ترک اعتیاد معتبر و مجّرب صورت پذیرد، بدون شک اعتیاد درمان می شود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بیمار به اعتیاد به حداقل می رسد.
بهترین راه درمان اعتیاد به مواد مخدر کدام است؟
جهت درمان بیمار مهمترین مرحله ، تحقیق خانواده و بیمار در جهت یافتن بهترین و موفق ترین مراکز درمانی می باشد که مسلماً برای این منظور باید به مراکز مختلف مراجعه شود و با سیستم درمانی ، آشنایی حاصل ، و اطمینان کامل ایجاد شود به طوری که با تماس مستقیم با بیماران درمان شده ، نظارت بر فعالیت های درمانی مرکز ترک اعتیاد و میزان حمایت از بیماران می توان تا حدود زیادی نسبت به میزان موفقیت ، اعتماد حاصل نمود.
در پایان و به طور خلاصه لازم به توضیح است که در درمان اعتیاد باید توجه داشت که آن را فقط یک بیماری مزمن دانست و بیمار باید با حمایت های کامل خانواده ، مرکز ترک اعتیاد و اطرافیان و با امید به روزی که این بیماری در جهان ریشه کن شود و با کمترین فشارهای روانی درمان شود.
منبع : سایت تبیان
تست کوررنگی
از طریق این تست می توانید چشمان خود را از لحاظ کوررنگی آزمایش کنید :
برای انجام تست روی عکس کلیک کنید
ColorVision Test
برخی از خدمات
شرکت پارس مدار آسیا
سخت افزار شامل :
· طراحی ، ساخت ، نصب و راه اندازی سیستمهای هوشمند
· نصب و راه اندازی دوربینهای مداربسته
مورد نیاز :
1. کارخانجات
2. شرکت ها
3. فروشگاه ها
4. منازل
5. اماکن عمومی
و ... .
· طراحی ، ساخت و تولید قطعات اعم از تزریقی و وکیوم ( همراه با طراحی و ساخت قالب )
نرم افزار
طراحی و ساخت نرم افزارهای توانبخشی وآموزشی
آدرس : تهران – خیابان پیروزی – ایستکاه چهارصد دستگاه – جنب بانک صادرات – شماره 822 – طبقه سوم واحد 7
تلفن : 33309484-021
نمابر : 33306132-021
بررسی میزان رضایت شغلی کارمندان سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان
طرح سنجش رضایت شغلی کارکنان از جمله طرح هایی است که در راستای نیاز سنجی درون سازمانی سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، انجام شد. هدف از اجرای این طرح، بررسی میزان رضایت شغلی کارکنان و تعیین عوامل موثر برآن بوده است. شاخصهای در نظر گرفته شده عبارتند از نظرات کارکنان درباره 1- سرپرست در شغل فعلي 2- وضعيت پرداختها در شغل فعلي 3- شرايط محيط كار 4- همكاران در شغل فعلي 5- فرصتهاي ترفيع در شغل فعلي 6- كار در شغل فعلي .
نمونه ای به حجم 240 نفر مشخص شد که با توجه به حجم كاركنان هریک از معاونتها و ستاد سازمان، به اين 5 گروه اختصاص يافت. پرسشنامه، بر اساس پرسشنامه توصیفکننده شغل (JDI) که توسط اسمیت، کندال و هالین تدوین شده بود، تنظیم گشت و شامل 54 سوال است. مقیاس امتیاز بندی این سوالات مانند مقیاس 5 امتیازی لیکرت بوده است و تحلیل نتایج با استفاده از راهنمای اسمیت صورت گرفته است که در ضمیمه پژوهش موجود می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشگر استفاده شده است.
ماحصل این پژوهش بررسی میزان رضایت کارکنان در کل سازمان و نیز به تفکیک معاونتها می باشد. همچنین میزان رضایت از هر یک از شاخصهای ذکر شده نیز محاسبه گردیده است و عوامل موثر بر آنها بررسی شده است.
خلاصه نتایج:
بر اساس این پژوهش که در بهار 1385 انجام گرفت میزان رضایت کلی کارکنان سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان برابر 3.258 می باشد که با توجه به نزدیک بودن این عدد به 3، درمی یابیم رضایت شغلی کارکنان متوسط میباشد. دیگر امتیازات کل کارکنان سازمان در بخش های مربوط به ارزیابی سرپرست در شغل فعلی 3.794، پرداخت ها در شغل فعلی2.447 ، شرایط محیط کار 3.388 ، همکاران در شغل فعلی3.764، فرصت های ترفیع در شغل فعلی2.591، کار در شغل فعلی 3.565 می باشد.
ارزیابی در سه گروه مدیران، کارمندان و خدمات
مدیران
میانگین کل امتیاز بدست آمده برای مدیران سازمان برابر 3.355 می باشد. از آنجا که این مقدار نزدیک به عدد 3 است و با توجه به تحلیل ارائه شده برای پرسش نامه توصیف کننده شغل JDI ، نشانگر آن است که رضایت شغلی مدیران متوسط می باشد. لازم به ذکر است امتیاز رضایت شغلی مدیران در بخش مربوط به ارزیابی سرپرست در شغل فعلی 3.887 می باشد. با توجه به اینکه این عدد نزدیک به عدد 4 است ، نشان دهنده رضایت زیاد می باشد.
دیگر امتیازات کسب شده مدیران در بخش های پرداخت ها در شغل فعلی 2.683، شرایط محیط کار3.508، همکاران در شغل فعلی3.582 ، فرصت های ترفیع در شغل فعلی2.682، کار در شغل فعلی 3.793 می باشد.
2- کارمندان
میانگین کل امتیاز بدست آمده برای کارمندان سازمان برابر 3.183 می باشد. از آنجا که این مقدار نزدیک به عدد 3 است و با توجه به تحلیل ارائه شده برای پرسش نامه توصیف کننده شغلJDI ، نشانگر آن است که رضایت شغلی کارمندان متوسط می باشد. لازم به ذکر است امتیاز رضایت شغلی کارکنان در بخش مربوط به ارزیابی سرپرست در شغل فعلی 3.752 می باشد . با توجه به اینکه این عدد نزدیک به عدد 4 است ، نشان دهنده رضایت زیاد می باشد.
دیگر امتیازات کسب شده کارکنان در بخش های پرداخت ها در شغل فعلی 2.317، شرایط محیط کار 3.29 ، همکاران در شغل فعلی3.731 ، فرصت های ترفیع در شغل فعلی2.443، کار در شغل فعلی 3.57 می باشد.
2- خدمات
میانگین کل امتیاز بدست آمده برای نیروهای خدمات سازمان برابر 3.405 می باشد. از آنجا که این مقدار نزدیک به عدد 3 است و با توجه به تحلیل ارائه شده برای پرسش نامه توصیف کننده شغل JDI ، نشانگر آن است که رضایت شغلی نیروهای خدمات متوسط می باشد. لازم به ذکر است امتیاز رضایت شغلی نیروهای خدمات در بخش مربوط به ارزیابی سرپرست در شغل فعلی 3.851 می باشد. با توجه به اینکه این عدد نزدیک به عدد 4 است ، نشان دهنده رضایت زیاد می باشد.
دیگر امتیازات کسب شده نیروهای خدمات در بخش های پرداخت ها در شغل فعلی2.659، شرایط محیط کار 3.589 ، همکاران در شغل فعلی3.97، فرصت های ترفیع در شغل فعلی2.948،کار در شغل فعلی 411. 3 میباشد.
براي بررسي تاثير عوامل مختلف بر ميزان رضايت شغلي كاركنان سازمان از روشهاي مختلف آماري استفاده مي كنيم.
هنگامي كه به بررسي تاثير عوامل مشخصات فردي بر ميزان رضايت شغلي مي پردازيم تكنيكهاي مورد استفاده به دو بخش تقسيم مي شوند:
1- هنگامي كه عامل مورد نظر
دو سطحي باشد از آزمونهاي برابري ميانگين ها استفاده مي كنيم. فرض مورد بررسي در اين آزمونها برابري ميانگين رضايت شغلي در دو گروهي است كه توسط دو سطح عامل بوجود مي آيند.
2- هنگامي كه عامل مورد نظر بيش از دو سطح دارد براي بررسي تاثير آن از آزمونهاي تحليل واريانس و آزمون دانكن استفاده مي كنيم.
براي بررسي تاثير عوامل انتخاب شده ( سرپرست، پرداختها و .....) از روشهاي ديگر آماري از جمله تعيين ضرايب همبستگي و رگرسيون استفاده مي كنيم.
به عنوان نمونه بررسی کلی میزان رضایت کلی نشان میدهد که میزان رضایت شغلی با عواملی همچون جنس، وضعیت تاهل و سن در ارتباط است و با درآمد ماهیانه، سابقه کاری، وضعیت اسنخدامی و تحصیلات رابطهای ندارد.
برای مطالعه بیشتر و جزئی تر می توانید به این پروژه مراجعه نمایید.
منبع : سایت سازمان فرهنگی-تفریحی شهرداری
مقايسه فرسودگي شغلي
بين پرستاران بخشهاي داخلي، جراحي، روانپزشكي و سوختگي
دكتر شهين طوبايي1- دكتر علي صحرائيان2
چكيده
زمينه و هدف: تنشهاي رواني و فرسودگي شغلي ميتوانند بر احساس رضايت حرفهاي و همچنين مراقبت از بيماران تأثير منفي داشته باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسي و مقايسه فرسودگي شغلي در پرستاران شاغل در بخشهاي داخلي، جراحي، روانپزشكي و سوختگي انجام شد.
|
کتاب ِ {زبان فــهـــم ها} ؛ منتشر شد : اسفند۸۶ |
|||
۱۸۳ صفحه -رحلی-۵۰۰ گرم- : ۹۵۰۰ تومان -- ناشر : مولف :
--- دسترسی آزاد به متن کامل : ۳.۶ مگ- PDF : سایت نویسنده : www.BehinArbabi.com
محل های فروش و روش های تهیه کتاب :
۰- روبروی دانشگاه : و احتمالا : نمایشگاه کتاب تهران( ماه اردیبهشت).
ـــــــــــــ
۱- کریمخان -نبش میرزای شیرازی : کتابفروشی چشمه : تلفن : ۸۸۹۰۷۷۶۶
۲ - کریمخان - نزدیک پل : کتابفروشی ثالث
۳- نزدیک به کریمخان- تقاطع زرتشت : فروشگاه شهر کتاب مرکزی
۴- نزدیکی میدان انقلاب : بازارچه کتاب : کتابفروشی اختران : ۶۶۹۵۳۰۷۱
۵- فروشگاه موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران : خیابان فرانسه : ۶۶۹۷۰۸۰۶
ــــــــــــــ
-- پخش اینترنتی : (نویسنده مسئولیتی ندارد ) :
۶- - پستی : آدینه بووک : ۰۹۱۲۱۲۶۱۳۷۰ : http://www.adinebook.com/
ــــ
۷- ////////- پیک؟ - کتابخانه امید ایران : ۰۹۱۲۲۰۷۰۹۴۴ : http://www.irebooks.com/
--» احتمالا تحویل کتاب- و دریافت هزینه -در محل خود شما (بوسیله پست دولتی) :
به نقل از وبلاگ و سایت نویسنده :
انواع تنشهای نقشهای سازمانی
درجوامعی که " فاصله ی قدرت " درآنها زیاد است،انتظارمیرود،تنش نقشها را رهبران ومسئولین مدیریت کنند .
● نقشهای اجتماعی :
یکی ازشیوه های موثرتعریف سازمانهای اجتماعی ، توصیف نقشهایی است که دریک واحد یا سازمان وجود دارد،مانند نقش مادروپدردرسازمان خانواده و یا نقش معلم و شاگرد دریک سازمان یا واحد آموزشی . بطوریکه اگربگوئیم سازمان مورد نظرمن جایی است که درآن نقشهای معلم وشاگرد وجود دارد،مشخص میشود که سخن ازیک سازمان آموزشی است،درمحیطهای شغلی نیزافراد درنقشهای سازمانی مختلف مانند مدیر،کارگریا کارمند و... قرارمیگیرند . برخی پژوهشگران برای نقشهای مختلف دونوع " تنش " نقش به نامهای" تعارض" نقش و" دوگانگی" نقش تشخیص داده واندازه گیری میکنند ." تعارض" نقش عبارتست از" ناسازگاری بین انتظارات افراد مختلف ازنقش واحد ویا تعارض درجنبه های مختلف آن" و" دوگانگی" نقش عبارتست از" ابهام درباه ی اینکه درنقش معین چه کارهایی باید انجام داد "
معرفي پژوهش و كتاب
در این قسمت تلاش می شودکتاب ها و پژوهش هایی که در زمینه هوش هیجانی ، مهارت های زندگی و
زمينههاي مرتبط با هيجانات و عواطف به فارسي وجود دارد ، به تدريج معرفي شود. مطمئناً كتابها و مقالات و پاياننامههايي وجود دارد كه ممكن است ما از آن بيخبر باشيم .
1- گولمن، دانيل.(1382). هوش هيجاني. ترجمه نسرين پارسا. انتشارات رشد
2- گولمن، دانيل. (1383). هوش هيجاني در كار. ترجمه بهمن ابراهيمي، محسن جوينده. انتشارات بهين دانش
3- گولمن، دانيل. بوياتزيس، ريچارد. مككي، آني. (1385). هوش هيجاني در مديريت و رهبري سازماني. ترجمه بهمن ابراهيمي. انتشارات سازمان مديريت صنعتي (زير چاپ)
۴- ... ادامه مطلب
بررسي ميزان عوامل مؤثر در رضايت شغلي
كاركنان يك شركت خدماتی
يکی از منابع ارزشمند هر سازمان، نيروي انساني شاغل در آن سازمان است. در صورتي رضايت شغلي نيروی انسانی ايجاد مي شود كه بين توقعات نوخاسته انسان با پاداش هايي كه كار فراهم مي آورد، سازگاری وجود داشته باشد. در اين مقاله، مقدار عوامل مؤثر در رضايت شغلي كاركنان در يك شركت خدماتي در استان فارس مورد بررسي قرار گرفته است؛ نتايج حاصله نشان مي دهد كه به دليل عدم دخالت کارکنان در تصميم گيري ها، رضايت شغلي در حد پاييني وجود دارد و پيشنهاد شده است كه با دخالت دادن بيشتر افراد در تصميم گيري ها، سهم آنان در نتايج حاصله را افزايش دهند؛ اين امر به نوبة خود، افزايش رضايت شغلي را به همراه خواهد داشت.
. ...و
وسواس چيست و چگونه آنرا درمان كنيم؟
وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در
برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبتبه شخصيتخود بوده از غير عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نوروزهاى شديد مىدانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مىسازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مىكنند و ... .
Inventory Behavior and the Competitiveness
of Agricultural Commodities
Background
Although inventories as well as prices are essential for explaining commodity market adjustments, most of the commodity literature has been concerned with price behavior. That the role of commodity stocks is little understood is surprising. A well-known characteristic of commodity market adjustments is that since demand (particularly for agricultural food and beverages) and supply (particularly for agricultural perennial crops) tend to be relatively price-inelastic in the short run, stock movements, which are more price elastic, provide the vehicle whereby markets achieve equilibrium. Nonetheless, stock behavior should not be explained just in terms of residual adjustments or unintended accumulations. Stock holding generally takes place for precautionary, transactions, and speculative purposes. Such motives together with more complex interpretations exist in the inventory-theoretic literature, as mentioned below.
بررسي فرسودگي شغلي پرستاران شاغل در بيمارستان هاي دانشگاه علومپزشكي شهر زنجان 1381
نويسندگان: ميترا پيامي بوساري
زنجان خيابان پروين اعتصامي جنب كارخانه شيرپاستوريزه mitra_payami@yahoo.com
نوع مقاله: پژوهشي
چکيده مقاله:
مقدمه: همگام با تغييرات چشمگير سيستمهاي بهداشتي و درماني ، پديده فرسودگي شغلي پرستاران مورد توجه گسترده جوامع پرستاري سراسر جهان واقع شده است. فرسودگي شغلي از عوامل عمده افت كيفيت مراقبتهاي پرستاري است. خستگي عاطفي، مسخ شخصيت و عدم موفقيت فردي ابعاد سهگانه فرسودگي شغلي را تشكيل ميدهند. گزارش هاي موجود حاكي از شيوع بالاي فرسودگي شغلي در پرستاران است.
هدف: تعيين فرسودگي شغلي پرستاران در ابعاد مختلف و تعيين چگونگي ارتباط آن با متغيرهاي فردي .
نوع پژوهش: اين مطالعه توصيفي مقطعي است که ابتدا فرسودگي شغلي پرستاران از نظر فراواني و شدت در هر بعد تعيين و سپس ارتباط آن با ويژگيهاي فردي آنان تعيين گرديد. جهت گردآوري اطلاعات از پرسشنامه اي شامل سه بخش اطلاعات دموگرافيك (11 سؤال)، ابزارهاي استاندارد فرسودگي شغلي Maslach (MBI) با 22 گويه و صفت اضطراب Spilberger (20 گويه) استفاده شده است. درجهبندي ابزارهاي ياد شده براساس معيار ليكرت است، كه در بخش MBI به شكل كم، متوسط و شديد، و در بخش صفت اضطراب به شكل كم، خفيف و متوسط به بالا بيان شده است. روائي و پايائي ابزارهاي سنجش طي پژوهش هاي قبلي مورد تأييد قرار گرفته است. در اين پژوهش با مراجعه حضوري به محل كار پرستاران ، پرسشنامه طي يك مرحله توز يع و در مراجعه بعد ي جمع آوري شد.
نمونه: شامل 151 پرستار با مدرك كارشناسي شاغل در بيمارستان هاي آموزشي شهر زنجان در سال 81 مي باشد. ميزان مشاركت پرستاران د ر اين تحقيق 1/60% بود.
نتايج: اكثريت پرستاران دچار فرسودگي شغلي کم در بعد ا حساس خستگي عاطفي (54% فراواني و 66% شدت)، فرسودگي شغلي متوسط در بعد مسخ شخصيت (44% فراواني و 4 3 % شدت) و فرسودگي شغلي شديد در بعد عدمموفقيت فردي در حد شديد (45% فراواني و 46% شدت) بودند. صفت اضطراب به عنوان بهترين پيش گوئي کننده كليه ابعاد فرسودگي شغلي شناخته شد (0001/0 P< ) . در اين بررسي بين متغيرهاي فردي شامل جنس، وضعيت استخدامي، محل كار در بيمارستان، كفايت سطح درآمد و سمت با ابعاد فرسود گي شغلي ارتباط آماري معنيدار مشاهده شد.
بحث و نتيجهگيري: وجود سطوح مختلف فرسود گي شغلي با توجه به كيفيت فعلي خ دمات پرستاري ، لزوم اتخاذ سياستهاي جديد جهت تعديل و پيشگيري از اين پديده را محر ز ميسازد.
واژههاى کليدى: اضطراب،فرسودگي شغلي،فرسودگي شغلي پرستار
منبع : مجله پرستاری ایران جلد 16, شماره 33 - (10-1381)
|
بررسي تأثير آموزش ارتقاء مستمر كيفيت بر د انش، نگرش و عملكرد و ميزان رضايت شغلي پرستاران محمد علي حسيني - دكتر حسين كاكوئي - شيوا شاه زيدي - مارال ديبايي چكيده مقدمه : يكي از مسا ی ل مطرح در مديريت خدمات پرستاري پایـين بودن و یا عدم رضــايت شغلي پرستاران ميباشد . از عوارض پايين بودن رضايت شغلي ميتوان از کاهش كيفيت مراقبت، ترك خدمت پرستاران، غيبت از كار و ... نام برد . محققان روش هايي را براي مقابله با كاهش رضايت شغلي عنوان كرده اند كه از آن جمله ميتوان به آموزش و اجرای برنامه ارتقاء مستمر كيفيت اشاره نمود كه رضايت پرستاران و بيماران را در پی دارد . هدف از اين پژوهش تعيين تأثير آموزش ارتقاء مستمر بر ميزان رضايت شغلي و تغييرات دانش، نگرش و عملكرد پرستاران بوده است. مواد و روش کار: در اين پژوهش نيمه تجربي دو گروهي ، نمونهها (15 نفر گروه آزمون و 30 نفر گروه شاهد) به صورت مبتني بر هدف از دو بيمارستان شهداي تجريش و طالقاني شهر تهران انتخاب شدند. ابزار پرسشنامه سنجش رضايت شـــغلي و پرسشنامه سنجش دانش، نگرش و عملكرد بود كه ابتدا هر دو گروه از نظر رضايت شغلي و ميزان دانش، نگرش و عملكرد در خصوص ارتــقاء مستمر كيفيت مورد ارزيابي قرار گرفتند. سپس گـــروه آزمون طي يك كارگاه دو روزه ارتقاء مستمركيفيت به روش (فوكوس- پي، دي، سي، اي) آموزش داده شد و بلافاصله پس از آن فقط گروه آزمون مورد سنجش رضايت و مـــيزان تغييرات دانش، نگرش و عملكرد قرار گرفت و نزديك به دو ماه انجام فرآيندها پيگيري شـده و بعد از طي آن مجدداً از هر دو گروه آزمون رضايت شــغلي به عمل آمده و ميـــزان تغييرات دانش، نگرش وعملكرد آنان اندازه گـــيري شد . نتــايج به دست آمده از آزمونها در دو گروه شاهد و مورد قـــبل و بعـــد از آموزش با هــم مقايسه شدند. جهت تجزيه و تحليل دادهها از آزمونهاي تي مستقل، تي زوجي و تحليل اندازههاي مكرر استفاده شد. يافتهها: اختلاف معناداري در هيچ يك از متغيرهاي رضايت شغلي و متغير دانش، نگرش و عملكرد در گروه شاهد به وجود ن یامد . نتايج آزمون نشان داد كه در مورد متغيرهاي فوق اختلاف معناداري پس از مداخله مابين دو گروه شاهد و آزمون وجود دارد و اختلاف معناداري در ميانگين نمرات اكتسابي هر دو متغير در زمانهاي پيش، بلافاصله و دوماه پس از آزمون در گروه آزمون وجود دارد (05/0 p < ). بحث: به دليل اينكه آموزش ارتقاء مستمر كيفيت در كوتاه مدت نميتوانست بر متغير حقوق و پرداخت تأثيرگذار باشد اين متغير از متغيرهاي پرسشنامه رضايت شغلي حذف شده است و در اين تحقيق مورد بررسي قرار نگرفته است و در كل يافتههاي اين تحقيق نشان داد كه آموزش ارتقاء مستمر كيفيت موجب افزايش رضايت شغلي و تغيير در جهت بالا بردن دانش نــــگرش و عملكرد پرستاران شاغل در بيمارستانهـاي شهـداي تجريش و طالقــاني شهر تهران گرديده است. نتيجه گيري: نتايج حاصـــل از اين پژوهش نشان داد كه آموزش ارتقاء مستمر كيفيت موجب تغيير در دانش، نگرش و عملكرد پرســـتاران شده و آنرا ارتقــاء داده است . همچنين يافتههاي حاصــل از اين پژوهــش حاكي از اين بود كه ميزان رضـايت شغلي پرستاران با آموزش ارتقاء مستمر كيفيت بالا رفته است واژههای کلیدی: ارتقاء مستمر كيفيت، رضايت شغلي، دانش، نگرش و عملكرد، پرستاران
منبع : مجله پژوهش پرستاری ایران - تابستان ۸۵ |
هنر حل مساله
استراتژی جورج پولیا در حل مساله:
پولیا می گوید : روند حل مساله عبارت است از :" جستجوی راه خروج از دشواری ها یا مسیر عبور از مانع ها " . پولیا مراحل حل مساله را که شامل چهار مرحله است به صورت زیر بیان می کند :
1) فهم مساله
2) تهیه طرح یا نقشه مناسب برای حل مساله
3) اجرای طرح یا نقشه
4) بازنگری
1- فهم مساله : برای حل مساله ابتدا باید صورت مساله را خوب درک کرد . پس اولین وظیفه برای حل یک مساله , فهم درست و کامل یک مساله است . پولیا معتقد است برای حل یک مساله باید موارد زیر به خوبی روشن شود :
الف) چه چیزی را باید پیدا کرد ؟ ( مجهول چیست ؟)
ب) چه چیزی مفروض است ؟( معلومات چیست ؟)
ج) چه رابطه ای بین مجهولات و معلومات موجود است ؟
2- تهیه طرح یا نقشه برای حل مساله : ممکن است برای حل یک مساله چندین راه موجود باشد اما باید به دنبال طرحی بگردیم که ما را مستقیما به هدف برساند . درین راه می توان از مسایل کمکی نیز استفاده کرد .
کهلر آزمایشی انجام داده است به این ترتیب که : میمونی را در اتاقکی قرار می داد و در بیرون اتاقک موزی وجود داشت که دست میمون به آن نمی رسید , جانور با جدیت می کوشید تا به موز بیرون اتاقک دست یابد ولی بی نتیجه بود . در محدوده ای که دست او می رسید قطعه چوبی بود که جانور ظاهرا هیچ توجهی به آن نداشت ناگهان میمون چوب را برداشت و موز را حرکت داد و آن را خورد . حیوان برای برداشتن موز , از مساله ای دیگر که همان برداشتن قطعه چوب است استفاده کرد که به این مساله , " مساله کمکی یا فرعی " می گویند . با حل این مساله , پیدا کردن راه حل مساله هموار می گردد.
2- اجرای طرح یا نقشه : پس از تهیه طرح باید آنرا به اجرا گذاشت . نکته اساسی این است که شخص نظارت کامل بر پیشرفت اجرای طرح داشته باشد تا اگر زمانی احساس کرد که ممکن است او را به حل مساله نرساند بتواند طرح جدیدی را تهیه و اجرا کند .
3- بازنگری : پس از اتمام مرحله اجرا , حل کننده مساله باید یک بازنگری بر تمامی مراحل داشته باشد و جوابها و برهان ها را امتحان کند .
(( اگر می خواهید شنا یاد بگیرید با شجاعت وارد آب شوید و اگر می خواهید مساله ها را یاد بگیرید آنها را حل کنید . ))
جورج پولیا

هرگاه نوروز فرا رسید ، غسل کن وپاکیزه ترین لباسهایت را بپوش . [امام صادق (ع) ]
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال
برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال وهمه سال مبارک بادت این روز وهمه روز
جشنهای آیینی عموماً مناسبتها وخصلتهای ویژه ای دارند که در میان اکثراقوام مشترک است ، مهمترین ویژه گیهای جشن یا عید ، ریشه های مذهبی ، اساطیری آن است که به آن هاله ای از تقدیس می بخشد . واژه جشن از ریشه YAZ ، به معنی نیایش وپرستش است است وجشن نوروز نیایش در روز نو است وسپاس این که سالی دیگر از زندگی آغاز شد که سر سال است وپیشانی سال نو... واعتقاد پارسیان در مورد نوروز آن است که اولین روزی است که زمانه وبدو فلک به گشتن آغاز شده .
در عین حال ، جشن به واقعه ملی خاصی که رنگ اسطوره به خود گرفته است نیز تعلق دارد و وسرانجام ، مناسبت دیگر جشن یا عید ، رابطه آن با طبیعت است .
در ایران علاوه بر جشنهای دینی ومذهبی مثل عید قربان ، عید فطر ، عید مبعث ، عید غدیر و... جشنهای باستانی واسطوره ای مثل نوروز وجود دارد که از دوران کهن به یادگار مانده است .
آیین نوزور به ایران باستان بازمی گردد . یعنی حتی قبل از زرتشت وبابلیان ، بهار وسال نو را جشن می گرفتند وصورت قدیمی آن تقرایباً به حدود سال 2340 قبل از می لاد مسیح باز می گردد. در کتیبه های بابلی از مراسمی به نام عید اَکتیو سخن رفته که برگزاری آن دوازده روز طول می کشیده است که اکنون نیز دوازده روز آغاز سال جشن نو روزاست
عید نوروز را چنین گفته اند که مچون جمشیدبرای خود تخت ساخت ، در این روز بر آن سوار شد وجن وشیاطین آن را حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد ومردم برای دیدن امر در شگفت شدندواین روز عید گرفتند .
در ادبیات فارسی ، شاعران ونویسندگانی چون فردوسی ، منوچهری ، عنصری ، ابوریحان ،جریر طبری ، مسعوئدی ، مسکویه ، گردیزی و... چشن نوروز را به جمشید نسبت می دهند .
بنابه روایات شاهنامه حکیم توس ، جشن فرخنده نو روز در آغاز فروردین از یادگارهای جمشید است . چون جمشید به پادشاهی رسید واین کار خیلی بزرگ به نظر آمد ، آن روز را که روز تازه ای بود ، جمشید عید گرفت .
جشن نوروز در دین اسلام محترم شمرده شده است وشاید تنها جشن وآیین ملی است که اسلام ومذهب تشیع آن را منسوخ نکرد، بلکه جلاوشکوه هدفداری نیز بدان بخشیدوبارنگ وبوی مذهبی ودینی آراست .
در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت داده اند وگفته اند که چون وی انگشتری خود را گم کرد ، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت و شکوه پیش به او بازگشت وپادشان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند (( نوروز آمد )) .
مرحوم علامه مجلسی در کتاب (( سماء والعالم )) از قول امام جعفر صادق (ع) روایت کرده است که روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده وآن روز ، روز فرخنده ای برای طلب حاجت وبرآورده شدن آرزوهاست ... کسب دانش ، مسافرت وخرید وفروش در آن روز خجسته وبیماران رو به بهبودی می گذارند .
علامه مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز واین که نوروز روز موافق با روز مبعث و27 ماه رجب بود ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید، چنین آورده است ؛ پس حضرت صادق به معلی فرمود : (( چون نوروز شود غسل بکن وپاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و به بهترین بویها خود را خوشبو کن ودر آن روز ، روزه بدار ، پس چون از نماز پیشین وپسین ونافله های آن فارغ شوی چهار رکعت نماز بگزار ، هر دو رکعت یک سلام ، در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره مبارکه قدر ودر رکعت دوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه کافرون ودر رکعت سوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه توحید ودر رکعت چهارم بعد از نماز ، سجده شکر بجای آور وبگو ... ( دعایی که حدود 8 سطر) چون چنین کنی ،گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود .
در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز می خوانیم که حضرت جعفر بن صادق (ع) می فرمایند: (( ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند ، همان روزی است ه آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد . همان روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت . همان روزی است که خداوند زندگی بخشید به آنان که از ترس مرگ از خانه وکاشانه خود بیرون شدند وهزاران تن بودند ، پس خداوند به آنان فرمان داد که بمیرند ، سپس ایشان را در این روز ( دوباره ) زنده کرد . همان روزی است که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد وهمان روزی است که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد . همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند . همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد . همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد . وهمان روزی که قائم ما ( قائم آل محمد )واولیای امر در آن ظهور کنند .
امام صادق می فرمایند : هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج ( ظهور قائم آل محمد عج ) هستیم ؛ چرا که نوروز از روزهای ما وشیعیان ما است .
آری نوروز ، روزی که خلقت آغاز شد ، روزی که امام عصر (عج) در آن ظهور می کند ، روزی که خلافت علی (ع) شروع شد .
روزی که مبارک وخجسته خوانده شده وروزی که عید است ، بازگشت است ، آغاز تجلی آیات ونعمات الهی است . شروع رحمت است وروزی است که انسانها را در (( یا محول الحول والاحوال )) به نیاز به معبودی برای تحول خویشتن دعوت می کند .
جشن نوروز روز گنجینه ای است از تمامی این معناها ، ارزشها ، مناسک وآیینها ، فروردین ماه برای ایرانیان نماد شکوه وزیبایی وپیام آور مهربانی وامید وشادی وپیروزی است .
امسال هم همانند دو سال گذشته نوروز را با یاد وخاطره شهید کربلا ، سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ویاران وفادار ایشان آغازمیکنیم ، امامی که مظهر مهر است ، امامی که عشق و محبت را به دل ها باز مي گرداند. امامی که با یادآوری یادو شهامت وفداکاریش بازار عطوفت، همدلي و مدارا دوباره رونق مي گيرد و ايثار وفداکاری در انسانهای عاشق او دوباره قوت می گیرد.
سالي دوباره آغاز می شود، ساعاتي كه پاكند. براي ملاقات با اين ساعات ملکوتی ، ساعاتی که برایمان یاد آور قیامت است ،یاد آور زنده شدنی دوباره ،باید پاك باشيم و آراسته همچون طبيعت، پس باید همه چیز را پاکیزه کنیم ،خانه هایمان را تمیز وغبار غم واندوه وکینه ها را از دلهایمان دور بریزیم وبا دلی مالامال از مهر ومحبت به استقبال سال نو برویم . بانام خدا سالی پربار را شروع کنیم سالی که همراه با پیشرفت علمی ومعنوی باشد؛ در آن لحظات معنوی برای ظهور آقا امام زمان (عج) وسلامتی ایشان دعا کنیم .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|