تبليغاتX
علوم رفتاری

 آزمون یار پویا

منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
 
موضوعات
آزمون های روانشناسی فارسی
نرم افزار آزمون های روانشناسی
آزمون های روانشناختی انگلیسی
ebookهای روانشناسی
مقالات فارسی روانشناسی
مقالات انگلیسی روانشناسی
تدریس روانشناسی در دانشگاه برکلی (mp3)
وسایل کمک آموزشی
چکیده مقالات فارسی
خبرهای جدید
عناوین مقالات فارسی
فیلم های آموزشی علوم رفتاری
پایان نامه های علوم رفتاری به زبان انگلیسی
لينكستان
حقوق و روانشناسی آزمون یار پویا پارس مدار آسیا مکانیک و مذهب هرچی بخوای!!؟؟ اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست بهداشت محیط روانشناسی عشق دنيــــاي ان. ال. پی انسان بزرگ اندکی صبر سحر نزدیک است روانشناسی کودک وبلاگ تخصصي روانشناسي جامعه شناسی باورهاي استوار دست نوشته هاي يك جادوگر هنر فیزیک همدردی روانشناسی-مشاوره همیشه در اوج انگلیسی: آموزش، زبانشناسی، ترجمه، ادبیات حیات عاقلانه صاحبدلان بی پرده زنان و مردان را ببینید
خردمند از مشورت با ديگران بي‌نياز نيست. امام علي (ع)

کلیک کنید

وسواس فكری
 

 

وسواس فكری

 

 

 

قبل از پرداختن به مسئله اختلال وسواس فكری – عملی ، یا به عبارت علمی ، اختلال وسواسی – جبری ، توصیف واژه اضطراب كه در میان عامه ی مردم به نوعی شناخته شده است ضروری است. ضروری از این نظر كه هر چند این واژه از دیرباز برای انسان آشنا بوده ولی مفهوم عمیق تر و علمی آن جهت توصیف بیماری مزبور مهم به نظر می رسد. این واژه نزد عموم به مفاهیمی چون نگرانی ، تشویش ، دلهره ، دستپاچگی و نظایر این اطلاق می شود. اما به واقع این مفهوم عبارت است از یك حالت انگیختگی هیجانی مفرط و غیر قابل كنترل در لحظه وقوع توسط فرد كه دارای یك یا چند علامت عمده ی جسمی – روانی است؛ نظیر ، پریدگی رنگ چهره یا سرخ شدن چهره ، احساس گرم شدگی یا سردی در اندام خصوصاً دستها ، تنگی نفس ، لرزش لبها یا دستها ، احساس پیچش در ناحیه شكم ، حالت تهوع و استفراغ ، پرش گوشه چشمها و یا پلكها ، تندی ضربان قلب ، بروز اختلال در ارائه تكلم و علائمی چند از این دست.

اما آنچه شرح آن بیان شد، علائمی چند است كه لزوماً تمامی آنها در حالت اضطراب پدید نمی آید، آنچه لازم است در بروز اضطراب مطرح گردد این است كه اضطراب ، خود در حالات عمیق تر ، طولانی مدت تر و گسترده تر تبدیل به شكلها و گونه های مختلفی می شود كه اصطلاحاً به آنها طبقه ی اختلال های اضطرابی گفته می شود. به عبارتی اختلال های مختلفی پدید می آیند كه ریشه همه ی آنها به طور مشترك بروز همان اضطراب است و یكی از عمده ترین اختلال های اضطرابی ، همان اختلال وسواس جدی است.

تشریح نوع اختلال

در یك عبارت ساده اختلال وسواسی- جبری عبارت از وجود حداقل یك فكر اضطرابی در شخص است كه نهایتاً منجر به بروز یك رفتار جبری در فرد می شود . فكر و رفتار در شخص ، غیر قابل كنترل بوده و شخص ناگزیر از تسلیم شدن در برابر  آنهاست . نمونه ی شایع آن ، فكر آلوده بودن دستها در فرد است كه وی را وادار می سازد به كـّرات دستهای خود را بشوید. اما این اختلال می تواند شكل خفیف تری نیز داشته باشد و آن هم وجود فكر وسواسی است كه كمتر به عمل وسواسی تبدیل می شود.

در این حالتِ فكر وسواسی یك فكر ، یك عقیده ، یك احساس و یا یك اندیشه، مزاحم و تكرار شونده است. مثلاً شخصی مدام به این مسئله اشتغال ذهنی دارد كه ممكن است عملی انجام دهد كه منجر به مرگ فرزندش شود یا مدام فكر مرگ مادرش به ذهنش خطور كند. نمونه هایی از افكار وسواسی عبارت اند از ؛ فكر آسیب زدن به خود یا دیگران ، مرگ نزدیكان ، آلوده بودن ، مبتلا به یك بیماری لاعلاج بودن ، آتش سوزی ، مسموم شدن خود یا مسموم كردن دیگران.

متقابلاً اعمال وسواسی نیز در نوع عمیق تر اختلال ، به صورت عملی حاد ظهور پیدا می كند نظیر شستن دست ها ، استحمام مكرر، بررسی ابزار مختلف نظیر شیر گاز ، پنجره ها ، كمدها و گنجه ها ، قفل در و ...

علل زمینه ای بروز اختلال

در تشریح ساده و كلی علل بروز اختلال ، بایستی اشاره نمود كه این اختلال ها عمدتاً می تواند ثانوی ، یعنی به دنبال یك اختلال دیگر در فرد مطرح باشند و یا این كه به دنبال ، ناراحتی و اختلال دیگری پدید آید كه مقصود ، افسردگی است. به عبارتی زمینه آن وجود افسردگی در فرد است كه گاهی به دنبال این اختلال حادتر می شود. اما در مجموع ، عوامل رفتاری زیادی در بروز اختلال مطرح هستند كه به طور عمده بدانها اشاره می شود:

1- عوامل زیست شناسی نظیر عوامل عصبی مغز ( ناقلهای شیمیایی) ، عوامل وراثتی و عوامل هورمونی

2- عوامل رفتاری

3- عوامل روانی – اجتماعی

در تشریح كلی عوامل مطرح شده باید گفت كه وجود فرد یا افرادی مبتلا به اختلال های خلقی و یا اضطرابی در خانواده ی گروه 1و 2 می تواند زمینه ای برای بروز اختلال در فرزندان باشد ، اما جدای از این بُعد ، یكی از مهمترین عوامل ، وجود عوامل رفتاری است.  نقش رفتاری والدین در تربیت اصول رفتاری كودك ، در بروز این اختلال بسیار مؤثر است. به طور طبیعی والدین در تربیت كودك خود نقش مستقیم تر و عمیق تری بازی می كنند. این نقش در ابعاد افراطی تسلط گرایانه ، اجباری و دستوری و طی تكرارهای مكرر و خصوصاً هنگامی كه كودك را ناگزیر از انجام آن می سازند ، می تواند زمینه ساز بروز اختلال ، در فرد گردد.

برای نمونه در یكی از تحقیقات كه درباره ی رفتار كودك ، در سال 1999 ارائه شد ، به الگوهای رفتاری والدین در شكل گیری رفتار وسواسی كودكانی اشاره شد كه در آن مُبادی آداب بودن والدین ، توجه به نكات پیش پا افتاده ، تأكید به انجام دقیق اكثر عملكردها، رعایت نظم و انضباط ، اصول بهداشتی ، كنترل روابط ، روابط محدود ، دقت در رعایت شست وشو ، در حد بسیار افراطی مد نظر بوده است .

اما در عوامل روانی- اجتماعی به مفاهیمی چند از جمله روانكاوی ، یادگیری های اجتماعی و خودارزیابی اشاره می شود. به طور خلاصه از دیدگاه روانكاوی در زمینه ی اختلال به تأكید و تثبیت رفتارهای اولیه در دوران رشد جنسی كودك كه اصطلاحاً دوران مقعدی است اشاره شده است . گفته می شود كه یك مادر كمال گرا در تأكید و كنترل شدید كودك جهت كنترل مدفوع خود در آن سنین و سپس ارائه تربیت به صورت كمال گرایانه یعنی هر چیزی در حد بسیار دقیق و مطلوب خود ، می تواند شخصیت وسواسی را پدید آورد. چنانچه توجه دادن كودك به رفتارهای وسواسی محیط ، نظیر رعایت اصول اخلاقی در حد بسیار بالا، رعایت اصول ارتباطی ، كنترل نظم و انضباط و سعی او به كامل بودن در حد بسیار ایده آل و عواملی چند از این قبیل كه الگوهای محیطی فرد را تشكیل می دهند، شخصیت وی را به سوی بروز عوامل وسواسی سوق می دهد. خودارزیابی نیز به دنبال همین رفتارها ، مبتنی بر این اندیشه می شود كه شخص برای پذیرفته شدن بایستی تمامی خصائص مزبور را در حد كمال در خود ایجاد نماید و این تنها عامل پذیرش وی در جمع ، والدین و جامعه است كه خودِ این ارزیابی منجر به ایجاد شخصیت وسواسی می گردد.

عوامل پیشگیری كننده

مهمترین و ساده ترین عمل پیشگیری كننده ، توجه مناسب و معتدل به ایفای نقش تربیتی برای كودك است. این كه از ارائه ی عوامل تربیتی و اِعمال فشار شدید جهت شكل دادن آداب و اصول در رفتار كودك خودداری نمود. اما در بزرگسالی پس از بروز افكار وسواسی و یا جبری و حتی وسواسی - جبری آنچه جهت كنترل و رفع این مشكل مهم است در چند بخش كوتاه قابل ذكر است. در ابتدا آنچه مهم است شناسایی ، ارزیابی شدن ؛ مدت افكار وسواسی یا اعمال جبری و یا اختلال وسواسی – جبری است.

در یك مفهوم كلی اگر هر یك از این حالات در حدی نیست كه به فعالیت های فردی و اجتماعی و در مجموع عملكردی فرد آسیبی وارد می كند و فرد به فعالیت های فردی و اجتماعی خود به راحتی ادامه می دهد، این حالت شكل بسیار خفیفی بوده و با فعالیت هایی چند ، قابل مقابله می باشد .  گاهی اوقات علت ها لزوماً مستقیماً با فكر یا عمل وسواسی در ارتباط نیستند مثلاً وجود اختلاف بین زن و مرد در مدت های طولانی و بروز نگرانی از طرد شدگی در زن توسط همسرش می تواند او را وادار به رفتارهای وسواسی شدید در نظافت خانه نماید و یا این عمل می تواند در توجه بیش از حد به نظافت كودك و خانواده منجر شود. پس در ابتدا یافتن علت یا علل بروز اضطراب و گام برداشتن در جهت آن می تواند مفید باشد. بیكاری و خالی بودن از فعالیت های فكری و عملی مناسب در زندگی روزمره می تواند فضای مناسبی برای بروز افكار وسواسی باشد. به عبارت كلی باید دید آیا شخص فعالیت های هدفمند كوتاه مدت یا بلندمدت در زندگی روزمره ی خود دارد یا خیر و آیا بدانها می پردازد؟

پس بی هدفی و غیر فعالی از عوامل زمینه ساز برای بروز افكار وسواسی است . وجود فعالیت های مكرر و تنشهای روزمره ی بسیار و عدم رفع تنشها و خستگی های روزمره می تواند به مرور، زمینه ساز خستگی روانی باشد . تنهایی و انزوا ، نداشتن ارتباط كلامی و فیزیكی با دنیای خارج ، پرداختن به فعالیت های ضعیف و انفرادی در حد زیاد ، خود به تدریج می تواند اضطراب زا و موجد افكار وسواسی باشد. همین امر به نوعی در خصوص اعمال وسواسی صادق است. یك نكته ی رفتاری این كه شخص مبتلا به رفتارهای وسواسی می تواند رفتارهای مزبور را در یك دفترچه ی كوچك یادداشت و عمل به آن را نیز یادداشت نماید . مثلاً كسی كه در وارسی قفل در وسواس دارد می تواند هنگام خروج از در بلافاصله قفل كردن آن را یادداشت نماید و هنگامی كه در مسیر حركت خود فكر وسواسی به سراغ وی می آید ، به یادداشت خود مراجعه كند . این عمل باعث می شود نگرانی وی مرتفع و عمل وسواسی كنترل گردد.

اما هنگامی كه هیچ یك از این توصیه ها كارساز نیست و فكر یا عمل وسواسی كماكان وجود داشته و روز به روز نیز شدت می یابد و یا در فرم خفیف تر در همان حالت باقی می ماند ، در این صورت لزوم رجوع به متخصصین روان شناسی و مشاوره با آنها در زمینه مشكل مورد نظر مطرح می گردد. در انتها لازم به ذكر است كه این اختلال به شكل های متفاوتی در افراد شایع است كه در شرایط آزار دهنده ی آن توصیه می شود حتماً به روان شناسان مراجعه گردد.

 

منبع : سایت تبیان

آزمون یار پویا

 

[+]  نوشته شده توسط آزمون یار پویا در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 در ساعت 10:50 | |
موانع ازدواج دختران و پسران» از ديد خود آنها چيست؟

 

موانع ازدواج دختران و پسران» از ديد خود آنها چيست؟

 


مطالعات ملي نشان مي دهد در حالي كه «نداشتن ثبات شغلي»، پس از «بيكاري» از مشكلات و موانع اصلي ازدواج پسران از منظر كل جوانان است، «آزاد نبودن در انتخاب همسر دلخواه» پس از «پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد» مهمترين مانع ازدواج دختران جوان به شمار مي رود.

كل جوانان «نبود حس مسئوليت پذيري در فرد» را چهارمين مانع ازدواج براي دختران و «نداشتن توان مالي كافي» براي پسران مي دانند و پس از آن پسران «پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد» را داراي اهميت دانسته اند.

پس از اين عامل در حالي كه «عدم امكان تهيه مسكن مناسب» به عنوان يكي از مشكلات پسران براي ازدواج است «بي برنامه بودن در زندگي» براي دختران از مشكلات اصلي ازدواج مطرح مي شود.

به گزارش ايسنا، «وجود ملاك هاي سختگيرانه خانواده در ازدواج» براي دختران، بيش از پسران تبديل به مشكل شده است؛ چرا كه اين عامل در رتبه هفتم سلسله مراتب موانع ازدواج دختران قرار داشته و براي پسران در اولويت شانزدهم قرار دارد.

در حالي كه از منظر پسران جوان كشور، براي پسران «شروط دست و پا گير خانواده دختر» در رتبه نهم موانع ازدواج قرار دارد «سختگير بودن در انتخاب همسر» براي دختر در اين مرتبه قرار مي گيرد.

گفتني است «نقص جسماني» ، «عدم بلوغ شخصيتي كافي در فرد» و «ناتواني والدين در راهنمايي براي ازدواج» در ميان دختران در اين سلسله مراتب داراي رتبه بالاتري است.

در حالي كه «نداشتن كارت پايان خدمت وظيفه يا معافيت» براي پسران به عنوان مانع ازدواج مطرح است، دختران داراي مشكلي به نام « ناتواني مالي  والدين در تدارك ازدواج براي فرزندان» هستند؛ اين در شرايطي است كه با وجود مانعي به نام «اولويت دادن به ادامه تحصيل» براي ازدواج دختران، پسران به ادامه تحصيل  به عنوان مانعي براي ازدواج نگاه نمي كنند.

به گزارش ايسنا اين تحقيق بيانگر آن است كه «شروط دست و پاگير خانواده دختر» براي پسران در مرتبه نهم مشكلات ازدواجشان قرار دارد، اما در مقابل «فراهم نبودن جهيزيه» براي دختران مطرح مي شود.

در حالي كه از سوي جوانان «فراهم نبودن وسايل زندگي» نوزدهمين مشكل پسران براي ازدواج نام برده شده است، دختران «محدود بودن دايره انتخاب همسر » را مشكل خود مي دانند. اين تحقيق نشان مي دهد كه دختران بيش از پسران به «بلوغ شخصيتي كافي در فرد» براي ازدواج اهميت مي دهند؛ چراكه نبود اين ويژگي در ميان موانع ازدواج دختران داراي جايگاه دهم و براي پسران داراي رتبه دوازدهم است.

 

آزمون یار پویا

[+]  نوشته شده توسط آزمون یار پویا در سه شنبه بیستم فروردین 1387 در ساعت 18:33 | |
انواع مواد و شيو ه هاي مصرف مواد افيوني
 

 

انواع مواد و شيو ه هاي مصرف  مواد افيوني

 

 

 

ترياك :  ترياك از گياه خشخاش به دست مي‌آيد. منشأ هروئين،‌كدئين و مرفين نيز از همين ماده است.

 

رنگ و شكل: ترياك معمولاً به رنگ قهوه‌اي سير و داراي قوامي خميري است كه   بويي شبيه به آمونياك يا ادرار مانده داده و هنگام سوختن بوي خاصي شبيه چسب دوقلو مي‌دهد. بسته‌بندي آن به صورت لول، حبه قند و يا كيك مي‌باشد.

 

سوختة ترياك: پس از مصرف تدخيني (كشيدن) ترياك ماده‌اي به رنگ قهوه‌اي سوخته و براق به دست مي‌آيد كه "سوخته" نام دارد. گاهي آن را در آب حل كرده و به صورت شربت بنفش رنگي مصرف مي‌كنند.

 

شيرة ترياك: سوختة ترياك را در آب حل مي‌كنند و مي‌جوشانند سپس آن را از صافي عبور مي‌دهند. آنچه باقي مي‌ماند "تفاله" نام دارد. محلول حاصل را مجدداً حرارت مي‌دهند. با اين كار مادة خميري و سفت و غليظي به رنگ قهوه‌اي روشن به دست مي‌آيد كه "شيره" نام دارد.

 

روش‌هاي مصرف:

 

    1ـ تدخين (دود كردن): ابزارهاي مورد استفاده براي تدخين عبارتند از: منقل، وافور، چپق،‌نگاري (وسيله‌اي شبيه چپق كه براي مصرف شيره بكار مي‌رود)، قليان، ذغال‌هاي نيمه سوخته، سيخ، ميله و سنجاق بازد شده‌اي كه سر آن سياه شده باشد. در روش سيخ و سنگ، سر سيخ را داغ كرده با سنجاق، ترياك را بر روي آن مي‌گذارند و با لوله‌اي دود حاصل را وارد ريه‌ها مي‌كنند.ي‌كنند.

2ـ خوردن: اين روش را بيشتر، افرادي كه بيماري جسمي دارند يا مدت طولاني از روش تدخين استفاده كرده‌اند، به كار مي‌برند. ترياك را معمولاً بعد از غذا مي‌خورند. در اين روش مصرف، وسيله و اثر دال بر مصرف وجود ندارد.

3ـ تزريق: در اين روش، ترياك را در داخل آب حل كرده و در يك قاشق مي‌ريزند و آن را كمي حرارت مي‌دهند. سپس آن را روي تكة پنبه يا اسفنج مي‌ريزند و با سرنگ مي‌كشند و داخل وريد تزريق مي‌كنند. معمولاً معتادان بي بضاعت از اين روش استفاده مي‌كنند. وجود سرنگ‌هاي كهنه وچندبار مصرف شده، قاشق سياه شده، تكه‌هاي پنبه يا اسفنج، علامت مصرف تزريقي ماده است.

هروئين :

يكي از مشتقات نيمه مصنوعي مرفين است. هروئين پودر بسيار نرم و سفيد رنگي است كه اشكال بسيار ناخالص آن قهوه‌اي رنگ مي‌باشد. هروئين را درتكه‌هاي پلاستيك به شكل مخروطي بسته‌بندي مي‌كنند و سر آن را با آتش مي‌بندند. در اين حالت آب در آن نفوذ نمي‌كند و در مواقع خطر مي‌توانند آن را ببلعند و پس از دفع از آن استفاده كنند. وزن بسته‌هاي هروئين 5 سانتي‌ گرمي، ربعي (4/1 گرم)، 5/2 و 5 گرمي است. هروئين موجود در بازار معمولاً ا5 تا 10 درصد هروئين دارد و بقيه آن شير خشك، پودر بيكربنات و پودر گلوكز است.

 

روش هاي مصرف:

 

1ـ تدخين: در اين روش، هروئين را روي زرورق سيگار مي‌ريزند و از زير با دستمال كاغذي لوله شده و يا تكه‌هاي مقواي باريك كه با كبريت آتش زده شده باشد، كمي حرارت مي‌دهند و دود حاصل را از راه دهان بالا مي‌كشند. گاهي هروئين را با باربيتورات تركيب نموده و تدخين مي‌‌كنند كه به نام "شكار اژده" معروف است. وجود تكه‌هاي دستمال كاغذي لوله‌ شده نيمه سوخته يا تكه‌هاي باريك مقوا و يا زرورقي كه روية آلومينيومي آن سياه شده باشد علامت مصرف تدخيني هروئين است.

 

2ـ استنشاق (دماغي): در اين روش كه معمولاً توسط معتادان غير حرفه‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، هروئين را روي كاغذ صافي مي‌ريزند و با استفاده از اسكناس لوله‌ شده آن را از طريق بيني بالا مي‌كشند.

 

3ـ تزريق: در اين روش، هروئين را با آب ليمو، جوهر ليمو، يا قرص ويتامين C  در قاشق حل كرده و كمي حرارت مي‌دهند. سپس از طريق سرنگ به زير جلد يا داخل وريد تزريق مي‌كنند.

كدئين:

ماده سفيد رنگي است كه به صورت قرص‌هاي خالص يا به صورت تركيب با   استامينوفن، آسپيرين يا شربت‌هاي ضد سرفه مورداستفاده معتادان قرار   مي‌گيرد.

 

مصرف مكرر و بدون دليل و يا با بهانه‌هاي بي مورد قرص‌هاي آسپيرين كدئينه يا   استامينوفن كدئينه نشانه‌اي از اعتياد به مواد مي‌باشد.

 

مرفين:

پودري سفيد يا كرم (و گاهي به رنگ قرمز آجري) تلخ مزه و بي‌بو است. اين ماده در حال خالص نرم يا ورقه‌اي به رنگ سفيد تا زرد كم‌رنگ مي‌باشد.   مرفين به صورت آمپول هاي 10 و 20 گرمي مورد مصرف پزشگي قرار مي گيرد.به صورت زير جلدي، داخل عضلاني و داخل وريدي مصرف مي‌شود.

 

حشيش:

 

از سرشاخه‌هاي گياه شاهدانه كه بوته‌اي شبيه به گزنه است به دست مي‌آيد:

حشيش: ماده‌اي به رنگ سبز خاكستري و گاهي قهوه‌اي مايل به سبز با قوامي سفت است.

 

روش‌ مصرف:

 

1ـ تدخين: معمولاً حشيش را گرم مي‌كنند تا بصورت پودر درآيد و سپس آن را با توتون سيگار مخلوط مي‌كنند و درون كاغذ سيگار مي‌ريزند و مي‌كشند.

2ـ خوردن: حشيش را با شيرين با نوشابه مخلوط مي‌كنندو آن را مي‌خورند، مي‌جوند يا مي‌نوشند.

ماري جوانا:

ماده‌اي شبيه توتون، سبز رنگ و زبر است كه به روش تدخيني مصرف مي شود.

 

چرس، گانجا، بنگ و روغن حشيش ساير موادي هستند كه از شاهدانه به دست مي‌آيند.

مواد استنشاقي

عمدة اين مواد عبارتند از: چسب،‌ بنزين، مايع سوخت، فندك، تينرهاي نقاشي، اتر، مايع خشك‌شويي.

 

روش مصرف :

 

 براي استعمال برخي از اين مواد ابتدا يك دستمال يا تكه‌اي پارچه را به آن آغشته نموده سپس آن را در مقابل دهان يا بيني گرفته استنشاق مي‌نمايند. برخي ديگر از اين مواد مستقيماً از ظرف مربوطه استنشاق مي‌شوند.

كوكائين:

مادة بلوري سفيد رنگي است كه از برگ‌هاي گياه كوكا به دست مي‌آيد.

روش‌هاي مصرف: استنشاقي و تدخيني

مواد توهم‌زا:

    يكي از مهمترين اين موارد L.S.D است که به اشکال مختلف مانند قرص نقره‌اي خاكستري رنگ، پودر سفيد رنگ، كپسول و مايع صاف و روشن و بدون رنگ و بو يافت مي‌شود.

 

روش مصرف :

 

 معمولاً گرد يا مايع آن را روي حبه قند مي‌ريزند و مي‌خورند.

فن سيكليدين (P.C.P)

به صورت پودر كريستالي به رنگ‌هاي مختلف و يا مايع ديده مي‌شود.

روش هاي مصرف: تزريقي، خوراكي، استنشاقي و تدخيني (به وسيلة سيگار دست پيچ يا پيپ)

 

داروهايي كه مصرف پزشكي دارند

 

برخي از داروهايي كه براي درمان بيماري‌ها تجويز مي‌گردند در صورت مصرف نابجا مي‌توانند اعتيادآور باشند. عمده‌ترين اين داروها عبارتند از:

داروهاي مسكن ـ خواب‌آور مانند بنزوديازپين‌ها (ديازپام، كلرديازپوكسايد، اكسازپام و.) و باربيتوراتها (فنوباريتال، سكوباريتال، آموباريتال، پنتوباريتال و.)قرص‌هاي ضد درد مانند استامينافن كدئين،‌ آسپيرين كدئين و شربت‌هاي ضد سرفه و خلط آور حاوي كدئيو

 

آمفتامين‌ها

قرص‌هاي دي فنوكسيلات

قرص هاي بيپريدين‌ (آرتان)

 

منبع : سایت دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم

 

آزمون یار پویا

 

[+]  نوشته شده توسط آزمون یار پویا در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 در ساعت 12:3 | |
عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد
 

عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد

 

 

 

        تبيين سوء مصرف و وابستگي به مواد از ديدگاه عوامل خطر‌ساز و محافظت‌كننده از اين جهت سودمند است كه افقي نو در برنامه‌هاي پيشگيري اوليه باز‌مي‌گشايد و هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگي را به ميزان زيادي كاهش مي‌دهد.

عوامل خطرساز ويژگيها يا اتفاقاتي هستند كه اگر در شخصي وجود داشته باشند،‌ كمتر احتمال دارد كه او به اختلال يا بيماري معيني مبتلا شود.عامل خطرساز محافظت‌كننده در دو قطب يك پيوستار قرار دارند.

 داشتن عوامل خطرساز به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا مي‌شود، بلكه احتمال خطر در اين فرد افزايش مي‌يابد. همينطور وجود عوامل محافظت‌كننده به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا نمي‌شود بلكه احتمال مصونيت در مقابل بيماري براي فرد افزايش مي‌يابد.عوامل خطرساز و محافظت‌كنندة بيشماري براي سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد قبل از برشمردن اين عوامل، ويژگيهاي آنها در زير آمده است:

بقیه متن در ادامه مطلب

 

 

آزمون یار پویا


ادامه مطلب
[+]  نوشته شده توسط آزمون یار پویا در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 در ساعت 11:57 | |
بررسي عوامل مؤثر در ميزان رضايت شغلي معلمان ابتدايي شهرستان مشهد
 

بررسي عوامل مؤثر در ميزان رضايت شغلي معلمان ابتدايي شهرستان مشهد

 

 

 

 

محقق:اسماعيل برقي

 

چكيده

  بيان مسئله:

رضايت شغلي بعنوان عاملي كه در موفقيت شغلي تأثير بسزايي دارد و باعث افزايش كارآيي و احساس رضايت فردي مي شود و از طرف ديگر، عدم رضايت نيز باعث كم كاري، غيبت و سهل انگاري شده و حتي در درجات بالاتر مي تواند اثرات نامطلوب و مخربي بر برنامه ريزيها داشته و آن را مواجه با شكست مي سازد، بايد مورد توجه جدي قرار گيرد. با ايجاد زمينه مناسب براي رشد رضايت شغلي معلمان ابتدايي فرايند تعلم و تربيت در بستر مناسب تري صورت خواهد گرفت. موضوع پژوهش حاضر بررسي رضايت شغلي معلمان ابتدايي شهرستان مشهد و عوامل مؤثر بر آن مي باشد. پژوهشهايي از اين نوع، مي تواند نارسايي شغلي معلمان ابتدايي را مشخص سازد و در جهت حمايتهاي لازم و صنفي رافع مشكلات ناشناخته آنان باشد.

 

اهداف پژوهش:

هدف كلي از انجام پژوهش حاضر شناخت ميزان رضايت شغلي معلمان ابتدايي شهرستان مشهد و عوامل مؤثر بر آن مي باشد. با دستيابي به هدف مزبور مي توان رهنمودهاي مفيد و مؤثري براي برنامه ريزيهاي آينده آموزش و پرورش ارائه داد از اين طريق زمينه مناسبي را براي افزايش كارايي معلمان ابتدايي فراهم نمود.

 

روش تحقيق:

پژوهش حاضر همانند ساير مطالعات رفتاري از روش توصيفي استفاه مي كند و با ابزار اندازه گيري مورد نظر اطلاعات را جمع آوري و سپس با تجزيه و تحليل يافته ها نتايج را به كل جامعه مورد بررسي تعميم مي دهد.

جامعه آماري، حجم نمونه و شيوه نمونه گيري:

جامعه آماري پژوهش حاضر كليه معلمان شاغل در مدارس ابتدايي شهرستان مشهد در سال تحصيلي 76-1375 مي باشد. حجم نمونه مورد بررسي 400 نفر بوده كه به صورت تصادفي ساده انتخاب شده اند.

 

ابزار اندازه گيري:

ابزار اندازه گيري در پژوهش حاضر، پرسشنامه محقق ساخته اي است كه باتوجه به پرسشنامه رضايت شغلي دانشگاه مينه سوتا و سايرپرسشنامه هاي موجود در مورد رضايت شغلي از جمله بريفيلد و روث تدوين گرديده است.

 

سؤالات پژوهش:

سؤال اصلي پژوهش حاضر عبارت است از: "چه عواملي در رضايت شغلي معلمان ابتدايي مؤثر است؟ "

ساير سؤالات پژوهش عبارتند از :

1- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با جنسيت آنان رابطه معني داري دارد؟

2- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با سن آنان رابطه معني داري دارد؟

3- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با وضعيت تأهل آنان رابطه معني داري دارد؟

4- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با تعداد فرزندان آنان رابطه معني داري دارد؟

5- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با ميزان تحصيلات آنان رابطه معني داري دارد؟

6- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با ميزان حقوق آنان رابطه معني داري دارد؟

7- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با تناسب نوع كار و رشته تحصيلي رابطه معني داري دارد؟

8- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با سابقه كار يا مديريت اشتغال آنان رابطه معني داري دارد؟

9- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با منطقه محل خدمت آنان رابطه معني داري دارد؟

10- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با نوع مدرسه آنان رابطه معني داري دارد؟

11- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با موقعيت و منزلت اجتماعي شغلي معلمي در نظر آنان رابطه معني داري دارد؟

12- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با تعداد دانش آموزان كلاس آنها آنان رابطه معني داري دارد؟

13- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با با مشاركت آنان در تصميم گيريهاي آموزشي آنان رابطه معني داري دارد؟

14- آيا رضايت شغلي معلمان مدارس ابتدايي با وجود رابطه عاطفي بين همكاران رابطه دارد؟

يافته هاي تحقيق:

1- رضايت شغلي معلمان زن و مرد در مدارس ابتدايي تفـاوت معني داري داشته و زنـان رضـايت شغلي بيشتري نسبت به مـردان ابراز داشته اند.

2- سن و وضعيت تأهل تأثير معناداري بر رضايت شغلي نگذاشته است.

3- تعداد فرزندان معلمين تأثير معناداري بر رضايت شغلي آنان نمي گذارد.

4- رضايت شغلي معلماني كه داراي مدرك ديپلم بوده اند، بيشتر از معلمان داراي مدرك ليسانس بوده است.

5- ميزان حقوق تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.

6- تناسب رشته تحصيلي معلمان با شغل معلمي تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.

7- سابقه خدمت نيز تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.

 

8- بين رضايت شغلي معلمين نواحي و مناطق مختلف شهرستان مشهد تفاوت معني داري وجود داشته است.

9- نوع مدرسه معلمين در رضايت شغلي آنان تأثير معنادار نداشته است.

10- منزلت اجتماعي معلمين در رضايت شغلي آنان تأثير مستقيم داشته است.

11- تعداد دانش آموزان تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.

12- مشاركت معلمان در تصميم گيريهاي آموزشي تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين نداشته است.

13- وجود جو صميمانه و عاطفي در مدرسه تأثير معناداري بر رضايت شغلي معلمين ابتدايي داشته است.

 

پيشنهادهاي تحقيق:

1- پيشنهاد مي شود در استخدام معلم براي دوره ابتدايي ، معلمين زن در اولويت قرار گيرند.

2- ميران مدارس براي مشاركت معلمان در فرايند تصميم گيري ارزش و اهميت بيشتري قائل شوند.

3- با بكارگيري رسانه هاي ارتباط جمعي ارتباط جمعي تلاش شايسته اي در جهت ارتقاء منزلت شغلي معلمين صورت گيرد.

 

آزمون یار پویا

 

[+]  نوشته شده توسط آزمون یار پویا در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 در ساعت 11:50 | |
مواد افيوني كدامند؟
 

مواد افيوني كدامند؟

    ترياك، شيره و سوخته ترياك، كدئين، هروئين و مرفين انواعي از مواد افيوني هستند كه از گياه خشخاش به دست مي‌آيند. در ايران مواد افيوني شايع‌ترين مواد غير قانوني مورد مصرف مي‌باشند.

آثار مصرف مواد افيوني

ابتدا احساس لذت و سرخوشي و سپس كج خلقي و افسردگي

احساس گرما وگل انداختن صورت

تنگ شدن مردمك چشمها

گيجي و رخوت

تهوع و استفراغ

ضعيف شدن تنفس

اغما و مرگ در اثرمصرف مقادير زياد مواد

عوارض مصرف طولاني مواد افيوني

اعتياد (مواد افيوني به شدت اعتياد آورند و معمولاً پس از چند بار مصرف وابستگي ايجاد مي‌كنند)

يبوست

تيره شدن پوست

كاهش ميل و توانايي جنسي در مردان

نامرتب شدن قاعدگي در زنان

بي‌توجهي به وضعيت بهداشتي و سلامتي

كاهش وزن

چرت زدن دايمي

افسردگي

عفونتهاي خطرناك مثل ايدز، عفونت كبدي و كزاز در اثر تزريق

علايم ترك مواد افيوني

    وقتي فردي به مواد افيوني معتاد شد، قطع ناگهاني مصرف آنها باعث بروز علايم ناخوشايندي مي‌شود كه 6 تا 8 ساعت پس از آخرين بار مصرف ظاهر شده و تا 10 روز باقي مي‌ماند. اوج شدت اين علايم روزهاي دوم و سوم پس از قطع است. اين علايم عبارتند از:

درد استخواني و عضلاني

دل پيچه و اسهال

آبريزش از چشم و بيني

عطسه، سكسكه و خميازه

سيخ شدن موهاي بدن و احساس سرما و لرز

بي قراري

بي خوابي

عصبانيت و پرخاشگري

اين علايم پس از چند روز رفع مي‌شوند، اما اشتياق به مصرف مواد تا چند ماه باقي مي‌ماند و همين اشتياق ممكن است سبب مصرف مجدد شود.

 

منبع : سایت دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم

 

آزمون یار پویا

 

 

[+]  نوشته شده توسط آزمون یار پویا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 در ساعت 13:14 | |
مصاحبه با فیلیپ زیمباردو
 

مصاحبه با فیلیپ زیمباردو

 

ترجمه: محمد‌حسین شریفیان/ دانشجوی کارشناسی روان‌شناسی

 

فيليپ زيمباردو يك روان شتاس نامي در زمينه روان شناسي اجتماعي است. آزمايش وي در زندان دانشگاه استنفورد شايد مشهورتر از خودش شده باشد. (شرح اين آزمايش در كتاب روان شناسي اجتماعي ارونسون موجود است.) به نظر نويسنده كتاب"psychologist on psychology"عمده دانشمندان در سنين 18 تا 20 سالگي زمينه علاقه خود را در روانشناسي يافته اند ولي فيليپ در اين مورد استثنا است. او از 6سالگي به روان شناسي علاقمند بوده است. زيمباردو در پاسخ به سئوال "چگونه روان شناس شدي؟"مي گويد :تربيت من من را يك روان شناس كرده است. اين قضيه بر مي گردد به حوادث اوايل كودكي ام...............

چگونه روان شناس شدی ؟

تربیت من ، من را یک روان شناس کرده است. رد پای این موضوع را می توانم در برخی از حوادث دوران کودکی پیدا کنم زمانی که من پنج سال داشتم و دچار یک بیماری مسری شده بودم، سرفه های بلند و ورم هر دو شش. خانواده من ، یک خانواده فقیر و بدون تحصیلات سیسیلی بود. سال 1939 بود و همه کودکانی که به این بیماری مسری مبتلا شده بودند به بیمارستانی در نیویورک فرستاده می شدند ، بیمارستان ویلیام کارتر برای بیماریهای مسری. این به این معنا بود که در آنجا کودکانی با بیماری مسری غیر قابل علاج بودند که در طول روز کاری جز خوابیدن بر روی تختخواب نداشتند. من برای 6 ماه آنج