تبليغاتX
روان شناسی
 
 
 

آشنایی با بیماری "اختلال استرس بعد از تروما"(استرس پس آسیبی(

 

 

در سال ۱۹۷۵ با تمام شدن جنگ ویتنام، سربازان آمریکایی که از نبرد جان سالم به در برده و به خانه‌های خود برگشته بودند علایمی از ترس، وحشت و اضطراب مداوم را از خود نشان می‌دادند که بعدها در کتاب‌های روانپزشکی آن را به نام PTSD یا «اختلال استرس بعد از تروما» نامیدند.

 

در سال ۱۹۷۵ با تمام شدن جنگ ویتنام، سربازان آمریکایی که از نبرد جان سالم به در برده و به خانه‌های خود برگشته بودند علایمی از ترس، وحشت و اضطراب مداوم را از خود نشان می‌دادند که بعدها در کتاب‌های روانپزشکی آن را به نام PTSD یا «اختلال استرس بعد از تروما» نامیدند.
اما سربازان گرفتار در وحشت و خشونت جنگ تنها کسانی نیستند که در معرض این اختلال روحی‌اند؛ بلکه هر انسانی که دچار یک حادثه دردناک در زندگی شود اما برای مدتی طولانی یا همیشه با ترس و نگرانی و وحشت آن زندگی کند درحقیقت به PTSD دچار شده است.
امروز بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال از جنگ ویتنام تحقیقی که اخیرا روی کهنه سربازان این جنگ انجام شده نشان می‌دهد که PTSD طولانی مدت نه فقط باعث رنج روحی می‌شود بلکه یک عامل خطر بسیار جدی نیز هست که حتی بیشتر از عوامل خطر شناخته شده می‌تواند فرد را دچار بیماری‌های مزمن جسمی و مرگ زودرس کند.
در هنگام حوادث سخت و وحشت آوری که زندگی را تهدید می‌کند یا باعث تکان روحی می‌شود بیشترآدم‌ها دچار پریشانی می‌شوند. ترس از نداشتن امنیت یا ترس از تکرار حادثه در دل خانه می‌کند و انگار تصویر حادثه مدام در برابر چشم قرار دارد. بیشتر افراد بعد از چند روز تا چند هفته بر این پریشانی غلبه می‌کنند و به جریان طبیعی زندگی برمی‌گردند، اما در بعضی آدم‌ها این واکنش‌های احساسی ادامه پیدا می‌کند و این همان جایی است که مرز بین انسان سالم و فرد مبتلا به PTSDجدا می‌شود.
در این اشخاص خاطره بد و رنج آور حادثه، گاه و بیگاه به ذهن هجوم می‌آورد و به‌اصطلاح در حالتی از فلاش بک یا بازگشت به گذشته همان احساس‌های ناخوشایند زمان حادثه تکرار می‌شود. حتی خواب شبانه هم ممکن است پر از اشاره‌ها و علامت‌هایی باشد که آن حادثه را یادآوری می‌کند. به همین دلیل فرد مبتلا به PTSD برای در امان ماندن از شر هجوم این احساس‌ها از همه مکان‌ها، موقعیت‌ها یا اشخاصی که به نوعی تداعی‌کننده آن حادثه هستند دوری می‌کند و حتی از صحبت کردن در مورد آن هم گریزان است.
این افراد احساس جداماندگی یا غریبه بودن نسبت به دنیای پیرامونی خود دارند و به فعالیت‌های مهم زندگی خود بی‌علاقگی نشان می‌دهند، در عوض ممکن است هر لحظه گوش به زنگ وقوع یک اتفاق باشند که این حالت می‌تواند آنها را عصبی و تحریک پذیر کند.
نگاهی به آمارها نشان می‌دهد که بین ۸ ـ۷ درصد از جامعه در دوره‌ای از زندگی به PTSD دچار می‌شوند که در بعضی موارد مثل بازماندگان جنگ یا آنهایی که در معرض تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند آمار ممکن است به ۳۰ درصد برسد.
بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل و طوفان، آتش سوزی، تصادف رانندگی، سقوط هواپیما، حوادث تروریستی، تجربه‌های شخصی مانند هتک حرمت و فجایع عمدی بشری مانند قتل عام‌ها، شکنجه‌ها، بمباران‌ها یا حتی اردوگاه‌های کار اجباری از اتفاق‌های دردناکی هستند که شیوع PTSD در آنها بیشتر گزارش شده است.

‌● یادگاری‌های حافظه
کلمه PTSD برای اولین بار به‌طور رسمی در سال ۱۹۸۰ وارد نظام طبقه بندی بیماری‌های روانی شد. این به معنای آن نبود که بیماری جدیدی در عالم پزشکی کشف شده و یا این اختلال قبلا وجود نداشته است.
در زمان جنگ جهانی اول مشابه همین اختلال در میان سربازان مشاهده می‌شد که در آن زمان آن را «شوک گلوله باران» می‌نامیدند. از آن هم عقب‌تر و در۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مصریان باستان با علایم روانی پس از جنگ آشنا بودند و یونانیان نیز پس از وقوع جنگ ماراتن در ۴۵۰ قبل میلاد که بین سپاه داریوش هخامنشی و دولت آتن روی داد اختلالاتی مشابه PTSD را در میان سربازان خود مشاهده و آن را توصیف کرده‌اند.
هنوز به درستی معلوم نشده که چرا بعضی از آدم‌ها به PTSD دچار می‌شوند؛ اما تحقیقات جدید بر این عقیده است که کلید حل این مسئله در چگونگی ثبت خاطرات در مغز است. مسئله اینجاست که حافظه ما وقایع را در پوشه‌های کاملا مجزا و تفکیک شده ثبت نمی‌کند بلکه هنگام بایگانی یک اتفاق، مغز سعی می‌کند بین خاطره آن اتفاق و دیگر محفوظات و تجربه‌های زندگی ارتباط برقرار کند.
به همین دلیل دیدن یک منظره و تصویر یا شنیدن صدایی جدید یا حتی چشیدن و بوییدن چیزی که ارتباطی ولو اندک با حادثه قبلا تجربه شده داشته باشد می‌تواند با به راه انداختن زنجیره‌ای از محفوظات مغزی دوباره همان حادثه را زنده کند.
هر چقدر فردی به‌مدت طولانی‌تر در معرض یک موقعیت خطرناک باشد و هر چقدر به متن حادثه نزدیک‌تر باشد احتمال ابتلا به PTSD افزایش می‌یابد. با این وجود شواهد گردآوری شده بعد از حملات ۱۱ سپتامبر نشان می‌دهد که نداشتن حضور فیزیکی در محل یک حادثه تضمینی برای مبتلا نشدن به PTSD نیست، به همین دلیل به‌نظر می‌رسد که نوعی استعداد شخصی نیز برای ابتلا به PTSD لازم است.

 PTSD ● بدتر از سیگار
بیشتر مردم عادت دارند بخش زیادی از بیماری‌های جسمی خودشان را به استرس مربوط کنند. اگرچه این عقیده در بعضی موارد واقعا غلو آمیز و گاهی کاملا نامربوط است اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که حداقل در مورد PTSD حق با مردم عادی است.

بررسی‌های انجام شده روی بیش از چهار هزار کهنه سرباز آمریکایی جنگ ویتنام محققان را به این نتیجه رسانده که PTSD می‌تواند بیش از هر عامل خطر دیگری، فرد را دچار بیماری‌های دراز مدت جسمانی و مرگ زودرس کند. این مطلب به قدری اهمیت دارد که حتی به پزشکان توصیه شده هنگام شرح حال گرفتن از بیماران، PTSD را به‌عنوان بخشی از شرح حال رایج بگنجانند.
این محققان عقیده دارند همانطور که بالا بودن شمارش گلبول‌های سفید خون می‌تواند نشانه‌ای از عفونت یا بیماری‌هایی نظیر لوکمیا (سرطان خون) باشد و یا همانطور که بالا بودن تست خونی ESR می‌تواند نشانه‌ای از التهاب باشد و بنابراین خطر یک بیماری جدی و مرگ را پیش‌بینی کند به همین صورت هم PTSD که توسط آزمون‌های روان‌شناسی اندازه گیری می‌شود می‌تواند نشانه‌ای مستقل باشد که بیان می‌کند وضعیت دراز مدت سلامتی فرد در خطر جدی است.
بیماران قلبی نیز از اثرات PTSD در امان نیستند. مشخص شده که حدود ۱۵ درصد از افراد بعد از حمله قلبی دچار مشکلات روحی به‌خصوص PTSD می‌شوند که این اتفاق می‌تواند آنها را درگیر یک سیکل معیوب کند، زیرا PTSD با ایجاد اشکال در عملکرد اجتماعی بیمار، افزایش فشارهای روحی و تهدید وضعیت سلامتی باعث وخیم‌تر شدن مشکل قلبی می‌شود.
اگر چه PTSD خودش به‌طور مستقل یک عامل خطر برای سلامتی محسوب می‌شود اما ممکن است با زمینه‌سازی‌ برای کسب عادت‌های نادرست بهداشتی، هر چه بیشتر سلامتی را تهدید کند؛ به‌عنوان مثال ۴۵ درصد افراد مبتلا به PTSD سیگاری هستند،‌ همچنین بعضی از این بیماران برای فرار از مشکلات روحی به الکل گرایش پیدا می‌کنند که این کار جدا از عوارض جسمی باعث بدتر شدن علایم PTSD نیز می‌شود.

زندگانی خواه تیره خواه روشن...
جنگ تحمیلی هشت ساله و زلزله‌های مهیبی مانند رودبار و بم باعث افزایش موارد PTSD در کشور ما شده است. با این حال درصورت وجود مراکز حمایتی مناسب که افراد مبتلا وخانواده هایشان را تحت پوشش بگیرد درمان PTSD در دسترس خواهد بود. شیوه درمانی رفتارشناختی یکی از مؤثرترین روش‌های درمانی است که باعث می‌شود فرد مبتلا جنبه‌های نادرست تفکرش درباره حادثه پیش آمده را تشخیص داده و برای تغییر آنها اقدام کند.
همچنین برای از بین بردن ترس و وحشت این افراد می‌توان از روش مواجهه مجدد استفاده کردکه در آن فرد مبتلا در یک محیط امن و کنترل شده با عوامل برانگیزاننده اضطرابش مواجه می‌شود؛ مثلا در روشی به نام واقعیت مجازی، صحنه‌ها، اصوات و رایحه‌های مخصوص جنگ با هم ترکیب شده و برای یادآوری وقایع آزاردهنده روحی توسط سربازان در محیطی کنترل شده به کار گرفته می‌شوند و به این ترتیب به تدریج نوع واکنش شخص به آن اتفاق‌ها اصلاح می‌شود.
دکتر فرانکل، عصب‌شناس معروف اتریشی و بنیانگذار روش «لوگوتراپی» که خودش تجربه دهشتناک اردوگاه‌های آلمان نازی را در کارنامه دارد بر این عقیده است که حتی در تاریک‌ترین لحظه‌های زندگی هم انسان می‌تواند در انتخاب نوع واکنشش به سرنوشت آزادی داشته باشد.
او خود می‌گوید: «پاسخ مثبت به زندگی، با وجود هر اتفاقی که با آن روبه‌رو شویم، یک فرمان استشاید این توصیه زیبای دکتر فرانکل همان چیزی است که بیماران PTSD باید باورش کنند و در راه رسیدن به آن گام بردارند.

 

دکتر سهیل صالحی

روزنامه همشهری

 

آزمون یار پویا

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 11:47  توسط آزمون یار پویا  | 
 

آيا با تو خوشبخت مي شوم ؟!

 

( ویژگی های شخصیتی همسر كه در زندگي تاثير گذارند )

 

تعداد زیادی از بازدیدکنندگان این سایت با ذکر شرح حال خود و نکاتی از فرد مورد نظر خود خواهان قضاوت ما در مورد نتیجه ازدواج احتمالی با آن فرد هستند . در جواب این عزیزان باید گفت تنها با خواندن نکاتی که از نظر شما مهم است و یا برداشت شما و بدون مصاحبه باشما و فرد مورد نظر ، نمی توان به سادگی در مورد آینده شما قضاوت کرد . ما همکاران سایت مرکز مشاوره صنعت نفت به شما عزیزان توصیه می کنیم که ضمن مطالعه تمامی مطالب این سایت در رابطه با ازدواج حتما قبل از ازدواج یک مشاوره با روانشناس و یا متخصص خانواده داشته باشید.

با این وجود به ذکرنکاتی که می تواند به شما در مورد قضاوت در رابطه با ازدواج کمک کند می پردازیم:

جفری اچ لارسن (Jeffry H Larson) كارشناس مسایل خانواده می نویسد: طی پنج سال گذشته به بررسی و مرور نتایج ۶۰ سال تحقیق درباره عواملی پرداخته ام كه به تشكیل یك زندگی مشترك رضایت بخش و استوار می انجامد.

این بازخوانی نشان می دهد كه ویژگی های شخصیتی خاصی وجود دارند كه می توان آن ها را قبل از ازدواج شناسایی كرد و از طریق آن ناموفق بودن یك ازدواج را پیش بینی نمود.

حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست «كسانی كه نباید با آن ها ازدواج كرد» قرار می گیرند.

تحقیقات نشان داده است كه اگر شخصی بیش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشی (كسی كه بدون فكر كردن عمل می كند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن این كه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود.

در فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی كه دارای ویژگی های نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترین توصیه در چنین شرایطی، ازدواج نكردن است!

اگر یكی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح می كند:

«مطمئنی كه دوستم داری؟» یا «واقعاً برایت اهمیت دارم؟» (تیپ تأیید خواه).

اگر زمانی كه با هم هستید بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت می گذرد. (رابطه عشق-تنفر)

اگر با وجود این كه زمان بسیاری را با هم می گذرانید، واقعاً یكدیگر را به عنوان یك فرد نمی شناسید یا با افكار یكدیگر ارتباط برقرار نمی كنید.

اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما «درست شبیه» این والد نامطلوب شما است.

اگر دلیل ازدواج شما، یافتن كسی است كه برایتان «مادری» یا «پدری» كند.

اگر احساس می كنید كه تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است.

اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد: «شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود.»

اگر فرد مورد نظرتان می خواهد كه همه دوستان قدیمی خود را ترك كنید و یك زندگی اجتماعی تازه برپا كنید. (تیپ مالكیت طلب).

اگر او همه تصمیم های مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ می كند و شما از این كار او بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده)

اگر او بارها «از كوره در می رود» و در كنترل خلق و خوی خود ناموفق است.

اگر احساس می كنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید.

اگر این فرد شما را از نظر روحی و عاطفی آزار می دهد.

در نهایت سه توصیه برای شما دارم كه می توانند در جلوگیری از ازدواج با چنین ویژگی هایی مفید باشند:

۱) بیاموزید كه این ویژگی ها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپی درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید كه ازدواج مشكلات شخصیتی را حل نمی كند كه هیچ، در بسیاری از موارد آن ها را شدیدتر هم می كند.

۲) در سن پایین ازدواج نكنید.

۳) قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید.

منبع : سایت مرکز مشاوره ای صنعت نفت

  آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 9:56  توسط آزمون یار پویا  | 
 

 

اختلال وسواس (OCD)

 

  

 

 

 

معرفی

آیا شما هر بار که کسی به دستگیره های در منزلتان دست می زند آنها را پاک می کنید؟ آیا شما برای اینکه بر روی ترک های پیاده رو پایتان را نگذارید، گامتان را بلند بر می دارید؟

یا اینکه احساس می کنید مجبور هستید آنقدر دست هایتان را بشویید که مجروح و ترک خورده شوند؟

احساس اجبار به انجام این تشریفات به طور تکرار شونده، ممکنست نشانه ای از این امر باشد که شما اختلال وسواس (OCD) دارید. اگر شما اختلال وسواس داشته باشید، ممکنست رفتارهای تکرار شونده تمام زندگی شما را پر کنند. شما پریشانی، افکار ناخواسته. یا تصاویری دارید که برای شما مفهومی ندارند. این افکار یا تصاویر با وجود تلاش شما برای نایده گرفتنشان به طور مداوم باز می گردند. شما ممکنست برای مخفی کردن OCD از ترس اینکه دوستان و همکاران شما اسم " دیوانه" را روی شما نگذارند بسیار عذاب بکشید.

ولی اختلال وسواس، که یک نوع اختلال اضطرابی است، احتمالاً بسیار شایع تر از آنست که تصورش را می کنید. و می تواند هر دو مورد هم بالغین و هم کودکان را تحت تاثیر قرار دهد.

از آنجا که رهایی از وسواسها و تکرارها بسیار مشکل است، OCD می تواند ناتوان کننده و مزمن باشد. ولی خبر خوب اینکه درمان می تواند کمک کند تا اختلال وسواس را تحت کنترل قرار دهد.

 

علائم و نشانه ها

علائم اختلال وسواس هر دو نوع وسواس فکری و وسواس جبری را شامل می شود. علائم OCD می توانند شدید و وقت گیر باشند. به عنوان مثال، کسی که احساس می کند که دستهایش به ميكروب آلوده شده است (یک وسواس فکری) ممکنست هر روز ساعتها به شستن آنها مشغول شود (تکرار جبری) . ممکنست تمرکز وی بر روی شست و شو آنقدر زیاد باشد که نتواند کار دیگری را به اتمام برساند.

 

 

جهت مطالعه ادامه مقاله روی ادامه مطلب کیلیک کنید .

 

                                                                                آزمون یار پویا

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10:25  توسط آزمون یار پویا  | 
 

 

شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند.

 

 

 

 

شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبی» یک عکاس نشریه به خاطر شکستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیکار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می کاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود که در پایان، همان عکاس خلاق به عنوان کارآگاه، یک جنایت واقعی را عریان می کند. افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی کنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی کاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می کنند.
خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند که تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم ترکیب و یا این که رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می کند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلکه باید سودمند و مفید هم باشند.«نورمن مایر» می گوید: « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا که آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درک این تمایز، امکان آن را فراهم می کند که غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطی کنیم. شاخص ممتاز بودن راه حلهای خلاق آن است که باید عملی باشند، یعنی این که با واقعیت در پیوند باشند آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟خلاق بودن- یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، که به چشم دیگران نیاید- آسان نیست. همین که چیزی را متفاوت از دیگران به تصور درآورید، در زمره افرادی قرار می گیرید که انگشت شمارند. غالباً سازمانها کسانی را که پای بند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی که تأکید بر همگنی و یکپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست. اما آیا انسانهای خلاق با سایر انسانها تفاوت دارند؟ آیا توانایی آنها ارثی است یا اکتسابی؟ شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت که هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است که باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم کرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا که بگوییم انسانها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی کسان هستند که به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به کار می گیرند.
افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:
۱
) به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.
۲
) در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.
۳
)در کار اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند.
۴
) اضطراب و دلواپسی شان در کمترین حد است.
۵
) استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.
۶
) استبداد رأی در آنها در کمترین حد ممکن است.
۷
) موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.
۸
) تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.
۹
) میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.
به نظر می آید که ویژگی های یاد شده، این حکم را که هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می کند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می کنند که از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که انسان های بسیار خلاق، با کسانی که دارای قوه خلاقیت متوسط یا کم هستند، تفاوت دارند. «کروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فکری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود که مطابق با نظر وی نیز هست، نمی کند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر کند و اما به عکس، آن کسی که اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فکری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب کند و محکم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فکری ندارد و بسیار قالبی و کلیشه ای عمل می کند. چنانکه اشاره شد لازم است سازمانها بستری فراهم کنند تا کارکنان، درجاتی از خلاقیت را که به طور بالقوه از آن برخوردارند، به فعلیت در آورند. برای مثال سازمانهای با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفکر خلاق را با مشکلاتی مواجه می کنند:
شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند.
روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند.
رفتار کارکنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش کارها هدایت و کنترل می شوند.
روابط حاکم بر سازمان، خشک و رسمی است و قابلیت های فردی کارکنان لحاظ نمی گردند.
تنوع آرا و مواضع متقابل، امکان ابراز نمی یابند.
فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است.
تخصصی کردن کارها در حد افراط به چشم می آید.
نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و کلیشه سازی امور وجود دارد.
بیشتر به پاداش بیرونی که دارای جنبه مادی است اتکا دارند، تا پاداش درونی که در نفس کار پنهان است. شواهد حکایت از آن دارند که سازمانهایی که انباره ای از بخشنامه ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و ساز و کارهای نظارتی دارند نمی توانند امکان آن را بیابند که بر میزان خلاقیت کارکنان خود بیافزایند.
الف) روشهای فردی برای برانگیختن خلاقیت
1) خلاقیت را می توان با آموختن راههای «خلاق شدن» و پرهیز از کاربرد رهیافت هایی که در حل مشکلات معمول است، زیاد کرد. این روش که به نام «آموزش مستقیم» معروف است بر پایه این فرض قرار دارد که چون افراد گرایش بدان دارند که در حل مشکلات از راه حل های رایج استفاده کنند، این امر آنها را از به کارگیری توانمندی ها و ظرفیت های واقعی شان باز می دارد. بنابراین روش «آموزش مستقیم» که در جستجوی راه حل های بدیع و نو است، زمینه مساعدی برای رشد اندیشه های خلاق فراهم می سازد.
2) روش فردی دیگر «فهرست کردن ویژگیها» نام دارد. در این شیوه، تصمیم گیرنده ابتدا ویژگی های اصلی مربوط به راه حل های مرسوم را می یابد و سپس هر یک از ویژگیهای اصلی را جدا جدا بررسی می کند و آنگاه تا جایی که ممکن است نسبت به تغییر هر کدام از آنها، همت می گمارد و در راستای همین تغییر هر طرحی را ولو آنکه خنده دار نیز باشد، بدون چشم پوشی فهرست می کند و وقتی که فهرست جامعی تهیه کرد و اشکالات را مشخص نمود گزینه های مؤثر و سودمند را انتخاب و بقیه را حذف می کند.
3) خلاقیت را همچنین می توان با جایگزین کردن تفکر عمودی با تفکر افقی یا زیگزاک از قوه به فعل درآورد. تفکر عمودی، قویاً عقلانی و منطقی است و دارای فرایند زنجیره ای است که هر حلقه آن در یک توالی ناگسستنی در پی حلقه پیش از خود می آید. هر حلقه از زنجیره این تفکر، لزوماً باید معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفکر عمودی، فقط چیزی را گزینش و بررسی می کند که ذیربط با موضوع باشد.به عکس آن، تفکر افقی در گستره سطح حرکت می کند و رو به سوی گوشه ها و جوانب دارد و چنین نیست که راه حلی را بپروراند، بلکه به بازسازی و تغییر آن می پردازد. تفکر افقی به صورت فرآیند زنجیره ای نیست. برای مثال انسان ممکن است برای گشودن مشکلی به جای آنکه از محل شروع راه حلی که مرسوم است، آغاز کند، از نقطه آخر آن بیآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفکر افقی لزوماً درست و معتبر نیست، زیرا چه بسا اقتضا کند از مسیری انحرافی بگذرد تا اینکه به جایی برسد که راه درست، پدیدار و آشکار گردد و در خاتمه اینکه تفکر افقی خود را پایبند اطلاعات مربوط با موضوع نمی کند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده یا غیرمربوط را به کار می گیرد تا شیوه جدیدی برای نگرش به مشکل بیابد. ب- روشهای گروهی برای برانگیختن خلاقیت بیشترین تلاش در زمینه پرورش خلاقیت را می توان در حوزه کارهای گروهی مشاهده کرد. برجسته ترین شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت عبارتند از: روش طوفان فکری (سیال سازی ذهن)، روش گوردن و روش تلفیقی نامتجانس ها.
1) روش طوفان فکری(یا بارش مغزی) : وجه شباهت روش طوفان فکری و روش گوردن در آن است که شش تا دوازده نفر برای مدت معینی پشت میزی می نشینند و سعی می کنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهنی تا جایی که امکان پذیر است به ارائه روش ها بپردازند. در این جلسه باب نقد و انتقاد درباره پیشنهادها کاملاً بسته است و تمامی پیشنهادهایی که در جلسه مطرح می کنند، می نویسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسی بپردازند و اما وجه تفاوت این دو روش، در آن است که در شیوه طوفان فکری، اعضای گروه درباره مشکل، آگاهی دارند و رئیس جلسه طوفان فکری، مشکل را به روشنی تمام بیان می کند، به گونه ای که همه شرکت کنندگان به درک آن نائل آیند. سپس وی اعضای گروه را موظف می کند تا جایی که امکان دارد ذهنیت خود را درباره مشکل بیان کنند.
2)روش گوردن : روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فکری، فرصت های بیشتری را برای ارائه راه حل های واقعاً بدیع و تازه مهیا می کند. چون که فقط رئیس جلسه از ماهیت دقیق مشکل آگاه است، او به جای اینکه مشکل را به روشنی برای گروه بیان کند، فقط به طور غیرمستقیم بدان اشاره می کند. برای مثال رئیس جلسه در روش طوفان فکری ممکن است مشکل را بدین صورت بیان کند: «مدرسه ما سال آینده فضای آموزشی کافی برای ثبت نام کنندگان احتمالی ندارد.» اما رئیس جلسه در شیوه گوردن ممکن است فقط عبارت های «فضای آموزشی» یا «زیادی تعداد ثبت نام کنندگان» را بگوید. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسیار زیاد است و کمتر ناظر بر هدف است، ولی فرصتی را برای شرکت کنندگان فراهم می کند تا راه هایی را بدون دخالت فلج کننده راه حل های سنتی کشف کنند. این روش به جای آنکه با تعبیر و تفسیر راه حل های موجود، برای اندیشه محدودیتی ایجاد کند، آن را مجاز می کند تا با آزادی کامل جولان دهد و تنها محدودیتی که برای اندیشه حادث می شود ناشی از دلالتهای ضمنی کلمه یا کلماتی است که رئیس جلسه در اختیار شرکت کنندگان گذاشته است. روش تلفیق نامتجانس ها یکی از مفیدترین راههای رشد قوه خلاقیت، تلفیق نامتجانس هاست و آن شیوه ای است که سعی دارد عناصر متفاوت و بی ربط را با هم تلفیق کند تا از این رهگذر راه حل های تازه ای برای مشکل پیدا کند. بدیهی است که خیلی از مشکلاتی که حادث می شوند، تازگی ندارند. آنچه محل بحث است، این است که مشکل را باید به شیوه ای تازه نگریست. این دیدگاه در جای خود، ظرفیت و امکانی را برای عرضه راه حل های اساساً نو فراهم می کند. برای یافتن نگرش های نو در مورد مشکلاتی که سابقه وقوع دارند، ضروری است که شیوه های آشنای نگاه کردن به مسائل را کنار بگذاریم. روش تلفیق نامتجانس ها به نحو گسترده ای از تمثیل، برای پیدا کردن شباهت ها و همانندی های موجود در کارکرد پدیده ها و روابط میان آنها استفاده می کند. برای نمونه، تمثیل مستقیم، می تواند با مقایسه وجوه شباهت در واقعیات، علم و فناوری، راه حل های تازه ای را کشف کند. «الکساندر گراهام بل» با فهمیدن سازوکار عناصر موجود در گوش و به کار بستن آنها در «جعبه سخنگوی» خود به پدیده ای شگفت انگیز دست یافت. او بعد از اینکه پی برد استخوان های برجسته ای در گوش با غشای نازکی کار می کنند، از خود پرسید چرا قطعه ای محکم و ضخیم از غشا نباید تکه ای از استیل را حرکت دهد. او از درون همین قیاس، تلفن را طراحی کرد.

 

  www .koobe.belogfa.com : منبع 

نویسنده : استیفن. پ. رابینز

مترجم : اسماعیل صدیقی پاشاکی

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 10:40  توسط آزمون یار پویا  | 
 

ادیان الهی به عنوان یک مکتب روانشناسی

 

دید کلی

ادیان الهی و از جمله اسلام ، در طی قرون متمادی با القای نوعی طرز تفکر ، زندگی فردی و اجتماعی میلیاردها انسان را در نقاط مختلف جغرافیایی اداره کرده‌اند و در حال حاضر نیز این کار را انجام می‌دهند. بررسی روشی که این ادیان در برخورد با انسانها مورد استفاده قرار داده‌اند و توجه به بعد اختصاصی در روان انسانها که پذیرش این آموزش‌ها را امکان‌پذیر ساخته است، می‌تواند منجر به کشف دستگاه روان‌شناسی خاصی گردد.

که اصول آن در کارهای روزانه روان‌شناسی ، روان‌درمانی و بهداشت روانی به ما کمک نمایند و تعریفی اختصاصی از انسان ایده‌آل و جامعه ایده‌آل به دست دهد. آموزش‌ها و واقعیاتی که در این ادیان ، مخصوصا در دین اسلام وجود دارند، نشان می‌دهند که بشریت به طور نهایی ، مذهب توحید را خواهد پذیرفت و ابعاد روانی او جز از این راه اشباع نخواهد شد.

 

مکتب روان‌شناسی اسلامی

مذهب اسلام به موازات اعتقاد به اصالت روان و تلقی انسان به عنوان ترکیبی از عناصر شیمیایی و عاملی غیر مادی که به نام روح نامیده می‌شود، موجب هماهنگی بین این عناصر می‌گردد و به او حیات می‌دهد، مغز را به عنوان مرکز تعقل معرفی می‌نماید. به این ترتیب ، مکتب روان‌شناسی اسلامی برای ایجاد پدیده‌ها و فعل و انفعالات حیاتی و روانی هم به جنبه‌های فیزیکی و هم به جنبه‌های غیر فیزیکی معتقد است.

 

فطرت ، یک اصل تغییرناپذیر

جریان فطرت به عنوان یک اصل ثابت و تغییر ناپذیر مورد تاکید ویژه اسلام است که در تمام افراد بشر مشترک می‌باشد و به عنوان عاملی که انسان را در ضمن قادر ساختن به رفع نیازها و تشخیص بین نفع و ضرر ، به سوی کمال مسیر می‌دهد، مورد توجه قرار می‌گیرد. فطرت در نوع بشر ، در طول تاریخ یکنواخت است و انسان‌ها بطور کلی نوع واحدی هستند و سود و زیان مشترکی دارند. تغییرناپذیری فطرت در زندگی یک انسان و در طول تاریخ بشریت ، با صراحت در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است.                                                             .

با برداشت فوق ، دانشمندان اسلام ، با الهام از آیات مربوط به فطرت در قرآن ، چنین نتیجه می‌گیرند که فطرت مانند غریزه یک امر تکوینی است یعنی جز سرشت انسان است و اکتسابی نیست ولی از غریزه آگاهانه‌تر است، یعنی برخلاف غرایز که انسان و حیوان به آن آگاهی ندارند، در مورد امور فطری ، شخص نسبت آن آگاهی دارد.

 

یک تشبیه قابل لمس

تشبیه انسان به ماشین ، چنانچه همراه با اعتقاد به عامل حیات به عنوان محرک اصلی و درونی غیر مادی که موجب زنده کردن و حیات بخشیدن به تمام سیستم وجود انسان باشد، قابل دفاع می‌باشد و می‌توان حرکت انسان در جهان را به حرکت یک اتومبیل در جاده تشبیه نمود. برای آنکه اتومبیلی با موفقیت مورد استفاده قرار گیرد و حداکثر استفاده از آن بشود، شرایط زیر الزامی است:

 

سالم و بدون عیب بودن اتومبیل از نظر مکانیکی

مورد استفاده قرار گرفتن اتومبیل بوسیله یک راننده سالم و ماهر

شناخت راه و مسیر حرکت و هدف آن

توجه و کاربرد دقیق قوانین راهنمایی و رانندگی

سالم بودن ارگان‌ها و سیستم‌های مختلف تشریحی- بیوشیمیایی و فیزیولوژی انسان را می‌توان به سالم بودن اتومبیل از نظر مکانیکی تشبیه کرد و راننده سالم و ماهر همان سازمان روانی سالم و تربیت شده می‌باشد.

 

وقتی انسان خود عاقل است چه نیازی به راهنمایی دارد؟

در یک بررسی منطقی و منصفانه می‌توان به این نتیجه رسید که شناخت راه و مسیر حرکت و هدف آن و تنظیم قوانین حرکت برای خود انسان مقدور نیست و امور فوق الزاما باید توسط کسی تدوین شود که به تمام خصوصیات فیزیکی ، وظایف الاعضایی و روانی انسان آگاهی کامل داشته باشد و این کار را براساس علم قطعی انجام دهد. با برداشت فوق ، کشف اصول بهداشت روانی ، باید تنها براساس آموزش‌های آفریدگار انسان انجام پذیرد. فطرت انسان مانند قطب نما عمل می‌نماید و در هر لحظه (در صورتی که قطب‌نما سالم باشد و فطرت تضعیف نشده باشد) ، می‌تواند تشخیص دهد

 

که انسان در مسیر رشد و یا مسیر سقوط حرکت می‌نماید.



شناخت راهی که مستقیما انسان را به هدف خویش برساند و او را از پرتگاه‌ها و راه‌های انحرافی باز دارد، از قدرت فطرت خارج است و در این مورد به افرادی نیاز دارد که راه مستقیم به سمت رشد را بشناسند و از راه‌های انحرافی و پرتگاه‌هایی که موجب سقوط انسان می‌شوند آگاهی داشته باشند. با بررسی آموزش‌های اسلامی و ارزیابی تاریخ افراد و جوامع رشد یافته و غیر رشد یافته به این نتیجه می‌رسیم که این افراد جز پیامبران الهی و جانشینان آنها که مستقیما اطلاعات را از آفریننده روح و روان دریافت می‌دارند، نمی‌تواند باشد.

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 11:54  توسط آزمون یار پویا  | 

 

در مقالهٔ‌ حاضر دیدگاه‌ نظریه‌پردازانی‌ كه‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریهٔ‌ خاصی‌ را به‌ طور مستقل‌ ارائه‌ كرده‌اند مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است. .

 

●‌اشاره:
در مقالهٔ‌ حاضر دیدگاه‌ نظریه‌پردازانی‌ كه‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریهٔ‌ خاصی‌ را به‌ طور مستقل‌ ارائه‌ كرده‌اند مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است. ابتدا نظریه‌ ویلیام‌ جیمز (۱۹۰۱) پیرامون‌ تجربیات‌ دینی‌ كه‌ به‌ صورت‌ گزارش‌های‌ افراد مختلف‌ ارائه‌ شده‌ مطرح و نهایتاً‌ نظریهٔ‌ ناهشیار به‌ عنوان‌ منبعی‌ برای‌ تجربیات‌ جذبه، عرفان، اشراق‌ و هرگونه‌ تجربیاتی‌ كه‌ نوعی‌ ارزش‌ معنوی‌ دارد ارائه‌ شده‌ است. سپس‌ نظریهٔ‌ گوردون‌ آلپورت‌ (۱۹۵۰) در خصوص‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ درونی‌ و بیرونی‌ و تفاوتهای‌ هریك‌ با دیگری‌ مطرح شده‌ است. در ادامه‌ نظریه‌ اریكسن‌ (۱۹۶۸) در خصوص‌ ایمان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ نیاز حیاتی‌ انسان‌ بزرگسال‌ كه‌ تحول‌ یافتهٔ‌ ظرفیت‌ اعتماد كودك‌ به‌ جهان‌ و مادر است‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ است. مفهوم‌ دیگری‌ كه‌ از سوی‌ اریكسن‌ مطرح‌ شده‌ «هویت» و «بحران‌ هویت» است. این‌ مفاهیم‌ كه‌ در بحث‌ شكل‌گیری‌ شخصیت‌ فرد مطرح‌ می‌شود با دینداری‌
ارتباط‌ پیدا كرده‌ است. همین‌ ارتباط‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا برخی‌ از روان‌شناسان‌ مانند جیمز مارشیا (۱۹۸۰) و آدامز (۱۹۸۹) گرایش‌ به‌ دین‌ را به‌ عنوان‌ بخشی‌ از هویت‌ فرد در نظر بگیرند. در خاتمه‌ نظریه‌ فولر و لوین‌ (۱۹۸۰) كاملاً‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است. طبق‌ این‌ نظریه‌ ایمان‌ طی‌ شش‌ مرحله‌ تكامل‌ می‌یابد. این‌ مراحل‌ از كودكی‌ و نوجوانی‌ آغاز شده‌ و تا میانسالی‌ تحول‌ می‌یابد.
علم‌ روان‌شناسی‌ طی‌ یك‌ قرن‌ گذشته‌ نسبت‌ به‌ پدیدهٔ‌ مذهب‌ موضع‌گیری‌های‌ بسیار متفاوتی‌ داشته‌ است. اگر چه‌ ویلیام‌ جیمز و استانلی‌هال‌ به‌ عنوان‌ متقدمین‌ روان‌شناسی‌ در آمریكا نسبت‌ به‌ مطالعهٔ‌ دین‌ توجه‌ خاصی‌ داشتند اما روند مطالعات‌ روان‌شناسی‌ در غرب‌ و خصوصاً‌ آمریكا حاكی‌ از عدم‌ توسعهٔ‌ رغبت‌های‌ متقدمین‌ توسط‌ متاخرین‌ است. ویلیام‌ جیمز (۱۹۰۲) در كتاب‌ گونه‌های‌ تجربهٔ‌ دینی‌ خود كه‌ شامل‌ بیست‌ سخنرانی‌ وی‌ است‌ به‌ بررسی‌ انواع‌ تجربیات‌ دینی‌ پرداخته‌ است. وی‌ ضمن‌ استناد به‌ تجربیات‌ شخصی‌ افراد در حالات‌ جذبه، خلسه‌ و احساس‌ حضور نزد پروردگار به‌ مسئله‌ وحدت‌ وجود كه‌ از مباحث‌ اساسی‌ در فلسفه‌ و عرفان‌ است‌ توجه‌ می‌كند (ویلیام‌ جیمز() ۱۳۵۶ صفحهٔ‌ ۱۰۹). دامنهٔ‌ مطالعات‌ ویلیام‌ جیمز در زمینهٔ‌ تجربیات‌ دینی‌ از كشور آمریكا فراتر رفته‌ و فرهنگ‌ شرق‌ را نیز در بر می‌گیرد. این‌ بررسی‌ها شامل‌ سرگذشت‌ غزالی‌ و اشاره‌ به‌ اشعار شبستری‌ در گلشن‌ راز نیز می‌شود. حاصل‌ این‌ مطالعات‌ منجر به‌ ارائه‌ یك‌ فرضیهٔ‌ اساسی‌ در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ می‌شود (ویلیام‌ جیمز() ۱۳۵۶ صفحه‌ ۱۱۰). طبق‌ این‌ فرضیه،محتوای ناهشیار صرفاً‌ شامل‌ خاطرات‌ ناقص، تداعی‌ معانی‌ عجیب‌ و غریب‌ و مانند آن‌ نیست. بلكه‌ قسمت‌ ناهشیار شخصیت‌ انسان‌ می‌تواند منبع‌ و سرچشمه‌ بسیاری‌ از شاهكارها و آثار نبوغ‌ باشد. جیمز می‌گوید:
«به‌ هنگامی‌ كه‌ مسئله‌ تصوف، عرفان، دعا و نیایش‌ را مورد مطالعه‌ قرار داده‌ بودیم‌ ملاحظه‌ كردیم‌ كه‌ در زندگی‌ مذهبی‌ نقش‌ عمده‌ را فیض‌نهایی‌ كه‌ از قسمت‌ ناهشیار ما می‌رسد بازی‌ می‌كنند. بنابراین‌ من‌ فرضیه‌ خود را اینطور قرار می‌دهم: این‌ حقیقت‌ برتر كه‌ ما در تجربیات‌ دینی‌ با آن‌ ارتباط‌ پیدا می‌كنیم، بیرون‌ از حدود وجود فردی‌ ما هرچه‌ می‌خواهد باشد، درون‌ حدود وجود ما، دنبالهٔ‌ ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی‌ كه‌ ما به‌ این‌ نحو پایهٔ‌ فرضیهٔ‌ خود را بر روی‌ امری‌ كه‌ مورد قبول‌ دانشمندان‌ روان‌شناس‌ است‌ قرار می‌دهیم، با علوم‌ امروزی‌ تماس‌ خود را حفظ‌ كرده‌ایم؛ حال‌ آنكه‌ علمای‌ علم‌ كلام‌ چنین‌ تماسی‌ را ندارند» (ویلیام‌ جیمز() ۱۳۵۶ صفحه‌ ۱۹۷).
استانلی‌ هال‌ به‌ عنوان‌ اولین‌ رئیس‌ انجمن‌ روان‌شناسی‌ آمریكا(APA) نیز به‌ عنوان‌ یكی‌ از پیشكسوتان‌ روان‌شناسی‌ در آمریكا به‌ بررسی‌ دین‌ علاقمند بود و نشریه‌ای‌ را در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ تاسیس‌ كرد كه‌ تا سال‌ ۱۹۱۵ چاپ‌ می‌شد. مقالات‌ چاپ‌ شده‌ در این‌ نشریه‌ عمدتاً‌ به‌ آموزش‌های‌ اخلاقی‌ و مذهبی‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ مربوط‌ می‌شد (استانلی‌ هال‌ ۱۸۹۱ به‌ نقل‌ از ریچارد.اِل‌ . گورساچ() ۱۹۸۸). همانطور كه‌ در ابتدای‌ مقاله‌ ذكر شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیری‌های‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزهٔ‌ علم روان‌شناسی‌ داشته‌اند. آنچه‌ كه‌ در این‌ مقاله‌ بیشتر به‌ آن‌ توجه‌ می‌شود ذكر نظریاتی‌ است‌ كه‌ مذهب‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ موضوع‌ مستقل‌ و حائز اهمیت‌ مورد توجه‌ قرار داده‌ و دربارهٔ‌ آن‌ نظریه‌پردازی‌ كرده‌اند. و نه‌ كسانی‌ كه‌ دربارهٔ‌ انسان‌ نظریه‌پردازی‌ كرده‌اند و دین‌ را نیز مانند سایر موضوعات‌ مشمول‌ همان‌ نظریه‌ كلی‌ خود دانسته‌اند. همانطور كه‌ در ابتدای‌ مقاله‌ اشاره‌ شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیرهای‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزهٔ‌ علم‌ روان‌شناسی‌ داشته‌اند. از میان‌ بینانگذاران‌ مكاتب‌ مختلف‌ در روان‌شناسی‌ زیگموند فروید با پدیدهٔ‌ دینی، برخوردی‌ كاملاً‌ منفی‌ داشته‌ و به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ كوشیده‌ است‌ تا اصالت‌ دین‌ را نادیده‌ بگیرد. از سوی‌ دیگر بنیانگذار رفتاری‌ نگری‌ جان‌ واتسن‌ (۱۹۲۵) نیز با توجه‌ به‌ اینكه‌ موضوع‌ علم‌ روان‌شناسی‌ را «رفتار» قابل‌ مشاهده‌ و اندازه‌گیری‌ اعلام‌ می‌كند و با هرگونه‌ روش‌های‌ بررسی‌ درون‌ نگرانه‌ مخالفت‌ می‌كند و برای‌ بررسی‌ اعتقادات‌ مذهبی‌ مجالی‌ باقی‌ نمی‌گذارد (ال.بی.براون‌ () ۱۹۸۷ صفحه‌ ۹۸).
ریچارد گورساچ‌ (۱۹۸۸) كه‌ به‌ بررسی‌ تاریخچهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ پرداخته‌ است‌ معتقد است‌ كه‌ از دههٔ‌ ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ مطالعه‌ مهمی‌ انجام‌ نشده‌ است. البته‌ گوردون‌ آلپورت‌ از سال‌ ۱۹۵۰ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ كتاب‌ فرد و دینش‌ را تالیف‌ كرد كه‌ بایستی‌ حركت‌ او را در این‌ زمینه‌ حائز اهمیت‌ دانست. هنر آلپورت‌ این‌ بود كه‌ به‌ عنوان‌ یك‌ روان‌شناس‌ اجتماعی‌ با ارائه‌ نظریهٔ‌ جهت‌گیری‌ درونی‌ و بیرونی‌ نسبت‌ به‌ دین‌ در انسان‌ توانست‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ اجتماعی‌ در زمینهٔ‌ تعصبات‌ نژادی‌ را با در نظر گرفتن‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد مورد مطالعه‌ قرار دهد (اِل.بی، براون() ۱۹۸۷ صفحه‌ ۹۸). تقسیم‌بندی‌ آلپورت‌ در خصوص‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد توانسته‌ است‌ توجه‌ زیادی‌ را طی‌ سالیان‌ اخیر به‌ خود معطوف‌ دارد و در مطالعاتی‌ كه‌ عامل‌ مذهب‌ مورد توجه‌ روان‌شناسان‌ باشد به‌ عنوان‌ یك‌ نظریه‌ كارآمد مورد استفاده‌ قرار گیرد.
آلپورت‌ بر حسب‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ افراد، آنها را با دو جهت‌گیری‌ دینی‌ درونی‌ و بیرونی‌ تقسیم‌بندی‌ كرد. از نظر آلپورت‌ افراد مذهبی‌ با جهت‌گیری‌ درونی‌ ضمن‌ درونی‌ سازی‌ ارزشهای‌ دینی، مذهب‌ را به‌ مثابه‌ هدف‌ در نظر می‌گیرند. در حالیكه‌ افراد با جهت‌گیری‌ بیرونی، دین‌ را صرفاً‌ وسیله‌ای‌ برای‌ نیل‌ به‌ اهداف‌ دیگر در نظر می‌گیرند (آلپورت‌ و راس‌ ۱۹۶۷ به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون() ۱۹۹۷). اخیراً‌ نظریه‌ آلپورت‌ در زمینه‌ جهت‌گیری‌ دینی بیرونی‌ به‌ دو مقولهٔ‌ اجتماعی‌ و شخصی‌ بسط‌ یافته‌ است. طبق‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ افراد دارای‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ بیرونی‌ اجتماعی‌ از مذهب‌ جهت‌ نیل‌ به‌ اهدف‌ اجتماعی‌ سود می‌جویند، در حالیكه‌ در جهت‌گیری‌ مذهبی‌ بیرونی‌ شخصی‌ افراد از مذهب‌ جهت‌ كسب‌ امنیت‌ فردی‌ استفاده‌ می‌كنند (گورساچ‌ و مك‌ فرسون‌ ۱۹۸۹، كرك‌ پاتریك‌ ۱۹۸۹ به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون() ۱۹۹۷).
یكی‌ دیگر از روان‌شناسانی‌ كه‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریه‌ای‌ راهگشا مطرح‌ كرده‌ است‌ اریك‌ اریكسن‌ است. اریكسن‌ كه‌ یك‌ نو فرویدی‌ است‌ نسبت‌ به‌ دین‌ موضع‌گیری‌ مثبتی‌ دارد. وی‌ معتقد است‌ بین‌ نهادهای‌ اجتماعی‌ به‌ وجود آمده‌ در طول‌ تاریخ‌ زندگی‌ انسان‌ و نیازهای‌ روان‌شناختی‌ او ارتباط‌ وجود دارد. به‌ نظر اریكسن‌ دین‌ به‌ عنوان‌ یك‌ نهاد اجتماعی‌ در طول‌ تاریخ‌ در خدمت‌ ارضأ «اعتماد اساسی» بشر بوده‌ است. اریكسن‌ بر خلاف‌ فروید دین‌ را به‌ عنوان‌ بازگشت‌ به‌ دورهٔ‌ كودكی‌ ندانسته‌ و آن‌ را برای‌ تامین‌ نیاز اعتماد اساسی‌ بشر ضروری‌ می‌داند (اریك. اریكسن() ۱۹۶۸ صفحه‌ ۱۰۶).اریكسن‌ اولین‌ مرحلهٔ‌ تحول‌ «من» را به‌ عنوان‌ «اعتماد» در برابر «عدم‌ اعتماد» نامیده‌ و معتقد است‌ كه‌ كودك‌ در اولین‌ مرحله‌ از تحول‌ شخصیت‌ خود به‌ تدریج‌ جهان‌ خارج‌ و مادر را به‌ عنوان‌ پدیده‌ای‌ قابل‌ اعتماد درك‌ می‌كند. وی‌ معتقد است‌ «اعتماد» در دوران‌ كودكی‌ پایه‌ ظرفیت‌ «ایمان» در بزرگسالی‌ را فراهم‌ می‌كند. ایمان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ نیاز حیاتی، انسان‌ را به‌ سوی‌ پذیرش‌ دین‌ سوق‌ می‌دهد (اریك. اریكسن() ۱۹۶۸ صفحه‌ ۱۰۶). مفهوم‌ دیگری‌ توسط‌ اریك‌ اریكسن‌ مطرح‌ شده‌ است‌ كه‌ با دین‌ ارتباط‌ پیدا می‌كند. این‌ مفهوم‌ عبارتست‌ از «هویت» و «بحران‌ هویت». مفهوم‌ هویت‌ كه‌ توسط‌ اریكسن‌ مطرح‌ شد از سوی‌ جیمزمارشیا در یك‌ الگوی‌ چهار وضیعتی‌ هویت‌ توسعه‌ یافت. این‌ چهار وضعیت‌ عبارتند از: هویت‌ یافتگی، بحران‌ زدگی، دنباله‌روی‌ و آشفتگی. هریك‌ از چهار وضعیت‌ هویتی‌ تعریف‌ شده‌ از سوی‌ مارشیا در تجدید نظرهای‌ بعدی‌ با توجه‌ به‌ دو بعد عقیدتی‌ و بین‌ شخصی‌ تفكیك‌ شد (گرو توند و همكاران‌ ۱۹۸۲ و آدامز و همكاران‌ ۱۹۸۲ به‌ نقل‌ از اِ‌ی. فولتن() ۱۹۹۷). براساس‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ آدامز و همكارانش‌ به‌ ارائه‌ یك‌ پرسشنامه‌ جهت‌ سنجش‌ وضعیت‌ هویت‌ فرد تحت‌ عنوان‌ «سنجش‌ عینی‌ وضعیت‌ هویت‌ من‌ توسعه‌ یافته» كه‌ به‌ صورت‌ مخفف‌ باEOM - EIS مشخص‌ شده‌ است‌ اقدام‌ كردند (آدامز()و همكاران‌ ۱۹۸۹). البته‌ هنوز پژوهش‌های‌ انجام‌ شده‌ در زمینهٔ‌ رابطهٔ‌ دین‌ و هویت‌ بسیار اندك‌ است‌ و بدون‌ پژوهش‌های‌ كافی‌ نمی‌توان‌ به‌ دقت‌ ارتباط‌ این‌ دو مقوله‌ را با یكدیگر دقیقاً‌ مشخص‌ نمود (اِ‌ی. فولتن() ۱۹۹۷). علیرغم‌ پژوهش‌های‌ اندك‌ در این‌ زمینه‌ با توجه‌ به‌ اینكه‌ آدامز ۱۹۸۹ دین‌ را در كنار شغل، سیاست‌ و فلسفهٔ‌ زندگی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ عنصر عقیدتی‌ در پرسشنامه‌EOM-EIS وارد كرده‌ است، خود نشان‌ دهندهٔ‌ ورود دین‌ به‌ عنوان‌ یك‌ سازهٔ‌ روان‌شناختی‌ در حیطهٔ‌ روان‌شناسی‌ تحول‌ شخصیت‌ حائز اهمیت‌ است.
پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزهٔ‌ تحول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ و نیز مسلح‌ شدن‌ روان‌شناسی‌ به‌ روش‌ بررسی‌ تحولی‌ مفاهیم‌ و سازه‌های‌ روان‌شناختی‌ به‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیز كمك‌ شایانی‌ كرده‌ است. فولر و لوین‌ ۱۹۸۰ (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ لورنس()۱۹۹۴) در زمینهٔ‌ بررسی‌ ایمان‌ به‌ ارائه‌ نظریه‌ای‌ تحولی‌ شامل‌ شش‌ مرحله‌ پرداخته‌اند. این‌ نظریه‌ كه‌ از برخی‌ جهات‌ به‌ نظریهٔ‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ كلبرگ‌ شباهت‌ دارد، می‌تواند در مطالعهٔ‌ ارتباط‌ دین‌ با متغیرهای‌ دیگر با توجه‌ به‌ مراحل‌ مختلف‌ ایمان‌ و سطح‌بندی‌ افراد در مراحل‌ مختلف‌ آن‌ كمك‌ شایانی‌ نماید. از نظر فولر ولوین‌ (۱۹۸۰) (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ و لورنس() ۱۹۹۴ صفحه‌ ۱۱۹) ایمان‌ مذهبی‌ برای‌ افراد در سنین‌ مختلف‌ دارای‌ ساختار متفاوتی‌ است. این‌ دو نظریه‌پرداز ساختار ایمان‌ را مجموعه‌ای‌ از باورها می‌دانند كه‌ در هر مرحله‌ تعیین‌ كنندهٔ‌ چگونگی‌ عملیات‌ ذهنی‌ در استدلال‌ یا قضاوت‌ دربارهٔ‌ موضوعات‌ مورد توجه‌ در حیطهٔ‌ دین‌ است. به‌ طور خلاصه‌ شش‌ مرحلهٔ‌ ایمان‌ از نظر فولر ولوین‌ (۱۹۸۰) به‌ ترتیب‌ زیر است:
‌ ‌مرحله‌ اول‌ - ایمان‌ شهودی‌ - فرافكنی: در این‌ مرحله‌ ایمان‌ بیانگر ابراز آرزوهای‌ كودك‌ است. كودكان‌ در سن‌ ۳ تا ۷ سالگی‌ دارای‌ جهت‌گیری‌ خیالبافانه‌ و تقلیدی‌ هستند، ولی‌ محتوای‌ فكر آنها دارای‌ الگوهای‌ نسبتاً‌ سیال‌ است. در مرحلهٔ‌ اول‌ فولر همانند مرحلهٔ‌ اول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ كلبرگ‌ كودك‌ كاملاً‌ خود میان‌ بین‌ بوده‌ و در عین‌ حال‌ در خصوص‌ تابوهای‌ موجود در جامعه‌ نسبت‌ به‌ برخی‌ از اعمال‌ كاملاً‌ آگاهی‌ دارد.
‌ ‌مرحله‌ دوم‌ - ایمان‌ اسطوره‌ای‌ - سطحی: كودك‌ در این‌ مرحله‌ به‌ درونی‌ كردن‌ داستانها، اعتقادات‌ و جنبه‌های‌ مختلف‌ مربوط‌ به‌ فرهنگ‌ جامعه‌ می‌پردازد. اعتقادات‌ و قواعد اخلاقی‌ در این‌ مرحله‌ كاملاً‌ عینی‌ و سطحی‌ هستند. این‌ مرحله‌ با گسترش‌ و تصریح‌ شكل‌گیری‌ شخصیت‌ كودك‌ تحت‌ تأثیر ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ دیگران‌ همراه‌ است.
‌ ‌مرحله‌ سوم‌ - ایمان‌ تركیبی‌ - قراردادی: در مرحلهٔ‌ سوم‌ نوجوان‌ نسبت‌ به‌ دیدگاهها و باورهای‌ موجود در خارج‌ از خانواده‌ آگاهی‌ می‌یابد. بنابراین‌ در این‌ مقطع‌ ایمان‌ مذهبی‌ در خدمت‌ تدارك‌ جهت‌ یابی‌ منسجم‌ از دنیای‌ متنوع‌ و پیچیده‌ بوده، دیدگاههای‌ معارض‌ با یكدیگر را در یك‌ چارچوب‌ كلی‌ با یكدیگر تركیب‌ كرده‌ وحدت‌ می‌بخشد. مرحله‌ سوم‌ اصولاً‌ در نوجوانی‌ آغاز می‌شود و به‌ اوج‌ خود می‌رسد و در عین‌ حال‌ برای‌ بسیاری‌ از بزرگسالان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ تعادل‌ جویی‌ دائمی‌ تلقی‌ شده‌ از این‌ مرحله‌ فراتر نمی‌روند. در مرحلهٔ‌ سوم‌ اگر چه‌ شخص‌ دارای‌ یك‌ «ایدئولوژی» است‌ كه‌ شامل‌ مجموعه‌ای‌ از باورها و ارزشهای‌ بیش‌ و كم‌ باثبات‌ است، اما این‌ ایدئولوژی‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ واقعیت‌ مستقل‌ مورد بررسی‌ و آزمایش‌ قرار نمی‌دهد.
‌ ‌مرحله‌ چهارم‌ - ایمان‌ وابسته‌ به‌ طرز تفكر فردیت‌ یافته: مرحلهٔ‌ چهارم‌ شامل‌ درونی‌ كردن‌ باورهای‌ فرد است. انتقال‌ از مرحلهٔ‌ سوم‌ به‌ چهارم‌ بسیار حائز اهمیت‌ است. چون‌ با این‌ انتقال‌ نوجوان‌ و یا بزرگسال‌ باید مسئولیت‌ پذیرش‌ هرگونه‌ سبك‌ زندگی، ارزشها و تعهدات‌ عملی‌ نسبت‌ به‌ آنها را به‌ عهده‌ گیرد.
‌ ‌مرحله‌ پنجم‌ - بازنگری‌ در ایمان‌ تثبیت‌ شده: در مرحله‌ پنجم‌ علیرغم‌ تثبیت‌ اعتقادات‌ فرد كه‌ طی‌ مراحل‌ قبل‌ شكل‌ گرفته‌ است، شاهد بروز یك‌ بحران‌ در اعتقادات‌ شخص‌ هستیم. این‌ تردید و بازنگری‌ نسبت‌ به‌ اعتقادات‌ در فواصل‌ نیمه‌ عمر انسان‌ رخ‌ می‌دهد. فولر و لوین‌ با استفاده‌ از مفاهیم‌ روان‌ تحلیل‌گری‌ مرحلهٔ‌ پنجم‌ را مورد تجربه‌ و تحلیل‌ قرار می‌دهند. بنابر نظر آنها در این‌ مرحله‌ اطمینان‌ نسبت‌ به‌ ارزشها توسط‌ فشارهای‌ حاصل‌ از سركوبی‌ بخش‌ هشیار شخصیت‌ در دوران‌ اولیه‌ زندگی‌ زیر سؤ‌ال‌ و یا مورد بی‌توجهی‌ قرار می‌گیرد. این‌ نظریه‌پردازان‌ از به‌ گوش‌ رسیدن‌ پیامهای‌ مربوط‌ به‌ جنبه‌های‌ عمیق‌ «خود» سخن‌ می‌گویند. این‌ پیامها شامل‌ بازشناسی‌ انتقادی‌ بخش‌ ناهشیار اجتماعی‌ انسان‌ است. محتوای‌ دینی‌ پیامها عبارتند از: اسطوره‌ها، تصاویر آرمانی‌ و تعصب‌هایی‌ كه‌ با توجه‌ به‌ تربیت‌ ناشی‌ از طبقات‌ اجتماعی‌ خاص، سنت‌های‌ مذهبی‌ و گروههای‌ قومی‌ بخصوص‌ عمیقاً‌ در «سیستم‌ خود» فرد رسوخ‌ كرده‌ است.
‌ ‌مرحله‌ ششم‌ - ایمان‌ جهانی: همانطور كه‌ در مرحله‌ ششم‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ كلبرگ‌ مطرح‌ شده‌ است، مرحله‌ ششم‌ از تحول‌ ایمان‌ نیز از جهت‌ وقوع‌ بسیار اندك‌ است. كسانی‌ كه‌ مرحلهٔ‌ ششم‌ ایمانی‌ جهانی‌ را تجربه‌ كرده‌اند، احساس‌ رابطهٔ‌ نزدیك‌ و صمیمانه‌ بین‌ خود و جهان‌ پیرامون‌ خود را گزارش‌ كرده‌اند. تجارب‌ مطرح‌ شده‌ در مرحلهٔ‌ ششم‌ تحول‌ ایمان‌ مبنی‌ بر احساس‌ رابطهٔ‌ نزدیك‌ بین‌ فرد و جهان‌ پیرامون‌ را در نظریهٔ‌ فولر تحت‌ عنوان‌ تجربهٔ‌ اوج‌ در افراد خود شكوفا و نیز در توصیفات‌ تجارب‌ دینی‌ مطرح‌ شده‌ توسط‌ ویلیام‌ جیمز (۱۹۰۱) در كتاب‌ گونه‌های‌ تجارب‌ دینی‌ وجه‌ تشابه‌ بسیار زیادی‌ دیده‌ می‌شود. اگر چه‌ نظریه‌ فولر و لوین‌ به‌ عنوان‌ پایه‌ و مبنایی‌ نظری‌ امكان‌ پژوهش‌های‌ سازمان‌ یافته‌تری‌ را فراهم‌ می‌كند ولی‌ هنوز جمع‌بندی‌های‌ روشن‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند پژوهش‌های‌ متعددی‌ است. پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ ضرورت‌ انجام‌ پژوهش‌های‌ طولی‌ و استفاده‌ از روش‌های‌ تجربی‌ را از نظر برخی‌ از روان‌شناسان‌ مانند گورساچ‌ (۱۹۸۸) ( به‌ نقل‌ از راتیزمن‌ و لاورنس() ۱۹۹۴ صفحه‌ ۱۲۰) محرز كرده‌ است.
در این‌ مقاله‌ دیدگاه‌ چند تن‌ از روان‌شناسان‌ غربی‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ به‌ طور مختصر مطرح‌ شد. علت‌ انتخاب‌ نظریهٔ‌ این‌ روان‌شناسان‌ در مقالهٔ‌ حاضر و طرح‌ دیدگاه‌ آنان، علاقهٔ‌ آنها به‌ دین‌ و مطالعهٔ‌ آن‌ با نوعی‌ گرایش‌ مثبت‌ آنها به‌ دین‌ بوده‌ است. البته‌ ممكن‌ است‌ نظریات‌ روان‌شناسان‌ دیگری‌ را نیز بتوان‌ به‌ این‌ مجموعه‌ اضافه‌ كرد. چون‌ بررسی‌ كامل‌ دیدگاه‌ همهٔ‌ روان‌شناسان‌ در زمینهٔ‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند نقد و بررسی‌ مبانی‌ جهان‌بینی‌ و اعتقادات‌ هریك‌ از روان‌شناسان‌ نسبت‌ به‌ دین‌ است، بنابراین‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد تا دیدگاه‌ روان‌شناسانی‌ كه‌ با استفاده‌ از روان‌شناسی، دین‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ متغیر خنثی‌ مانند سایر متغیرها در نظر می‌گیرند و یا حتی‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ ارزش‌ منفی‌ در نظر می‌گیرند جداگانه‌ مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار گیرد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 11:36  توسط آزمون یار پویا  | 
 

بیانات انرژی بخش

اشخاص موفق از عمل باز نمي ايستند، اشتباه مي کنند اما دست نمي کشند. مشکلات مانع ما نيستند بلکه معلم ما هستند. در راه رسيدن به موفقيت مشکلات را پله  صعود خود کنيد.     

بدان که مي تواني آنگونه باشي که مي خواهي و آنگونه که سزاوار هستي.

شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ي ماهي مرده هم برمي آيد.

تقدير هميشه و همه جا اتفاق مي افتد، هرچه زودتر با آن هماهنگ شويد به نفعتان است

برنده ها کارهايي را انجام مي دهند که بازنده ها اصلاً دوست ندارند انجام دهند.

موفقيت از روز تولد به شما تعلق گرفته، فرق در نتيجه انحراف از مسير زندگي متعادل شماست.

بزرگ ترين اشتباه ترس از اشتباه است.

تنها پنير مجاني فقط در تله موش پيدا مي شود؛ براي موفقيت بهايش را بايد بپردازيد.

ده برابر زماني که حرف مي زنيد، بخوانيد و گوش دهيد. به اين ترتيب در مسير آموختن و پيشرفت قرار مي گيريد.

زندگي به ما همان چيزي را مي دهد که از آن انتظار داريم، نه کمتر نه بيشتر. (حکايت دولت و فرزانگي).

حرف حق در انسان تأثير مي گذارد حتي اگر با آن مخالفت کند.

تصور انسان از ترس هميشه بدتر از خود ترس است.

تقدير به کسي روي مي آورد که به کار اعتقاد دارد نه به تقدير.

اگر دو خرگوش را دنبال کنيد هيچ کدام را نخواهيد گرفت.

وقتي وظايف خود را انجام مي دهيد ديگران از شما نيرو مي گيرند. (رندي گِيج).

داناترين مردم کسي است که شک و گمان هيچ گاه يقين او را از ميان نبرد. (حضرت علي(ع))

عظمت بايد در نگاهتان باشد نه در چيزي که به آن مي نگريد. (آندره ژيد)

خدايان آماده ي اطاعت از شما هستند پس بطلبيد که خواهيد گرفت.

از آجرهايي که به سمتتان پرتاب مي شود بنايي محکم بسازيد.

خواندن کتابهاي خوب، مکالمه با مردان شرافتمند گذشته است.

....آنجا و آنچه را که هستي، افکار و باورهايت رقم زده اند. افکار و باورهايت را تغيير بده، تا آنجا و آنچه را که هستي تغيير دهي.

هر روز صبح وقتي از خواب بيدار مي شويد روبروي يک آينه بايستيد و از خود بپرسيد: حال شما چطوره؟ سپس به خود جواب دهيد: حتماً....

بدترين الفاظ اينها هستند: نمي توانم و نمي دانم و نمي شود. (ناپلئون بناپارت).

آرزوهاي تو مهم تر از درآمد تو هستند. (زيگ زيگلر).

داشتن پشتکار، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابي است. (ديويد سارنف).

فاصله ي نداشتن و داشتن فقط يک خواستن موفقيت آن است که پس از آنکه ديگران وا دادند، تو تسليم نشوي. (ويليام فدر).

براي رسيدن به قله کوه قبل از برداشتن هر ابزاري، اول اراده ات را در کوله ات بگذار!

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 10:50  توسط آزمون یار پویا  | 
 

اندیشه های زیبا

 

 

فردا همواره خواهد رسيد و هميشه با روزهاي ديگر متفاوت خواهد بود.هميشه با ضرب طبل خودتان حركت كنيد. مهم نيست كه صداي آن چقدر ضعيف يا دور باشد.  هنري تورو

 مسائل را در همان سطح آگاهي كه به وجود آمده است نمي توان حل كرد.  آلبرت انيشتين

ما به افرادي كه در ورود به عرصه «غير ممكن» تخصص دارند نياز داريم.   تئودور روتكي

 

در عـصر تغييرات مـسـتـمر، تنــها «يــادگيــرندگان» آيـنــده را به ارث خواهند برد. مابـقي خود را براي زندگي در دنـيايي مجهـز كـرده اند كه ديگر وجـود نـــــدارد.   اريك هوفر

 

فردا ، حتي بزرگ ترين شركت ها نيز در معرض خطر هستند ، اگر در مورد آينده شان نينديشيده باشند .  پيتر دراكر

 

هميشه با ضرب طبل خودتان حركت كنيد. مهم نيست كه صداي آن چقدر ضعيف يا دور باشد. ( هنري تورو)

 

زندگي مانند دوچرخه سواري است. براي حفظ تعادل بايد حركت كرد. ( آلبرت انيشتين)


 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 23:32  توسط آزمون یار پویا  | 
 

 

ده نگرش که مانع پیشرفت در زندگی می شود

 

من تا کنون در مورد عقاید مختلف در انسان های متفاوت، صحبت های زیادی کرده ام و حرف های زیادی با شما در این مورد که چگونه می توانید عقاید خود را در جهت بهبودی زندگیتان تغییر دهید، بیان نموده ام. برخی از افراد هستند که دارای نگرش های غلطی در زندگی می باشند و من تصور میکنم که دیگر نوبت به آن رسیده باشد که چند نمونه از این موارد را مخاطب قرار داده و سعی در رفع آنها داشته باشیم.

عقاید ابتدایی ما از روی رفتار و نگرش های پدر و مادر، معلمین، همکلاسی ها، تلویزیون، و سایر رسانه های جمعی شکل می گیرند. زمانی که جوان هستیم تصور میکنیم که بزرگتر ها بیشتر از ما درک می کنند، به همین دلیل هر چه را که می گویند باور می کنیم و به آنها اعتماد می کنیم. زمانی که بزرگتر می شویم به مرور زمان سیستم فکری مخصوص به خودمان را پیدا می کنیم، اما باز هم این امکان وجود دارد که بخشی از تفکرات و نگرش های زمان بچگی در وجود ما باقی بماند. گاهی اوقات خودمان هم متوجه نمی شویم که دارای یک چنین عقایدی هستیم.

در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛

۱- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید

این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.

۲- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم

منظور من این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.

۳- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی

هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.

۴- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده

میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون 75 و برای خانم ها 79 است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به ۱۰۰ سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.

۵- پذیرش جبر مطلق

این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.

۶- قدر و لیاقت شما محدود نیست

این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.

۷- جهان اطراف ما تغییر نمی کند

دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟

۸- هیچ کس مرا قبول ندارد

من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.

۹- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم

من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راههای نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.

۱۰- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید

ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 9:35  توسط آزمون یار پویا  | 
 

 علل پرخاشگري ، بد دهني و عصبانيت در كودكان و راه هاي كنترل آن

 

 

تعاريف پرخاشگري

روان شناساني که اعتقادات نظري متفاوتي دارند در مورد چگونگي تعريف پرخاشگري اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلي اين است که آيا بايد پرخاشگري را براساس پيامدهاي قابل ديدن آن تعريف کنيم يا براساس مقاصد شخصي که آن را نشان مي دهد.

گروهي پرخاشگري را رفتاري مي دانند که به ديگران آسيب مي رساند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند. پرخاشگري ممکن است بدني باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) يا لفظي ( فرياد زدن، رنجاندن) يا به صورت تجاوز به حقوق ديگران ( چيزي را به زور گرفتن)، نقطه قوت اين تعريف عيني بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق مي شود. نقطه ضعف آن اين است که شامل بسياري از رفتارهايي است که ممکن است به طور معمول پرخاشگري تلقي نشود.

پرخاشگري وسيله اي رفتاري است در جهت رسيدن به هدفي؛ پرخاشگري خصمانه رفتاري است در جهت آسيب رساندن به ديگران ، بيشتر پرخاشگري هاي بين کودکان کوچک از نوع «وسيله اي» است.

اين نوع پرخاشگري به خاطر متعلقات است. کودکان از يکديگر اسباب بازي مي قاپند، يکديگر را هل مي دهند تا به اسباب بازي که مي خواهند بازي کنند دست يابند. به ندرت اتفاق مي افتد که کودکان بخواهند به کسي آسيب برسانند يا از روي عصبانيت دست به پرخاشگري بزنند.

پرخاشگري را بايد از جرئت ورزي متمايز دانست. جرئت ورزي، دفاع از حقوق يا متعلقات (مانند ممانعت کودک از اين که کسي به اسباب بازي اش دست بزند) يا بيان اميال و آرزوها را بر مي گيرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر مي دانند، در صورتي که کسي که از حق خود دفاع مي کند با جرئت است نه پرخاشگر.

 

ادامه مقاله را در ادامه مطلب بخوانید .

آزمون یار پویا

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 10:31  توسط آزمون یار پویا  | 
 

ازدواج -سن مناسب معیار مناسب و انگيزه ازدواج در افراد مختلف ( مرجع کامل اطلاعات)

 

 

ازدواج -سن مناسب معیار مناسب و انگيزه ازدواج در افراد مختلف ( مرجع کامل اطلاعات)

ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند.ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.

در چه سنی باید ازدواج کرد؟

برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است.در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند.گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است.به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند.معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

معیارهای یک ازدواج موفق چیست ؟

انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند.تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند.بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود.ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است.

ادامه مقاله را در ادامه مطلب بخوانید .

آزمون یار پویا

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 10:12  توسط آزمون یار پویا  | 
 

پرورش مسئولیت پذیرى درکودکان

 

 

مسئولیت پذیرى را مى توان پرورش داد

 

امروزه بسیارى از والدین از ناتوانى و مسئولیت نپذیرفتن فرزندشان شكایت مى كنند و مرتب فرزندشان را سرزنش مى كنند و او را مورد انتقاد و تنبیه قرار مى دهند. داشتن كودكى مسئولیت پذیر آرزوى هر پدر و مادرى است و والدین به علت داشتن فرزندى بردبار به خود مى بالند.

اگر فرزند شما توجه كافى به مسئولیت هایى كه به او واگذار مى شود، ندارد سعى كنید به جاى انتقاد و تنبیه ، روحیه مسئولیت پذیرى را در او پرورش دهید. براى این كار ابتدا سعى كنید رفتارى داشته باشید كه از فرزندتان انتظار دارید.

درباره روحیه مسئولیت پذیرى و تلاش براى انجام درست وظایف با او صحبت كنید. این نكته را به یاد داشته باشید كه تعلیم بردبارى و مسئولیت پذیرى به مرور زمان صورت مى گیرد و شما نمى توانید در یك لحظه از كودكتان فردى مسئول و سختكوش بسازید . وقتى ناتوانى یا حتى كوتاهى كودك را در مقابل انجام وظایفى كه به او سپرده شده مى بینید، به جاى سرزنش در مورد نوع رفتارش با او صحبت كنید.

 

از او بخواهید دامنه توجه اش را گسترش دهد. به او بیاموزید براى انجام مسئولیتى كه به او سپرده اید تمركز و از توانایى هایش استفاده كند. به او بگویید كه از نظر شما فرد توانایى است و مطمئن هستید مى تواند كارى كه به او سپرده شده را انجام دهد. از او حمایت كنید و به او احترام بگذارید.فرزند خود را تشویق كنید در اجتماع حضور بیشترى داشته باشد و به دیگران كمك كند.به او بیاموزید در كارهاى گروهى شركت كند. به او كمك كنید تا درك درستى از فعالیت هاى گروهى با همسالان خود بیابد.

 

اگر او به این درك درست برسد مى آموزد كه باید به دیگران احترام بگذارد و مسئولیت هاى خود را به درستى انجام دهد. هیچ گاه به او نگویید ما همه مانند یكدیگر هستیم چون ما واقعاً با هم تفاوت داریم. به او بگویید ممكن است بتواند كارى را بهتر از همسالان دیگرش انجام دهد همان گونه كه گاهى آنها بهتر از فرزند شما كارى را انجام مى دهند.

 

زمانى كه فرزندتان توانست از عهده مسئولیت خود برآید، مى توانید جایزه اى براى او در نظر بگیرید اما باید زمان و مكان درستى را براى جایزه دادن انتخاب كنید. به طورى كه او متوجه نتیجه خوب كارى كه انجام داده بشود.

 

منبع:سایت تبیان

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 13:39  توسط آزمون یار پویا  | 
 

نظریه جدید درباره خواب

 

چرا می‌خوابیم؟ آیا خواب به خاطر استراحت و به منظور تجدید قوای بدنی است؟ آیا خواب وظیفه سامان بخشی به تجربیات روزمره را بر عهده دارد؟ و یا اینکه خواب به کارکرد مغز نظم می بخشد؟

بنا به نظریه جدیدی درباره خواب، تمام این پرسش ها و فرضیات خطا است. این نظریه، خواب را به عنوان کارکرد بدن برای صرفه جویی در مصرف انرژی و پرهیز از خطر ارزیابی می کند.
انسان و جانوران حداقل یک سوم از عمر خود را در خواب سپری می کنند. پرندگان، خزندگان، دوزیستان و حتی ماهیان و بیش از همه پستانداران به خواب می روند. در حالیکه یک نوع موش کوچک روزانه بیست ساعت در خواب به سر می برد، زرافه تنها به دو ساعت خواب نیاز دارد. اسب ها تنها در صورت احساس امنیت نیم ساعت بر روی زمین داراز می‌کشند و به خواب می‌روند.

اما چه عامل و یا عواملی انسان و جانوران به این رفتار عجیب وادار می کند؟ در زمان خواب بسیاری از فعالیت های مهم بدنی نظیر خوردن و نوشیدن و تولید مثل متوقف می شوند. در این حالت انسان و جانوران بی دفاع هستند. نیاز به خواب ریشه در چه چیز دارد؟ و در ارتباط با "نظریه تکامل انواع" اهمیت خواب در چیست؟

نظریات رایج پیرامون خواب
بسیاری از دانشمندان بر این نظر بوده و هستند که خواب کارکردهای مهم حیاتی را فراهم و آماده می کند. در خواب، مغز دست به تنظیم فعالیت های خود می زند. حافظه محتویات خود را به یکدیگر مربوط کرده و اطلاعات را بایگانی می سازد. در حین خواب سوخت و ساز بدن بازسازی می شود و سرانجام سیستم دفاعی بدن تقویت می گردد.
برای "جری زیگل" Jerry Siegel، زیست شناس امریکایی از دانشگاه کالیفرنیا، این توضیحات معمول درباره خواب کافی و جامع نیستند تا از این طریق بتوان بدرستی به سودمندی خواب در رابطه با تئوری تکامل پی برد. تاثیر خواب بر روی این کارکردها و روندها بسیار اندک است. بنا به نظر این زیست شناس امریکایی، در زمان خواب توان حافظه تنها ۱۵ درصد می تواند افزایش یابد. در زمان بیداری تمام این فعالیت های بدنی و مغزی بطور موثرتر و همه جانبه تر صورت می پذیرند.


 
صرفه‌جویی و ذخیره انرژی در زمان خواب
نظریه "جری زیگل" کاملا متفاوت از تئوری های رایج درباره اهمیت خواب برای انسان و جانوران است. او در توضیح نظریه خود در مجله علمی New Scientist عنوان می کند که تمام فعالیت های بدنی تابع اصل صرف جویی انرژی هستند و تنها در روند تکامل انواع پس از گذشت زمانهای طولانی توسعه یافته اند.
برای توضیح آسان تر نظریه خود، "جری زیگل" به ذکر نمونه هایی از دنیای جانوران می پردازد. بطور مثال یک خفاش قهوه ای کوچک در روز حدود بیست ساعت می خوابد و تنها در غروب به مدت کوتاهی بیدار است. درست در زمانی که خوراک اصلی او یعنی "مگس ها" نیز فعال و بیدار هستند. برای "زیگل" دقیقاً این نوع فعالیت معنای واقعی خواب را بیان می کند. صرفه جویی و ذخیره انرژی در خواب بدین منظور صورت می گیرد تا جانور برای انجام مهمترین فعالیت های حیاتی کاملا سرحال و آماده باشد.
این توضیح در مورد "شیر" نیز صادق است. برای ادامه تکامل خود این جانور درنده نیز کاری جز خوردن و تولید مثل و نگهداری از بچه های خود ندارد. پس از شکار و پرورش بچه های خود، شیرها نیز ۱۴ ساعت از روز را در خواب به سر می برند. و این همه به خاطر جلوگیری از هدر دادن انرژی است.
"
جری زیگل" از این نیز گامی فراتر نهاده و مدعی است که خوابیدن نه تنها به معنای حفظ انرژی است، بلکه در زمان خواب امنیت برای جانوارن بیش از زمان بیداری بیهوده است. در خواب کسی نمی تواند خود را مجروح کند. بدین لحاظ خواب در مجموع مسئله ای اقتصادی است. "هر کس که توان و الزامات خوابیدن را دارد، به خواب نیز مبادرت می ورزد." بطور نمونه شیر بیشتر و فیل کمتر به خواب می رود، زیرا که فیل ها در تمام روز در جستجوی خوراک هستند.


 
خواب به مثابه وضعیت آمادگی
آیا بنا به این نظریه خواب تنها به معنای شرایط و حالت آمادگی بدن است؟ "یورگن تسولی" Jürgen Zully پژوهشگر خواب در دانشگاه "رگنزبورگ" معتقد است که این نظریه در مورد انسان صادق نیست، چرا که انرژی صرفه جویی شده به ازای هشت ساعت خواب انسان تنها به اندازه یک قطعه نان کوچک است. برای وی خواب همچنان به مثابه استراحت فعال است.
در زمان خواب تولید هورمون ها یی که برای رشد ضروری اند، صورت می پذیرد و سیستم دفاعی بدن و عمل هضم تقویت شده و مغز دست به بازبینی خود می زند. "جری زیگل" با نظریه خود بیش از هر چیز به بحث های علمی پیرامون خواب دامن زده است و نظرات قدیمی درباره این پدیده اسرار آمیز را به چالش کشیده است.

مرکز خدمات مشاوره‌ای صنعت نفت

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 10:43  توسط آزمون یار پویا  | 
 

قابل توجه اساتید ، فارغ التحصیلان و دانشجویان حوزه علوم رفتاری

 

بدینوسیله به اطلاع می رساند شرکت آزمون یار پویا جهت توسعه خدمات سنجش و اندازه گیری در حوزه علوم رفتاری در کشور ضمن دعوت از اساتید ، فارغ التخصیلان و دانشجویان محترم جهت همکاری ؛ آماده است ابزارهای سنجش و اندازه گیری اعم از آزمون ، نرم افزار و تجهیزات آزمایشگاهی که توسط همکاران آماده سازی یا در داخل کشور هنجار یابی شده است را با رعایت حقوق محقق و عقد قرارداد در اختیار متخصصین و مراکز علمی کشور قرار دهد .

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 10:44  توسط آزمون یار پویا  | 
 

فیزیولوژی انگیزش

 

 

مقدمه

انگیزش را فرآیندی می‌دانند که به رفتار جهت و نیرو می‌بخشد. در طی این فرآیند نیرو دهی به رفتار ، تغییراتی فیزیولوژیایی اتفاق می‌افتد که قابل بررسی هستند. برخی از نظریه پردازان که به علل زیستی انواع انگیزه‌ها توجه دارند بررسی فرآیندهای فیزیولوژیک را در ایجاد انگیزش مهم می‌دانند. برخی از آنها از نیازهای زیستی صحبت می‌کنند که سبب ایجاد انگیزش می‌شوند. بر این اساس پژوهشهایی که در روانشناسی فیزیولوژیک صورت گرفته ، مراکز و مکانیزمهایی را در جریان انگیزش شناسایی کرده‌اند. برخی از این یافته‌ها نشان می‌دهند که مراکزی در مغز ظهور این انگیزه را کنترل می‌کنند.

 

فیزیولوژی انگیزه گرسنگی

گرسنگی می‌تواند انگیزه پرتوانی باشد. بدن جاندار برای آنکه بتواند به نحوی کارآمد عمل کند، به مقدار معینی از مواد غذایی نیاز دارد. کاهش این مواد غذایی مکانیزمهای تعادلی زیستی را فعال می‌کند تا ذخیره غذایی بدن را آزاد کنند. برای مثال کبد ، قند ذخیره شده را آزاد می‌سازد تا به رگها وارد شود. استفاده از ذخیره‌های بدن آدمی قادر می‌سازد تا وظایف خود را براحتی در صورت محروم شدن از چند وعده غذا ادامه دهد. اما وقتی ذخیره‌های غذایی بدن از حد معینی کمتر می‌شود، دیگر عمل مکانیزمهای خودکار تعادل زیستی نمی‌تواند بسنده باشد و در نتیجه سراسر وجود جاندار برای جست و جوی غذا بسیج می‌شود.

دستگاههای نظارتی که غذا خوردن را تنظیم می‌کنند در ناحیه‌ای از مغز شده‌اند که هیپوتالاموس نام دارد. دو ناحیه خاص از هیپوتالاموس که بر گرسنگی اثر می‌گذارند عبارتند از هیپوتالاموس جانبی و هیپوتالاموس قدامی - میانی. هیپوتالاموس جانبی (LH) فرمان خوردن را صادر می‌کند که به مرکز تغذیه معروف است و هیپوتالاموس قدامی - میانی (VMH) جلوی خوردن را می‌گیرد که به مرکز سیری معروف است.

محققان سه متغیر را که در نظارت هیپوتالاموس بر اشتهای فوری تأثیر دارند شناسایی کرده‌اند: سطح قند خون ، پر بودن معده و دمای بدن. هیپوتالاموس حاوی گیرنده‌های گلوکز است که کاهش و افزایش قند خون را شناسایی می‌کنند. از سوی دیگر سلولهای بخش هیپوتالاموس قدامی - میانی به افتادگی معده که حکایت از پر بودن معده دارد پاسخ می‌دهند. خالی بودن معده حرکاتی را در عضله دیواره معده ایجاد می‌کند که موجب فعالیت سلولهای بخش LH هیپوتالاموس می‌شوند. از طرف دیگر سلولهای VMH به افزایش دما حساس هستند و سلولهای LH به کاهش دمای مغز. غیر از هیپوتالاموس نواحی دیگری از مغز از جمله دستگاه لیمبیک و برخی هسته‌های ساقه مغز در انگیزه گرسنگی دخالت دارند.

 

فیزیولوژی انگیزه تشنگی

جاندار برای زنده ماندن باید مصرف آب را هم مانند غذای مصرفی خود تنظیم کند. کمبود آب هم مقدار خون و هم مقدار مایعاتی را که اطراف سلولهای بدن را فرا گرفته است کاهش داده و سبب افزایش غلظت بعضی از مواد شیمیایی در این مایعات می‌شود. وقتی مایعات بدن که یاخته‌های بافت را در میان گرفته‌اند، به شدت غلیظ شوند آب به شیوه راند (اسمزی) از یاخته‌ها بیرون می‌تراوود و آنها را بی‌آب می‌کند. در نظریه‌های جاری چنن فرض می‌شود که، دو نوع یاخته عصبی مغز بر جذب آب نظارت دارند: گیرنده‌های اسمزی که نسبت به غلظت مواد شیمیایی مایعات بدن حساسند و گیرنده های حجمی که به حجم مایعات بدن پاسخ می‌دهند.

کاهش حجم خون باعث تشنگی می‌شود. شخصی که مجروح شده و مقادیر زیادی خون از دست داده باشد به شدت تشنه است، هر چند غلظت شیمیایی باقیمانده خون تغییری نکرده باشد. رنین ماده‌ای است که از کلیه‌ها به داخل جریان خون ترشح می‌شود و در واقع کاهش حجم خون و مایعات بدن تشنگی را بر می‌نگیزد. رنین مانند آنزیمی عمل می‌کند که یکی از پروتئینهای خون به نام آنژیوتن سینوژن را آنزیوتن سینوژون 1 و سپس آنژیوتن سینوژن 2 تبدیل کند تا بر گیرنده‌های ویژه‌ای در هیپوتالاموس اثر کرده ، ایجاد تشنگی کند.

 

فیزیولوژی انگیزه جنسی

تنظیم فیزیولوژیک انگیزه جنسی امری پیچیده است و مکانیزمهایی که بر انگیزه جنسی اثر می‌گذارند در انواع گوناگون جانوران بسیار متفاوت است. تنظیم برانگیختگی جنسی و رفتارهای پیچیده‌تر جنسی بیشتر با هیپوتالاموس است. قشر مخ از این نظر که مرکز پردازش یا تجزیه و تحلیل اطلاعات رسیده از محیط است، بر انگیزه جنسی اثر می‌گذارد و میزان این اثر در جنس نر بیش از جنس ماده است.

 

فیپزیولوژی انگیزه درد

احتیاج برای جلوگیری از ضایعات بافتی برای ادامه حیات هر جاندار امری ضروری و حیاتی است. برخی حالات فیزیولوژیایی آزاد دهنده هستند. این حالات موجب ناراحتی یا درد می‌شوند و جاندار را بر می‌انگیزند تا برای بهبود آن وضع کاری انجام دهد. ناراحتیهایی که به دلایل مختلف موجب درد فیزیولوژیک می‌شوند او را به استفاده از راه حلهایی که به اجتناب از درد منجر می‌شوند، رهنمون می‌شود. در انتقال پیام در گیرنده‌ها ، سلولهای عصبی و مراکزی از مغز فعال هستند.

 

فیزیولوژی انگیزه مادری

به نظر می‌رسد که انگیزه مادری در میان حیوانات رده‌های پایین وابسته به هورمونها و نیز شرایط محیط زیست است. اگر پلاسمای خون موش بچه‌دار را که به تازگی زایمان کرده است به یک موش باکره تزریق شود، ظرف مدت کمتر از یک روز موش باکره رفتار مادری از خود نشان می‌دهد. چنین نماید که الگوهای رفتار مادری به صورت فطری در مغز موشها برنامه ریزی شده است و هورمونها و تحریک پذیری این مکانیرمهای عصبی را افزایش می‌دهند. در پستانداران عالی و انسان تجربه و تأثیرات محیطی بر همه تأثیراتی که هورمونهای مادری می‌توانند نداشته باشند، غلبه کرده است.

 

فیزیولوژی انگیزه‌های اجتماعی

در این نوع از انگیزشها مانند انگیزه پیشرفت ، قدرت ، پیوند جویی و غیره هر چند تغییرات در فرد ایجاد می‌شود که به عنوان عامل تنش‌زا فرد را به تحرک وا می‌دارد، اما در این انگیزه تأثیر عواملی محیطی خیلی بیش از تأثیرات فیزیولوژیک مطرح است. یادگیری و تجربه علل برانگیختگی این انگیزشها به شمار می‌روند تا عوامل فیزیولوژیکی.

 

منبع : سایت دانشمندان رشد

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 12:23  توسط آزمون یار پویا  | 
 

علم روانشناسی

 

 

نگاه اجمالی

هزاران سال است که «روح و روان» ، ذهن انسان را به خود مشغول کرده است: این موضوع را می‌توان با نگاهی به آثار برجای مانده از گذشتگان استنباط کرد. انواع مختلفی از مراسم مذهبی یا غیر مذهبی که برای آرامش ارواح مردگان یا دور کردن ارواح خبیثه انجام می‌شد موید این مطلب است.
امروزه نیز به مانند گذشته «روح و روان» همان اهمیت گذشته خود را با وجود تغییرات بنیادی در ارزش‌ها و تعاریف ما از مسائل حفظ کرده است و کمتر کسی را می‌توان سراغ داشت که «علم روان شناسی» بی‌نیاز باشد. این علم با همه جوانب زندگی ما در ارتباط است. شیوه‌های تعامل والدین با فرزندان ، شیوه‌های فرزند پروری ، درمان مشکلات روانی و خانوادگی ، گزینش افراد مناسب برای یک کار ، تعلیم و تربیت دانش آموزان استثنایی و ... همه نمونه‌هایی از مسائل مربوط به روان شناسی است.

 

تعریف روانشناسی

روان شناسی علمی است که به بررسی علمی رفتار و فرآیندهای ذهنی می‌پردازد. منظور از «رفتار» در روان شناسی ، آن دسته از فعالیت‌های جاندار است که بوسیله یک جاندار دیگر یا با دستگاه‌های آزمایشگاهی قابل مشاهده است. و منظور از «فرآیندهای ذهنی» یعنی آن دسته از فعالیت‌های جاندار که قابل مشاهده مستقیم نیست، ولی می‌توان آن را از روی آثارش در رفتار فرد استنباط کرد. نمونه‌هایی از رفتار عبارتند از : مطالعه کردن ، صحبت کردن ، ورزش کردن ، خوابیدن ، حرف زدن در خواب ، آب دهان انداختن ، گره کردن مشتها و ... و نمونه‌هایی از فرآیندهای ذهنی عبارتند از : حل مسئله ، سبک تفکر ، تغییرات مربوط به حافظه و یادگیری ، ادراک و ...

 

تاریخچه

سال 1879 میلادی سال آغاز روانشناسی علمی است، سالی که «ویلهم وونت» - بنیانگذار و پدر علم روانشناسی اولین آزمایشگاه روان شناسی را رسما در دانشگاه لایپزیک آلمان تاسیس کرد. این کار او باعث شد، روان شناسی از فلسفه جدا شود. روان شناسی وونت مبتنی بر مکتب درون‌نگری به عنوان روشی برای برای مطالعه ذهن و روان بود. درون‌نگری یعنی «مشاهده و تجزیه کردن فرآیندهای ذهنی هوشیار درون فرد (احساسات ، تصورات ، تفکرات) به همان صورتی که فرد (آزمودنی) اظهار می‌دارد. روش درون نگری از فلسفه به وونت رسیده بود ولی بنظر او درون نگری فلسفی به تنهایی کافی نبود، بلکه باید با آزمایش کنترل شده تکمیل شود.

 

مکاتب روانشناسی

مکتب زیست شناختی

مکتب رفتار گرایی

مکتب روان کاوی

مکتب گشتالت گرایی

مکتب شناخت گرایی

مکتب انسان گرایی

روش‌های تحقیق در روان شناسی

روش مشاهده

روش آزمایش (تجربی)

روش همبستگی

روش بالینی )کلینیکی(

روش روانکاوی

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 10:51  توسط آزمون یار پویا  | 
 

هوش معنوی

 

 

 

هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد.
این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد.
هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم.

با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم.
یکی از نمادهایی که معمولا در توضیح این هوش به کار گرفته می شود، نماد گل نیلوفر است که در آن با تلفیق سنت و عقاید موجود در شرق و غرب و با استعانت از مسائل علمی، مدلی قابل لمس و زیبا برای SQ ارائه داد.

در این مدل هر سطح از گلبرگ ها یکی از سه توان پایه ای در بشر هستند. بیرونی ترین گلبرگ ها، نشانگر شش نوع «خود» است. همان طور که اشاره شد هوش معنوی یکی از توانایی های ذاتی و فطری در انسان است که همانند سایر هوش ها چنانچه مورد توجه قرار گیرد می تواند پرورش یافته و توسعه یابد.
به عبارتی SQ قابل توصیف و توضیح و اندازه گیری است. برای اندازه گیری این هوش می توان به سنجش مهارت ها و توانایی هایی که ناشی از این هوش است بپردازیم.
افرادی که دارای هوش معنوی هستند دارای این صفات می باشند:
-
قدرت مقابله با سختی ها، دردها و شکست ها
-
بالا بودن خودآگاهی در این افراد
-
حسی که این افراد را هدایت درونی می کند
-
درس گرفتن از تجربیات و شکست ها
-
از دشواری های زندگی فرصتی می سازد برای دانستن
-
توانایی ایستادگی در برابر جمع و هم رای نشدن با عامه مردم
-
گفتن «چرا؟»
-
پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها
-
توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
-
برخوردار بودن از حس انعطاف پذیری بالا
برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است که با هوش جسمی آغاز می شود با PQ نمایش می دهند.
این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلا نی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد.
پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است.

آخرین لا یه SQ است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملا یمت و مهربانی را شامل می شود.
IQ
به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهیم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جای می دهد میزانEQ در ماست.
EQ
و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند.
بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد.
از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود.

باید دانست که کامپیوترها نیز از میزان IQ بالا یی برخوردارند و اغلب حیوانات دارای EQ بالا یی هستند اما این تنها انسان است که از هوش معنوی SQ برخوردارند، هوشی تحول پذیر، توانایی ای که به او قدرت می دهد تا خلا ق باشد و قوانین و نقش ها را دستخوش تغییرات خودنماید، بتواند تحولا ت اساسی ایجاد کند و دنیای اطرافش را به بهترین شکل متحول سازد.

 

نویسنده : ناهید ابراهیمی

روزنامه مردم سالاری

 

آزمون یار پویا

  نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 18:13  توسط آزمون یار پویا  | 
 

لکنت زبان

 

 

نگاه اجمالی

لکنت زبان عمدتا و بطور کلی جز در موارد استثنایی در دوران خردسالی آغاز شده و یک پدیده خاص دوران کودکی است. معمولا از سنین 2 تا 4 سالگی شروع می‌شود. لکنت زبان از مهمترین و متداولترین اختلالات تکلمی است. در سنین 6 تا 7 سالگی نیز که مصادف با زمان آغاز مدرسه می‌باشد به لحاظ ویژگیهای عاطفی و سازگاری اجتماعی خاص این دوره موقعیت مناسبی است برای بروز لکنت زبان در میان کودکانی که بیشتر مستعد چنین اختلالی می‌باشند. گاهی از موارد در دوران بلوغ نیز افرادی که قبلا به نحوی لکنت زبان داشته‌اند دچار لکنت زبان می‌شوند.

در واقع سن ، شرایط و ویژگیهای بلوغ نیز احتمالا در تغییر شکل یا تشدید لکنت موثر است. لکنت زبان در میان پسران بیشتر از دختران است و در بررسی‌ها و تحقیقات مختلف نسبتی در حدود 70 درصد برای پسران و 30 درصد برای دختران ذکر گردیده است. بسیار دیده‌ایم که بعضیها به هنگام صحبت ، لکنت زبان دارند؛ یعنی زبان‌شان بر سر برخی از حروف گیر می‌کند. با چنین افرادی باید با ملایمت رفتار کرد؛ ولی متاسفانه عده‌ای هستند که کند زبانی را دستاویز شوخی و ریشخند می‌پندارند. کندی زبان در جایی پیش می‌آید که دستگاههای تکلم انسان دچار پاره‌ای از تشنج‌هاست؛ از اینرو ادای کلمات ناگهان به مانع برخورد می‌کند و پیوسته مکثی در میان صحبت روی می‌دهد. به هنگام چنین رویدادی معمولا انسان حرفی را که روی آن مکث ایجاد شده است، چندبار تکرار می‌کند.

 

انواع لکنت

 

لکنت کلونیک یا حالت تکراری در بیان کلمه

در این نوع از لکنت زبان کودک یک سیلاب از کلمه‌ای را (که معمولا اولین سیلاب کلمه را) با سرعت و تشنج تکرار می‌کند. مثلا کلمه پدر را چنین بیان می‌کند : پ پ پ پدر.

 

لکنت تونیک یا توقف در تلفظ

در این حالت در فعالیت عضلات تلفظی چند ثانیه توقف و سکون بوجود می‌آید و کودک دچار وقفه در تلفظ و ادای کلمه همراه با فشار ، کوشش و حرکات خاصی است. کودک مبتلا به این لکنت برای ادای کلمه شدیدا به خودش فشار می‌آورد و پس از لحظاتی سکون بطور ناگهانی و با تشنج کلمه را ادا می‌کند.

 

مراحل مختلف لکنت

کودکانی که دچار لکنت زبان هستند معمولا و از بدو پیدایش لکنت تا مرحله نهایی مراحل مختلفی را به شرح زیر می‌گذراند.

 

لکنتی که کودک پذیرفته است.

کودک در این مرحله متوجه می‌شود که برخی از حروف و کلمات را بطور غیرطبیعی تکرار می‌کند. اما به نظر می‌رسد که نگران حالت گویایی خودش نیست. کودک از این که اختلال تکلمی دارد ناراحت نبوده و رنجی نمی‌برد و کوششی هم برای رفع آن نمی‌نماید. در این مرحله ،‌ لکنت کودک معمولا همراه با اختلالات تنفسی و یا علایم و عوارض بیماری نمی‌باشد. نوع لکنت کودک در این مرحله بیشتر از لکنت تکراری است و به همین دلیل در این حالت برنامه‌های گفتار درمانی موثر است.

 

لکنتی که کودک در برابر آن عکس العمل نشان می دهد (لکنت پس رانده)

بتدریج که کودک بزرگ شده و دامنه مکالمات وسیع تر می‌شود به واسطه رفتار‌های خاص و فشارهایی معمولا از سوی همسالان ، والدین و معلمان متوجه کودک می‌شود، که کودک بطور قابل توجهی با تعجب و گاه همراه با دلسردی نسبت به چگونگی اختلالات گویایی خود عکس العمل نشان می‌دهد. مثلا به محض اینکه برخی از اعضای فامیل و نزدیکان و اطرافیان کودک متوجه می‌شوند که او لکنت دارد، رفتارها و واکنش‌های مختلفی نشان می‌دهند. وی این واکنشها را درک کرده و بالطبع عدم اطمینان و تنش عضلانی او بیشتر می‌شود.

 

لکنت پیچیده و شدید

بتدریج که حرکات و رفتار ضمنی همراه با لکنت به صورت غیر ارادی ظاهر می‌گردد، شدت لکنت افزایش می‌یابد. به نحوی که کودک نسبت به همه موفقیتها و به همه کلمات و همه اصواتی که با عدم روانی و سلامت او در صحبت توام می‌شوند، حساسیت و نگرانی پیدا می‌کند. در این شرایط لکنت خود ، روز به روز پیچیده تر و شدیدتر می‌شود. بطوری که هر چقدر بیشتر نسبت به موفقیتها ، کلمات و جملات از خود نگرانی و ترس نشان می‌دهد، لکنت او بیشتر می‌شود و هر چقدر لکنت او بیشتر می‌شود نگرانی و ترس او از شرایط و موقعیتها و کلمات و اصوات افزایش می‌یابد.

 

علل لکنت

در واقع دلایل بروز لکنت زبان در کودکان ، تا کنون بطور دقیقی روشن نشده است. اما آنچه که تا حدودی مشخص است، آن است که لکنت نمی‌تواند علت واحدی داشته باشد. بلکه همواره معلول علت بدنی ، عاطفی ، اجتماعی و یا ترکیب این عوامل است. بسیاری از افرادی که لکنت زبان دارند دچار بعضی از ناراحتیهای عصبی و ناسازگاری‌های اجتماعی هستند. اما تشخیص اینکه آیا اینگونه ناراحتیهای روانی علت لکنت زبان است و یا لکنت خود حاصل حالات و فشارهای ناشی از اختلالات روانی است، بسیار مشکل است. در بعضی از مواقع لکنت ربان ممکن است حاصل نارساییها و اختلالات دستگاه عصبی باشد و یا در مواردی نیز لکنت زبان از زمان کودکی در اثر بعضی ناهنجاریهای خفیف فیزیولوژیکی پدید می‌آید.

 

روشهای اصلاح و درمان لکنت زبان

امروزه از روشهای مختلفی برای اصلاح ، درمان و بازپروری اختلالات گویایی و لکنت زبان استفاده می‌نمایند. از جمله این روشها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

 

روشهای زبانی یا تلفظی

برای انجام این عمل بهترین هماهنگی‌ها بین حنجره ، گونه‌ها ، زبان و لب‌ها لازم است؛ اما همین که در این هماهنگی خللی ایجاد شود، زبان به لکنت می‌افتد. پیش از سن 4 یا 5 سالگی به‌ندرت معلوم می‌شود که کودک لکنت زبان دارد. کندی زبان بر اثر اختلال‌های بدنی یا برآشفتگی‌های عاطفی، در انسان رشد می‌یابد. گویا بتوان در پاره‌ای موارد ، کند زبانی را از راه آموزش برطرف کرد؛یعنی به شخص مبتلا آموخت که چگونه آهسته آهسته چیزی را بخواند؛ آهسته آهسته و با توجه خاص به حرف زدن خود ، سخن بگوید و هر هجایی را با کمال دقت ادا کند.
همچنین به وی می‌آموزند چگونه به هنگام بند آمدن زبانش ، تنفس خود را تنظیم کند. بر اثر مطالعه درباره صوتها یا ترکیب صوتهایی که چنین مشکلی را فراهم می‌آورند، به پاره‌ای از تمرینهای مرحله‌ به مرحله‌ای ، برای خواندن دست یافته‌ایم که با انجام آن می‌توان تا حدود زیادی بر مشکل «کند زبانی» چیره شد. به هر حال ، درمان لکنت ‌زبان باید بوسیله متخصص انجام گیرد. این نکته نیز بسیار قابل توجه است که نباید مبنای عاطفی را در کند زبانی نادیده گرفت.

 

روش دو جانبه یا مکمل

در این روش به بازپروری و پرورش جنبه‌های دوگانه فکری و زبانی اهمیت فراوان داده می‌شود. این روش بیشتر در مورد کودکان 3 تا 7 ساله استفاده می‌شود و معمولا نتایج ثمر بخشی دارد. هدف این روش در واقع پرورش دوگانه‌ای از قدرت و صحت تفکر ، قدرت و صحت بیان است. به عنوان مثال برای نیل به این منظور به کودک می‌آموزند که افکار خود را اصلاح و روشن دریابد، فقط افکار واضح و روشن خود را به زبان جاری نماید و کلمات و جملات را دقیق و رسا بازگو نماید.

 

روشهای روان درمانی

این روشها بویژه در مورد افرادی که دچار کشمکش‌های عاطفی و اختلالات روانی عصبی هستند بکار می‌رود. روش روان درمانی برای کودکان سنین پایین ثمر بخش نمی‌باشد.

 

روش دارو درمانی

برخی اعتقاد دارند که یکی از عوامل لکنت تنش‌ها و اضطراب و هیجانات عاطفی است. لذا داروهای آرام بخش می‌توانند تا حدودی کودک را از اضطراب و هیجانات عاطفی به دور داشته و در نتیجه لکنت زبان او را تقلیل دهند.

 

رفتار درمانی

یکی دیگر از روشهای متداول و نسبتا جدید در اصلاح و بازپروری لکنت زبان روش تغییرات و اصلاحات رفتاری می‌باشد. نظریه مدافعان این روش در این است که یکی از علل لکنت زبان کودک رفتارهای سازش نایافته و یا ناهنجار اوست. لذا در این روش سعی بر اصلاح رفتارها و بالطبع تقلیل لکنت زبان کودک است.

 

روش خود درمان گری

این روش که در واقع می‌تواند نوعی روش رفتار درمانی نیز تلقی شود، بر این اساس استوار است که فرد لکنتی با انگیزه قوی و ایجاد تغییرات لازم در زمینه بازخوردها و نگرشهایش نسبت به لکنت خود به برنامه‌ای منظم ، مشخص و بطور جدی و مصمم تلاش کند که اختلال گویایی خود را اصلاح کند.

 منبع : سایت دانشمندان رشد

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 9:26  توسط آزمون یار پویا  | 
 

قورباغه را قورت بده

 

۲۱ روش عالی برای غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان.

در این کتاب مهمترین و سخت‌ترین کار در زندگی به قورباغه‌ای تشبیه شده که شما مجبورید در هر حال آن را بخورید. همان کاری که اگر همین الان فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد برای انجام آن تنبلی خواهید کرد.

به قول قدیمی‌ها اگر قرار است ۲ قورباغه را بخورید اول آنکه زشت‌تر است بخورید. یعنی اول کار سختتر را انجام دهید .

 

در اینجا مراحل خوردن قورباغه زشت! را برای شما به صورت بسیار خلاصه می‌آوریم:

 

1)     سفره را بچینید

هدف را مشخص کنید. برای این کار می‌توانید افکار خود را روی کاغذ بیاورید و برای انجام آنها زمان تعیین کنید. و از مهمترین کار شروع کنید

2)     برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی کنید.

بدین ترتیب نا خود آگاه ذهن شما تمام مدت روی این لیست کار می‌کند حتی زمانی که در خواب هستید.

3)      قانون ۲۰/۸۰ را در همه امور به کار بگیرید.

همیشه ۲۰ در صد از کارهای ما بسیار مهم هستند و ۸۰ در صد کم اهمیت. افراد موفق کسانی هستند که ابتدا این ۲۰ درصد را که ظاهرا سخت‌تر هست انجام می‌دهند. یعنی خود را مجبور می‌کنند قورباغه را هر چه که هست قورت دهند.

4)     پیامد کارها را در نظر داشته باشید

دید بلند مدت نسبت به کارهای خود داشته باشید. تفکر دراز مدت تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت را بهبود می‌بخشد. فکر مدام به نتیجه کارها یکی از بهترین راههایی هست که به وسیله آن میتوانید اولویت‌های حقیقی خود را در زندگی تعیین کنید.

5)     روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید. کارهای خود را اولویت بندی کنید.

6)     روی اهداف اصلی تمرکز کنید در این راه با دیگران مشورت کنید.

7)     به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید

هرگز برای انجام تمام کارهای ضروری وقت کافی وجود ندارد. پس قورباغه‌هایی را بخورید که مهمترین نقش را در پیشبرد اهداف شما دارند.

8)     پیش از شروع مقدمات کار را کاملا فراهم کنید

وسایل اضافی را از اطرافتان جمع کنید فقط آنچه نیاز دارید دم دستتان بگذارید. تمیز و مرتب بودن احساس مثبت بودن و خلاقیت و اعتماد به نفس را به شما می‌دهد.

9)     همیشه یک شاگرد باقی بمانید

یادگیری مدام شرط لازم موفقییت در هر زمینه‌ای است. همیشه در حال آموختن باشید.

10) استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید

مدام این سوال را از خود بپرسید:در چه کاری واقعا از دیگران بهتر هستم؟ از چه کارهایی بیشتر لذت می‌برم؟ تا کنون مهمتریت عامل موفقیت من چه بوده؟ سپس در زمینه‌های فوق فعالیت بیشتری انجام دهید.

11) محدودیت‌های اصلی خود را مشخص کنید

موانع پیشرفتتان را مشخص کنید. روزتان را با هدف از میان بر داشتن این عامل شروع کنید.

12) هر بار یک بشکه جلو بروید

یک متر یک متر سخت هست اما یک سانت یک سانت مثل آب خوردن هست. قدم به قدم پیش روید.

13) خودتان را تحت فشار بگذارید

نیاز نداشته باشید تا کسی به کارهایتان نظارت داشته باشد. نزد خود اعتبار و احترام داشته باشید. باید خودتان قورباغه هایتان را انتخاب کنید و بخورید.

14) قدرتهای فردی خود را به حداکثر برسانید

مشخص کنید در چه ساعاتی از شبانه روز کارایی بیشتری دارید. مهمترین و دشوارترین کارهایتان را در همین ساعات انجام دهید.

15) خودتان را به فعالیت ترغیب کنید

مرتب به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم. در پاسخ به احوال پرسی دیگران بگویید: عالی هستم. خوشبین باشید.

16) روش تنبلی سازنده را تمرین کنید

گاهی لازم است خودتان را از شر قورباغه‌های کوچکتر خلاص کنید تا بتوانید روی خوردن قورباغه‌های زشت تمرکز کنید. کارهای کوچک و کم اهمیت را کنار بگذارید. انجام ندهید!

17) اول سختترین کار را انجام دهید

به این ترتیب روزی خواهید داشت با کارایی و اعتماد به نفس بالا

18) كار را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید.

قورباغه را تکه تکه کنید و بعد بخورید.(روش بریدن کالباس)

19) وقت بیشتری ایجاد کنید

زمانهای ثابت و مشخصی را برای انجام بعضی کارها اختصاص دهید. هر دقیقه را به حساب بیاورید.

20) سرعت انجام کار را افزایش دهید

منتظر زمان مناسبتر نمانید. این جمله را دایم پیش خود تکرار کنید: همین الان کار را انجام بده.

21) هر بار یک کار مهم انجام دهید

کار را متوقف نکنید. برگشت مجدد سر همان کار زمان شما را هدر می‌دهد. خودتان را موظف کنید تا بی‌وقفه روی یک کار مهم فعالیت کنید.

 

كتاب :   قورباغه را قورت بده ! ؟

نويسنده :   برايان تريسي

موضوع :   مديريت زمان

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 12:40  توسط آزمون یار پویا  | 
 

نظریه روانشناسی فردی ( آدلر)

 

شرح حال آلفرد آدلر

آلفرد آدلر ( 1870-1937 ) در هفتم فوریه سال 1870 ، در رودلف هایم حومه شهر وین و در خانواده ای از طبقه متوسط متولد شد . در سال 1895 میلادی به در یافت درجه دکترای پزشکی از دانشگاه وین و سپس در رشته چشم پزشکی به درجه تخصصی نائل آمد . بعدها در روان پزشکی نیز تخصص گرفت و یک جهت گیری اجتماعی را در زمینه روان شناسی و روان درمانی تعقیب کرد . آدلر در سال 1902 م ، به درخواست فروید به عضویت انجمن روانکاوان وین درآمد . اما به زودی به آدلر به تدوین عقاید جدیدی پرداخت که با عقاید فروید و دیگر روانکاوان جامعهء وین مغایرت داشت . آدلر مکتب خود را روانشناسی فردی نامید . آدلر در جریان جنگ جهانی اول با سمت پزشک در ارتش اطریش خدمت کرد . در سال 1935 م ، آدلر عازم ایلات متحده آمریکا شذ و با سمت روان پزشک و نیز استاد روان شناسی پزشکی در دانشکده طب لانگ آیلند به کار مشغول شد . کتاب اصول تجربی و نظری روان شناسی فردی ، که در سال 1927 به چاپ رسید معرف نظریه اش در زمینهء شخصیت است . بر خلاف فروید ، که اعمال بشر را نتیجة غرایز میدانست و یونگ که رفتار انسان را ناشی از طرحهای ارثی می پنداشت ، آدلر اعمال و رفتار انسان را زائیده کششهای اجتماعی می داند . آدلر پس از عمری پربار و آثاری بسیار ، سرانجام در سال 1937 م، در اسکاتلند ، و در حالی که برای سخنرانی بدانجا مسافرت کرده بود ، بر اثر سکته قلبی در گذشت .

یکی از کمکهای معنوی  عمده آدلر به جهان روانشناسی مفهومی است که او از عقده حقارت طبیعی و یا عمومی به دست داده است . به عقیده آدلر ، احساس عقدة حقارت و تلاش در راه تقوی و برتری ، نقطه شروع شیوة زندگی است . دومیت کمک آدلر ، تأکید او بر کیفیت محیط خانواده و شبکة روابط اجتماعی افراد خانواده است . سومین کمک آدلر ، ارائة مفهوم « علاقه اجتماعی » است که اعتراضی به عقاید گذشتگان و خصوصاً غریزه گرایان بود . چهارمین کمک معنوی آدلر ، ارائة مفهوم « تعرض مردانه » است که بر مبنای عقدة حقارت استوار است . پنجمین کمک معنوی آدلر به حوزة روانشناسی ، رد مفهوم دو بعدی خودآگاهی و ناخودآگاهی بود . او عقیده دارد که انسان موجودی خودآگاه است و معمولاً ، از علل رفتار و هویت خویش آگاهی دارد . او برخلاف فروید ، هر نوع ثنویت را مردود دانسته و دیدی کلی نگر را توصیه کرده است . ششمین کمک آدلر به غنای روانشناسی تأکید بر « من خلاقه » بود که به نظر او هستة اصلی و اساسی تحقق نفس و بی همتایی شخصیت است .

 

تاریخچه تحول فکر آدلر :

         آدلر ابتدا عضو انجمن روانشناسان وین بود و تا اندازه ای از افکار فروید تأثیر پذیرفته بود . تفاوت عمده دیدگاه آدلر با فروید در این بود که او تأکید زیادی بر تأثیرات عوامل اجتماعی و میل به برتری شخصیت و رشد آن می کرد . آدلر قویاً تأکید می کرد که انسان را نمی توان مجزا از دیگران مورد مطالعه قرار دارد ، بلکه مطالعة انسان فقط باید زمینة اجتماعی او انجام پذیرد . از میان فلاسفه یونان قدیم ، آدلر از افکار رواقیون متأثر بوده است . بطوریکه اعمال و رفتار انسان را تا حدود زیادی زائیدة نگرشها و تفکر انسان قلمداد کرده است . آدلر با استفاده از فلسفه کانت ، بخصوص از نظر مفاهیم امور مطلق ، منطق خصوصی و غلبه یافتن ، شباهت زیادی دارد .

آدلر به شدت تحت نفوذ فلسفه ویهینگر قرار داشت ، و رد نظریة جبر گرائی را در نظریات ویهینگر کشف کرد . آدلر معتقد بود که انسان خود سرنوشت خویش را تعیین می کند . روانشناسی آدلر کلی نگری را به نفع کلی نگری رد میکند و هیچ گونه تقسیم بندی دو بعدی ، نظیر خودآگاهی و ناخودآگاهی ، را قبول ندارد . زندگی در نظر او« بودن» نیست بلکه « شدن » است . آدلر جبرگرا نیست و به آزادی انتخاب مسئولیت و با معنی بودن مفاهیم در طرح زندگی انسان معتقد است .

 

 

مفاهیم بنیادی نظریة آدلر :

 

الف ) نظریة شخصیت :

         نظریة آدلر دربارة شخصیت نظریه ای کاملاً اقتصادی و صرفه جویانه است ، بدین معنی که با چند مفهوم اساسی تمام ساخت نظریه را تبیین می کند . مفهوم شخصیت از آدلر عبارتند از : غایت گرائی تخیلی – تلاش برای تفوق و برتری – احساس حقارت و مکانیسم جبران –  علایق اجتماعی – شیوة زندگی و من خلاقه

 

1 – هدفهای تخیلی : آدلر پس از جدایی از فروید و استفاده از عقاید وی هینگر ، مبنی بر اینکه زندگی بشر             مجموعه ای از افکار تخیلی است که در عالم واقیت وجود خارجی ندارند ، اعتقاد بر آن پیدا کرد که محرک اصلی رفتار بشر ، هدفها و انتظارات او از آینده است . در این زمینه می توان گفت که روانشناسی فروید بر اساس قانون علیت بنا شده است ولی روانشناسی فردی بر اصل فینالیزم یا توصیف اعمال از راه تشخیص هدف ( غایت گرایی ) استوار است . به عقیدة آدلر انسان سالم قادر است خود را از قید و بند این تخیلات رها کند و به هنگام لزوم با واقعیات روبرو شود . در حالیکه فرد روان نژند به این کار قادر نیست و همواره در خیال پردازیهای خود غوطه ور است . در نظر آدلر هدفهای تخیلی علت ذهنی رویدادهای روانی هستند . 

 

پیش فرض پیروان آدلر آن است که هدف روان تأمین برتری است . هدف هر فردی در ماههای اولیة زندگیش در کودکی شکل می گیرد و تحت تأثیر محیط تعیین می شود . هر یک از ما فقط آن چیزی را ارزش می نهد که متناسب با هدف اوست . بدون درک روشنی از هدف نهایی فرد ، درک واقعی رفتار او غیر ممکن است و نیز ، تا ندانیم که کل فعالیت فرد تحت تأثیر هدفش قرار دارد ، نمی توانیم هیچ یک از جنبه های رفتار و در نتیجه کل شخصیت او را ارزشیابی کنیم .

 

2 – تلاش برای تفوق و برتری : آدلر در سال 1908 م ، به این نتیجه رسید که تمایلات تهاجمی از غریزة جنسی بسی مهمترند . ولی اندکی بعد واژة پرخاشگری یا تهاجم را به « میل به قدرت » تبدیل کرد . آدلر قدرت را جنس مذکر و ضعف را با جنس مونث همانند می دانست . او دراین مرحله از تفکر خویش ، عقیده « تعرض مردانه » را مطرح کرد و آن را شکلی از جبران افراطی دانست که هم مردان و هم زنان در موقع احساس عدم کفایت و یا حقارت به آن متوسل می شوند . از این رو می توان گفت که با توجه به هدف نهایی انسان سه مرحله در تفکر او وجود دارد . تهاجمی بودن ، مقتدر بودن و برتر بودن . هدف آدلر از تفوق و برتری ، احراز مقام اجتماعی یا فروانروائی بر دیگران نیست بلکه منظورش خودشکوفائی و ارتقای خود است . تفوق و برتری طلبی با رشد فیزیکی هماهنگ و همگام است . به عقیدة آدلر اصلی ذاتی و پیاست که از نسلی به نسلی دیگر منتقل شود . آدلر معتقد است تلاش برای تفوق و برتری در افراد بصورتهای مختلف بروز کند . مثلاً فرد روان نژند برای نیل به عزت نفس ، قدرت و بزرگ جلوه دادن خویش تلاش می کند . در حالی که فرد عادی برای هدفهایی تلاش می کند که در درجة اول ماهیت اجتماعی داشته باشد .

 

3 – احساس حقارت و مکانیسم جبران :  آدلر در آغاز کارش نقص عضو و جبران افراطی را مطرح کرد . همچنین او ملاحظه کرد که شخصی که عضو معیوبی دارد اغلب می کوشد با تقویت آن عضو ، از راه تربیت فشرده ، آن ضعف را جبران کند . در این موقع آدلر مهتری و کهتری و ناچیزی را با مردانه نبودن و یا زنانگی معادل می دانست و عمل جبرانی آنرا « تعرض مردانه » نامید . پس از آن با ارائه نظر جامعتری معتقد شد که احساس حقارت از نوعی احساس بی کمالی یا ناتمامی در هر بعد از زندگی ناشی می شود . به نظر آدلر حقارت نشانة غیر عادی بودن نیست بلکه علت تمام پیشرفتها و بهبودیها در زندگی انسان می باشد . جبران مکانیسمی است که به کمک آن فرد احساس حقارت خود را تلافی می کند . مکانیسم جبران چنانچه به صورت افراطی تجلی کند ، حالت مرضی به خود می گیرد و رفتارهای فرد را مختل میکند . به علاقة اجتماعی صدمه میزند و قدرت طلبی را در او فوق العاده تقویت می کند .

 

4 – علاقه اجتماعی : آدلر در اوایل کار نظریه پردازیش ، هنگامیکه ماهیت تهاجمی انسان و میل به قدرت و سپس نظریة « تعرض مردانه » را به مثابه راهی حبرانی برای غلبه بر ضعف زنانگی مطرح کرد بسیار مورد انتقاد قرار گرفت . به عقیدة آدلر علاقة اجتماعی جبران صحیح و مسلم همة ضعفهای طبیعی یک فرد است . آدلر معتقد است که علاقة اجتماعی امری ذاتی است و انسان طبیتاً مخلوقی اجتماعی است ، نه اینکه از روی عادت اجنماعی شده باشد .

وجود ، یک احساس اجتماعی همگانی است . بطوریکه تمام انسانها را  با یکدیگر برابر می کند . احساس اجتماعی ، پایه و اساس تمام پیشرفتهای مهم تمدن است . نقطة مقابل احساس اجتماعی تمایلات و تلاشهایی است که در جهت قدرت شخصی و برتری انجام می گیرد .

 

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 10:0  توسط آزمون یار پویا  | 
 

 

 

اعتماد به نفس به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید می گویند. اما همیشه افراد زیادی وجود داشته اند که به دلایل بسیاری زندگی را دو بعدی میبینند و به همین دلیل پیدا کردن توانایی های خودشان برایشان مشکل شده و زندگی برایشان بی معنی شده است.

 

آیا معمولاً توانایی های خودتان را زیر سوال می برید؟ آیـا بـرای ایـن عدم اطمینان به خود توجیهی دارید یا فقـط بـه دلایل واهی این کار را می کنید؟ اگـر ایـنطـور اسـت، احـتـمالاً شما دچار کمبود اطمینـان و اعـتـمـاد به نفس هستیـد. تـا همین لحظه افراد بسیاری هستند که از همه تواناییهای خود به طور کامل استفـاده نمیکنند،ممکن است شما هم یکی از همین افراد بوده و به جای انجام کارهای مفید و سودمند، همیشه مشغول فکر کردن به این مسئله هستید که چه زندگی بیمصرفی دارید و چقدر محیط اطرافتان کسل کننده است. اگـر چـه مـمکن اسـت که کمی از خود دور افتاده باشید و ارزش خود را فراموش کرده باشید، اما هیچگاه برای تغییر دیر نیست.


● اعتماد به نفس چیست؟


اعتماد به نفس به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید می گویند. اما همیشه افراد زیادی وجود داشته اند که به دلایل بسیاری زندگی را دو بعدی میبینند و به همین دلیل پیدا کردن توانایی های خودشان برایشان مشکل شده و زندگی برایشان بی معنی شده است. هر چند ممکن است افرادی باشند که در هیچ زمینه ای اعتماد به نفس ندارند اما معمولاً کمبود اعتماد به نفس افراد در جنبه های بخصوص هر فرد است. به طور مثال، آنها که از لحاظ ظاهر اعتماد به نفس ندارند، زندگی اجتماعی برایشان بسیار دشوار خواهد شد. این افراد تصور خواهند کرد که در مجامع عمومی کسی به آنها توجه نخواهد کرد و مجبور خواهند شد که از اول تا آخر مجلس در گوشه ای تنها بنشینند. در زندگی زناشویی هم ممکن است کمبود اعتماد به نفس مشکلات زیادی ایجاد کند. ممکن است فرد همچنان در رابطه ای که خود می داند بسیار برای وی مسموم و ناسالم است باقی بماند در حالیکه آگهی کامل دارد که اصلاً از این رابطه خوشحال نیست. این به این دلیل است که فرد تصور می کند که قادر نیست این وضعیت را بهبود بخشد. این مسئله می تواند در زندگی کاری افراد هم تاثیر منفی بگذارد. کمبود اعتماد به نفس منجر به فقدان انگیزه و علاقه در فرد برای پیشرفت خواهد شد. اما اگر این مسئله را در مقیاس کلی تر بررسی کنیم، فرد فاقد اعتماد به نفس ممکن است از انجام همه کارها سر باز زند و بی هدف باشد فقط به این دلیل که تصور میکند که توانایی انجام کاری را ندارد. اما الان دیگر زمانش رسیده است که این رویه را تغییر داده و این را باور کنید که شما قادر به انجام هر کاری که می خواهید هستید. چه چیز منجر به فقدان اعتماد به نفس می شود؟ اعتماد به نفس پایین ممکن است درشرایط مختلف ایجاد شود. در محیط های اجتماعی ممکن است با افرادی سر و کار داشته باشید که شما را تحقیر می کنند. وضعیت ظاهریتان نیز تا حد زیادی در این زمینه موثر است. محیطی که در آن به دنیا آمده و پرورش یافته اید نیز بسیار روی اعتماد به نفس شما تاثیر دارد. بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی بخصوص است و از طرف والدین حمایت نمی شده است، با این تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس او را دوست نداشته و برای او ارزشی قائل نیست. محیط کار شما نیز روی اعتماد به نفستان تاثیر دارد. اگر کارهایتان مورد تشویق قرار نگیرد و توجهی به آنها نشود و همکارانتان وجودتان را نادیده بگیرند، اعتماد به نفستان کاهش پیدا خواهد کرد. چه کسانی در معرض ابتلا به آن هستند؟ چون عوامل بسیاری ممکن است به از دست دادن اعتماد به نفس بیانجامد، می توان گفت که همه در معرض خطر ابتلا به آن هستند اما بعضی شرایط نسبتاً جدی تری دارند. همه انسانها ممکن است در یک جنبه از زندگی خود احساس کمبود اعتماد به نفس داشته باشند. اما همیشه راه هایی برای مقابله با این مشکلات وجود دارد. در اینجا راه هایی را به شما معرفی می کنیم که با انجام آنها بتوانید ارزش خود را در نظر خودتان بالاتر ببرید و اعتماد به نفستان را افزایش دهید. اگر می خواهید اعتماد به نفستان را دوباره به دست آورید، در اینجا شش راه به شما معرفی می کنیم:


۱) خود را با دیگران مقایسه نکنید همیشه به یاد داشته باشید که انسانها با هم متفاوت اند. دلیلی ندارد که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام دهیم. اگر سعی کنید که خود را با هر کسی که سر راهتان قرار می گیرد مقایسه کنید، خیلی زود از خودتان خسته و دلسرد خواهید شد و دیگر قدرت انجام کاری را نخواهید داشت.


۲) خود را دست کم نگیرید سعی کنید که ارزش خود را به عنوان یک انسان کشف کنید. دلیل نمی شود که اگر کسی از شما خوشش نیامد و شما را فرد جالبی تصور نکرد، تصور همه مردم این باشد. اگر کسی از شما خوشش نیامد اصلاً ناراحت نشوید، مشکل خودش است نه شما. چون افراد زیادی هستند که شما را دوست می دارند و برایتان ارزش قائل اند.


۳) فهرستی از کارهایی که انجام داده اید و در آنها موفق بوده اید تهیه کنید سعی کنید روی کارهایی که در آن موفق بوده اید متمرکز شوید. اما اگر چنین چیزی در سابقه کاریتان پیدا نکردید اصلاً ناراحت نباشید. شاید پشت این همه ناتوانی لبخندی نهفته باشد و قدرتی باشد که بتواند باعث خنده دیگران شود و یا حتی شاید توانایی در شما وجود داشته باشد که هنوز کشفش نکرده اید. سعی کنید لیستی از کارهای انجام شده تان تهیه کنید. مهم نیست که کوتاه یا بلند باشد. با اینکه حتی ممکن است نتوانید فکرش را بکنید اما همین کارها می تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب کند.


۴) سر خود را بیشتر گرم کنید سعی کنید تفریحاتی برای خود درست کنید که به آنها علاقه دارید. ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند باشید، یا به باشگاه بروید یا هر کار دیگری...هر چه زمان بیشتری به انجام کارهای مورد علاقه تان اختصاص دهید، کمتر وقت برای سرزنش خود و متاسف شدن برای خودتان خواهید گذاشت. اما مسئله مهم تر این است که این کار باعث می شود که شما احساس مفید بودن کنید و این به شما هدف می دهد.


۵) با افراد مثبت نشست و برخاست کنید: گاهی اوقات بودن در جمع افرادی که از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بیشتر به ضررتان خواهد بود. حتی اگر تنها باشید بیشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جای چنین افرادی سعی کنید با افرادی مراوده کنید که می توانند شما را شاد کنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزدیک و خانواده پر کنید که شما را قبول دارند، می تواند سبب شود که شما هم خودتان را قبول داشته باشید.


۶) در جلسات روانشناسی شرکت کنید امروزه درمان های زیادی برای این مشکل پیشنهاد می شود. مجمع های بسیاری هم برای این منظور تشکیل می شود. به این افراد توصیه می شود که در این جلسات روانشناسی شرکت کنند چون بسیار موثر بوده است. کتاب ها و نوارهای زیادی هم در این زمینه ارائه می شود. با خودتان صادق باشید .


من چیزی در مورد شما نمی دانم، اما می دانم که امروز در این دنیا کینه و نفرت به اندازه کافی وجود دارد و در این موقعیت بدترین کار این است که شروع کنیم که از خودمان هم متنفر شویم. شما فقط یکبار به دنیا می آیید، و همین یکبار هم زندگی خیلی کوتاهی خواهید داشت، پس نگذارید که دیگران مانع شادی شما شوند. سعی کنید که توانایی های خود را بشناسید و ببینید که در چه زمینه هایی فردی ویژه هستید. افرادی که نمی توانند توانایی های شما را ببینند ارزش این را ندارند که دور و برتان باشند.

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 9:52  توسط آزمون یار پویا  | 
 

تست اعتياد به اينترنت

 

 

 

تست اعتياد به اينترنت (IAT) يكي از معتبرترين تست‌هاي مربوط به سنجش اعتياد اينترنتي است كه توسط دكتر كيمبرلي يانگ ابداع شده است.
    
در تست IAT هر چه نمره شما بيشتر باشد؛ اعتياد شما به اينترنت شديدتر است. نمرات هم به ترتيب از يك تا شش هستند. در پايان؛ بايد مجموع نمراتي را كه به 13 پرسش زير مي‌دهيد جمع بزنيد. اگر جمع بالاي 53 بود، شما به اينترنت اعتياد داريد!


 

1) چقدر بيشتر از آنچه قصد داريد؛ در اينترنت مي‌مانيد؟

الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌كرات د-هميشه

هـ-شامل حال من نمي‌شود.


2) چقدر به خاطر آنلاين ماندن؛ اعضاي خانواده را ناديده گرفته‌ايد؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ- شامل حال من نمي‌شود.


3) چقدر اينترنت را به بودن با همسرتان ترجيح مي‌دهيد؟

    الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


4)  چقدر از طريق اينترنت با كاربران ديگر رابطه ايجاد مي‌‌كنيد؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


5)  چقدر ديگران از شما به خاطر ميزان آنلاين بودن‌تان شاكي هستند؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


6) چقدر به خاطر اينترنت؛ نمرات و كارهايتان در مدرسه افت كرده است؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


7) چقدر ايميل‌‌هايتان را پيش از كارهاي ضروري ديگرتان چك مي‌كنيد؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


8) چقدر عملكرد كاري و بهره‌وري شما به خاطر اينترنت آسيب ديده است؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


9) وقتي از شما مي‌پرسند كه چه كارهايي آنلاين انجام مي‌دهيد؛ چقدر در موضع تدافعي يا پنهانكاري قرار مي‌گيريد؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


10) چقدر افكار آزاردهنده در زندگي را با افكار آرام‌بخش در اينترنت خنثي مي‌كنيد؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


11) چقدر وقتي در اينترنت هستيد؛ احساس مي‌كنيد توان پيش‌بيني امور را داريد؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


12) چقدر فكر مي‌كنيد كه زندگي بدون اينترنت، چيزي كسالت‌بار؛ تهي و بي‌لذت است؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.


13) چقدر وقتي كسي هنگام آنلاين بودن مزاحم شما مي‌شود؛ غر مي‌زنيد؛ فرياد مي‌زنيد يا عصباني مي‌شويد؟
    
الف- به ندرت ب-گهگاهي پ- غالبا ج-به‌ كرات د-هميشه هـ-شامل حال من نمي‌شود.

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 10:13  توسط آزمون یار پویا  | 
 

درس اخلاقي که يک ستاره‌شناس آمريکايي گرفت

 

اين عکسي است که فضاپيماي «وويجر» از زمين گرفته است. عکسي که زمين را در فضاي بيکران نشان مي‌دهد.

 

به گزارش خبرنگار «تابناك»، «کارل ساگان»، ستاره‌شناس آمريکايي کتابي با همين عنوان نوشته است.


در قسمتي از اين کتاب مي‌خوانيم:

دوباره به اين نقطه نگاه کنيد. همين جاست. خانه اينجاست. ما اينجاييم. تمام کساني که دوستشان داريد، تمام کساني که مي‌شناسيد، تمام کساني که تا به حال چيزي در موردشان شنيده‌ايد، تمام کساني که وجود داشته‌اند، زندگي‌شان را در اينجا سپري کرده‌اند. برآيند تمام خوشي‌ها و رنج‌هاي ما در همين نقطه جمع شده است.

کره زمین

هزاران مذهب، ايدئولوژي و دکترين اقتصادي که آفرينندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده‌اند، تمامي شکارچيان و صيادان، تمامي قهرمانان و بزدلان، تمامي آفرينندگان و ويران‌کنندگان تمدن، تمامي پادشاهان و رعايا، تمامي زوج‌هاي عاشق، تمامي پدران و مادران، کودکان اميدوار، مخترعان و مکتشفان، تمامي معلمان اخلاق، تمامي سياستمداران فاسد، تمامي «ابرستاره‌ها» تمامي رهبران کبير، تمامي قديسان و گناهکاران در تاريخ‌ گونه ما آنجا زيسته‌اند؛ در اين ذره غبار که در فضاي بيکران در مقابل اشعه خورشيد شناور است. زمين ذره‌اي خرد در برابر عظمت جهان است. به رودهاي خون که توسط امپراتوران و ژنرال‌ها بر زمين جاري شده، البته با عظمت و فاتحانه بينديشيد. اين خونريزان، اربابان لحظاتي از قسمت کوچکي از اين نقطه بوده‌اند. به بي‌رحمي‌هاي بي‌پاياني که ساکنان گوشه‌اي از اين نقطه، توسط ساکنان گوشه ديگر (که از اين فاصله نمي‌توان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده‌اند.

بينديشيد چقدر اينان به کشتن يکديگر مشتاقند، چقدر با حرارت از يکديگر متنفرند. تمامي شکوه و جلال ما، تمامي حس خودمهم‌بيني بي‌پايان ما، توهم اين‌که ما داراي موقعيت ممتاز در پهنه گيتي هستيم، به واسطه اين عکس به چالش کشيده مي‌شود. سياره ما لکه‌اي گم‌شده در تاريکي کهکشان‌هاست. در اين تيرگي عظمت بي‌پايان هيچ نشانه‌اي از اين‌که کمکي از جايي مي‌رسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد، ديده نمي‌شود.

زمين تنها جاي شناخته شده است که قابليت زيست دارد. هيچ جايي نيست؛ حداقل در آينده نزديک که گونه بشر بتواند مهاجرت کند. مشاهدات، بله؛ استقرار، هنوز نه. خوشتان بيايد يا نه، زمين تنها جايي است که مي‌توانيم روي پايمان بايستيم. گفته شده که فضانوردي تجربه‌اي است شخصيت‌ساز که فرد را فروتن مي‌سازد. شايد هيچ تصويري بهتر از اين، غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنياي کوچکش به نمايش نگذارد. براي من اين تصوير تأکيدي است بر مسئوليت ما در جهت برخورد مهربانانه‌تر با يکديگر و سعي در گرامي‌داشتن و حفظ کردن اين نقطه آبي کمرگ؛ تنها خانه‌اي که تاکنون شناخته‌ايم.

منبع : تابناک

آزمون یار پویا

 

  نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 14:15  توسط آزمون یار پویا  | 
 

پرورش مسئولیت پذیرى درکودکان

 

 

مسئولیت پذیرى را مى توان پرورش داد

 

امروزه بسیارى از والدین از ناتوانى و مسئولیت نپذیرفتن فرزندشان شكایت مى كنند و مرتب فرزندشان را سرزنش مى كنند و او را مورد انتقاد و تنبیه قرار مى دهند. داشتن كودكى مسئولیت پذیر آرزوى هر پدر و مادرى است و والدین به علت داشتن فرزندى بردبار به خود مى بالند.

اگر فرزند شما توجه كافى به مسئولیت هایى كه به او واگذار مى شود، ندارد سعى كنید به جاى انتقاد و تنبیه ، روحیه مسئولیت پذیرى را در او پرورش دهید. براى این كار ابتدا سعى كنید رفتارى داشته باشید كه از فرزندتان انتظار دارید.

درباره روحیه مسئولیت پذیرى و تلاش براى انجام درست وظایف با او