انواع متغيرها و مقياسهاي اندازهگيري
1ـ مقدمه
در علوم انساني همانند ساير حوزههاي علوم، پژوهشگران براي شناخت پديدههاي مورد نظر در سطح تجربي يا نظري بايد مفهومها و سازهها را مورد نظر قرار دهند.
پس از آن به تعريف عملياتي آنها پرداخته و سپس به اندازهگيري متغيرها بپردازد.
مفهوم( construct ) عبارت از انتزاع رويدادها و يا ويژگيهايي است كه مشاهدهپذير ميباشد، مانند پيشرفت تحصيلي و امثال آن. سازه(construct ) عبارت است از انتزاع ويژگيهايي كه مستقيماً قابل مشاهده نميباشد، مانند هوش، توانايي مسئلهگشايي و امثال آن.
بهمنظور مطالعه درباره سازهها و مفهومها بايد ابتداً متغيرهاي مربوط را منظور داشت و به تعريف عملياتي آنها پرداخت. تعريف عملياتي تعريفي است كه معني مفهوم يا سازه را مشخص ميكند تعريف عملياتي را به دوطريق ميتوان به عمل آورد:
بررسي قلمرو خود كنترلي
ترجمه: محمد مجدیان
خود كنترلي يكي از اصطلاحاتي است كه ابعاد فلسفه اخلاقي و روان شناختي آن به خوبي تعريف و درك نشده است. اكثر مردم اصطلاح خودكنترلي را مي شناسند و دارا بودن و يا فقدان آن را تشخيص مي دهند. اگر چه روان شناسان و ديگر دانشمندان پيشرفت چنداني در فهم و درك پديده خودكنترلي نداشته اند . در صورتيكه ضعف اراده مفهومي است كه در حوزه فلسفي از زمان ارسطو مورد بحث بوده است. اگرچه تعداد اندكي از فلاسفه در باره نقش خودكنترلي در اعمال اخلاقي توضيحات رضايت بخشي ارايه داده اند. با اين زمينه من مي خواهم ابعاد خودكنترلي را آنچنانكه هست روشن كنم.
تعریف مهارت های اجتماعی
بطور کلی مهارتهای اجتماعی به آن دسته از مهارتهایی گفته می شود که ما در تعاملات میان فردی خود بکار می بریم، اما از جهتی تعریف فوق چندان کامل نیست زیرا بیشتر به شکل این مهارتها اشاره دارد تا به ماهیت آنها در ادبیات امروزه روان شناسی، تلاش زیادی جهت تعریف «مهارت اجتماعی» شده است برای پی بردن به این نکته کافی است برخی از تعاریف نظریه پردازان مختلف را مرور کنیم.
آزمونهای روانی را میتوان با توجه به ویژگیهایی که دارند به روشهای مختلف طبقه بندی کرد. برای مثال میتوان آنها را از لحاظ استاندارد بودن یا غیراستاندارد بودن ، فردی یا گروهی بودن ، آزمون سرعت یا قدرت بودن ، آزمون کارایی یا شخصیت بودن و ... طبقه بندی کرد. با توجه به کثرت آزمونها ارائه یک طبقه بندی جامع غیر ممکن است. از طرف دیگر طبقه بندی آزمون به خاطر تسهیل در کاربرد آنها انجام میشود و جداکردن آنها از یکدیگر بیشتر جنبه قراردادی دارد.
آزمونهای استاندارد بر اساس دستورالعمل خاص و به شیوه یکسان افراد نمره گذاری و تفسیر میشوند و برای تفسیر نمره آزمودنی در آزمون استاندارد شده هنجارهایی (Norms) براساس عملکرد گروه نمونه وسیعی از آزمودنی فراهم شده است که نمره آزمودنی با آن مقایسه و موقعیت او نسبت به گروه هنجار تعیین میشود.
به نقل از :http://rezaashtiani.mihanblog.com/post/593
تجزيه و تحليل شغل
پايه و اساس سازمان، وظايفى است كه به وسيله اعضاى آن انجام مىگيرد. اين وظايف بايد متناسب با يكديگر و داراى هماهنگى در جهت رسيدن به اهداف سازمان باشد. بنابراين، تجزيه و تحليل و شناخت مشاغل در سازمان، بخش مهمى از وظايف مديريت منابع انسانى محسوب مىشود.
تجزيه و تحليل شغل، فرآيندى است كه از راه آن، ماهيت و ويژگىهاى هر يك از مشاغل، در سازمان بررسى مىگردد و اطلاعات كافى در باره آنها جمعآورى و گزارش مىشود. با تجزيه و تحليل شغل معلوم مىشود كه هر شغل چه وظايفى را شامل مىشود و براى احراز و انجام شايسته آن، چه مهارتها، دانشها و توانايىهايى لازم است.
در حال حاضر، روش بهخصوصى كه به طور يكسان براى تجزيه و تحليل همه مشاغل در هر شرايطى مناسب بوده و از پايايى و روانى لازم نيز برخوردار باشد، وجود ندارد. برخى از صاحبنظران معتقدند كه تركيبى از روشهاى گوناگون، مؤثرتر از به كارگيرى هر يك از آنها به تنهايى است و هيچيك از روشها به طور جداگانه بر ديگر روشها برترى ندارد.
تنظيم شرح شغل و شرايط احراز شغل
در شرح شغل، وظايف، مسؤوليتها و شرايط كلى كار به طور خلاصه بيان مىشود. شرايط احراز شغل نيز شرح حداقل شرايطى است كه متصدى شغل بايد داشته باشد تا بتواند با موفقيت از عهده كار برآيد. به بيان ديگر، دانش، مهارتها و توانايىهايى كه براى انجام موفق و مؤثر شغل ضرورى است، در فرم شرايط احراز منعكس مىشود و انتظار مىرود كسى كه داراى آن شرايط است، كار را بهتر از كسى كه فاقد آنها است، انجام دهد.
تنظيم شرايط احراز شغل، نقش مهمى در فرآيند انتخاب افراد ايفا مىكند و با استفاده از آن مىتوان فردى را انتخاب و استخدام كرد كه بيشترين شايستگى را براى تصدى شغل مورد نظر داشته باشد. در واقع، منظور از انتخاب درست در مديريت منابع انسانى، اين است كه شاغل (با توجه به مشخصاتى كه در شرايط احراز شغل درج گرديده) و شغل (آن طور كه در شرح شغل آمده است) با هم تناسب داشته باشند.
در شرح شغل، عناوينى مانند: عنوان شغل، محل شغل، خلاصهاى از شغل، وظايف شغل، رئيس يا زيردستان، شرايط شغل و خطرهاى موجود در شغل مىآيد. در شرايط احراز شغل، عناوينى مانند: تحصيلات، تجربيات، دورههاى تخصصى، قدرت قضاوت، ابتكار، توان تصميمگيرى، مهارتهاى جسمى، مهارت در انتقال مفاهيم، ويژگىهاى روحى و روانى و نياز به استفاده بيش از اندازه از يكى از حواس پنجگانه، مانند چشم، مىآيد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|