تبليغاتX
علوم رفتاری - مقايسه فرسودگي شغلي بين پرستاران بخشهاي داخلي، جراحي، روانپزشكي و سوختگي

علوم رفتاری

مقايسه فرسودگي شغلي بين پرستاران بخشهاي داخلي، جراحي، روانپزشكي و سوختگي

 

 

مقايسه فرسودگي شغلي  
بين پرستاران بخشهاي داخلي، جراحي، روانپزشكي و سوختگي

 

 

دكتر شهين طوبايي1- دكتر علي صحرائيان2

 

 چكيده

زمينه و هدف: تنش‏‌‏هاي رواني و فرسودگي شغلي مي‌توانند بر احساس رضايت حرفه‌اي و همچنين مراقبت از بيماران تأثير منفي داشته باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسي و مقايسه فرسودگي شغلي در پرستاران شاغل در بخشهاي داخلي، جراحي، روانپزشكي و سوختگي انجام شد.

 

روش تحقيق: در اين مطالعه، پرسشنامه‌هاي مربوط به اطلاعات جمعيت‌شناختي به صورت بي‌نام در بين 180 پرستار از بخشهاي روانپزشكي، سوختگي، جراحي و داخلي پنج بيمارستان شهر شيراز، در محدوده زماني بهمن 1383 تا تيرماه 1384 توزيع گرديد. جهت اندازه‌گ‌يري شدّت فرسودگي شغلي نيز از پرسشنامه فرسودگي شغلي ماسلاچ (MBI) استفاده گرديد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمونهاي آماري آناليز واريانس يك‌طرفه و Tukey در سطح معني‌داري 05/0P≤ مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.

يافته‌ها: در 25% از شركت‌كنندگان، معيارهاي فرسودگي شغلي مشاهده شد. بر اساس امتياز پرسشنامه فرسودگي شغلي در بخشهاي مختلف، كاهش كفايت شخصي در بخش سوختگي (001/0=P) و افزايش خستگي هيجاني در بخش روانپزشكي (002/0=P)، به طور معني‌داري بيشتر از ساير بخشها بود. مسخ شخصيت، در پرستاران مرد، به طور قابل ملاحظه‌اي بيش از پرستاران زن مشاهده گرديد (001/0=P). معيارهاي مسخ شخصيت در پرستاران شاغل در نوبت كاري شب، به طور معني‌داري بيشتر از ساير نوبت‌هاي كاري بود (0001/0=P).

 

نتيجه‌گيري: به دليل فشارهاي رواني همراه با كار در بخشهاي روانپزشكي و سوختگي، بايد به پرستاران شاغل در اين بخشها، توجه ويژه‏‌‏اي مبذول گردد؛ همچنين پرستاران مرد و شاغلين نوبت كاري شب، استعداد بيشتري براي ابتلا به فرسودگي شغلي دارند.

كليد واژه‌ها: فرسودگي شغلي؛ پرستار؛ بيمارستان

افق‌دانش؛ مجله دانشكده علوم‌پزشكي و خدمات بهداشتي،درماني گناباد (دوره12؛ شماره 4؛ زمستان سال 1385)

دريافت: 29/9/85     اصلاح نهايي: 24/4/86     پذيرش:3/5/86 

 

مقدمه

  اخيراً توجه به موضوع تنش‌‏هاي رواني در بين حرفه‌اي‏‌‏هاي مشاغل مددرسان، افزايش يافته است (2،1). پريشاني رواني. بر احساس رضايت حرفه‏‌‏اي و همچنين كيفيت مراقبت از بيمار، تأثير منفي دارد (3). عوامل فردي، بين فردي و سازماني با تنش و فرسودگي شغلي ارتباط دارند (4،1). مطالعات انجام‌شده، نشان مي‌دهد كه فشار كار و منابع مناسب و كافي، از عوامل تأثيرگذار بر سطح تنش شاغلين حرفه‌هاي پزشكي است. رضايت شغلي مي‌تواند در مقابل اثرات منفي متعاقب تنش شغلي، نقش حمايتي و بازدارنده داشته باشد (4). فرسودگي شغلي، پديده‏‌‏اي است كه در آن اثرات تجمعي فشار محيط كار، بتدريج افراد را مستأصل كرده، آنها را وادار به عقب‌نشيني رواني مي‌كند (5).

  فرسودگي شغلي، سندرمي شايع در مشاغلي است كه قسمت عمده زمان در آن، صرف حمايت از ساير افراد مي‌شود و در بين شاغلين حرفه‌هاي پزشكي، بسيار مورد مطالعه قرار گرفته است (6). فرسودگي شغلي با گزارشات مشخصي از كاهش توانايي در توجه‌كردن به بيماران همراه بوده است (7). مدل ماسلاچ فرسودگي شغلي، سندرم خستگي هيجاني3، مسخ شخصيت4 و كاهش احساس كفايت شخصي5، يا تركيبي از اين ويژگيها را در افراد مورد مطالعه توصيف مي‌كند. نقطه مقابل فرسودگي شغلي (همراه با امتياز پايين فرسودگي شغلي)، نشان‌دهنده تعهد شغلي است (8). پرستاران نسبت به پيشرفت فرسودگي شغلي مستعدترند و علت آن، به طور عمده، ماهيت شغل و تقاضاي هيجاني آنان است (10،9).

  فرسودگي شغلي در پاسخ به فشارهاي هيجاني مزمن پيشرفت كرده، در نتيجه در رابطه پرستاران با بيماران، همكاران، خانواده و محيط اجتماعي، اختلال ايجاد مي‌كند (11-13).

  همچنين، فرسودگي شغلي ارتباط نزديكي با غيبت از كار پرستاران و رهاكردن شغل پرستاري دارد (15،14) و در نهايت به كاهش توجه و مراقبت از بيماران منتهي مي‌شود (16-19).

  شدّت فرسودگي شغلي در پرستاراني كه در زمينه‏‌‏هاي مختلف مشغول به كارند، متفاوت است. مقايسه انجام‌شده بين بخشهاي مختلف بيمارستان (اتاق عمل، بخش كودكان، زنان و جراحي)، تأثير محيط را بر فرسودگي شغلي، تأييد مي‌كند (21،20). مطالعه حاضر با هدف مقايسه فرسودگي شغلي در پرستاران شاغل در بخشهاي داخلي، جراحي، روانپزشكي و سوختگي انجام شد.

 

روش تحقيق

  در اين مطالعه، پرسشنامه‌هاي بي‌نامي در بين كاركنان پنج بيمارستان، در شهر شيراز در محدوده زماني بهمن 1383 تا تير 1384، توزيع گرديد. 180 پرستار شاغل در هفت بخش داخلي، يك بخش سوختگي، چهار بخش جراحي و سه بخش روانپزشكي، در اين مطالعه شركت داشتند.

  حجم نمونه با توجه به مطالعات مشابه، 45 نفر به دست آمد و در مجموع از 180 پرستار شاغل در بخشهاي فوق اطلاعات به دست آمد. انتخاب نمونه به صورت روش نمونه‌گيري تصادفي طبقه‌‌اي انجام گرفت. منظور از طبقه، بخشهاي مورد نظر در بيمارستانهاي آموزشي مي‌باشد.

  همه پرستاران شركت‌كننده در اين مطالعه، فارغ‌التحصيل از يكي از مؤسسات آموزشي يا دانشگاهي بودند و حداقل يك سال تجربه كار پرستاري باليني داشتند. آنها، رضايت مكتوب خود را از شركت در اين طرح اعلام نمودند.

  جهت ارزيابي درجه فرسودگي شغلي شركت‌كنندگان در اين مطالعه، از پرسشنامه فرسودگي شغلي ماسلاچ 6(MBI) استفاده شد. اين پرسشنامه، به عنوان يك وسيله سنجش استاندارد طلايي براي اندازه‌گيري ميزان فرسودگي شغلي، شناخته شده و شامل سه مقياس اندازه‌گيري مستقل است. مقياس خستگي هيجاني، خسته‌شدن از كار و فعاليت زياد هيجاني را ارزيابي مي‌كند. مقياس مسخ شخصيت، درجه بي‌احساس بودن و احساس فقدان شخصيت و مقياس كفايت شخصي، احساس كفايت و موفقيتهاي كاري يك فرد را ارزيابي مي‌نمايد.

  امتياز بالاي خستگي هيجاني يا مسخ شخصيت، يا امتياز پايين در كفايت شخصي، سطوح بالاي فرسودگي شغلي را نشان مي‌دهند. سازگاري دروني (Internal Consistency) سه معيار MBI باCronbach's α Value بين 71% تا 90% در نمونه‌ اصلي كه شامل 11000 نفر بود، رضايتبخش مي‌باشد. در نمونه‌هاي ديگر مثل روانشناسان، مشاغل خدمات انساني، معلمين، مددكاران، پرستاران و نگهبانان زندان، سطح معني‌داري مشابهي يافت شده است (22).

  ضرايب آزمون مجدّد (test-retest) در دوره‌هاي كوتاه تا يك ماه 60% تا 80% مي‌باشد. دو مطالعه مشابه، روايي را در مدت يك سال بررسي كردند. ضريب پايايي در نمونه‌اي از 700 معلم 33% تا 67% و در نمونه ديگر از 46 نفر شاغل در خدمات انساني 34% تا 62% بود. در تمامي اين مطالعات، خستگي هيجاني با ثبات‌ترين بُعد و مسخ شخصيت كم ثبات‌ترين بُعد بوده است (22).

  فيليان (1371) كه خود پرسشنامه ماسلاچ را به فارسي برگردانده و از نظر اعتبار علمي آن را به تأييد اساتيد دانشگاههاي تهران رسانده است، چنين بيان مي‌دارد كه:

  «پرسشنامه‌ها با فاصله يك هفته، در ميان پرستاراني كه در مرحله اول شركت داشته‌اند توزيع و نتايج نهايي هر دو مرحله با استفاده از آزمون همبستگي محاسبه شد و ميزان ثابت دروني مقياسها به دست آمد. يافته‌هاي نهايي، مبين همبستگي قوي ميان پاسخهاي داده‌شده در دو مرحله آزمون بود» (23).

  ميزان همبستگي متغيرها از 96%=r تا 83%=r به دست آمد و با توجه به اين امر پايايي پرسشنامه نيز مورد تأييد قرار گرفت (23). پايايي، در پژوهشهايي كه در ايران بر روي پرسشنامه ماسلاچ صورت گرفته، مشابه پايايي به دست آمده از منابع اوليه بوده است (24).

  MBI، به صورت همه جانبه‌اي، الگوهاي مختلف فرسودگي شغلي را در افرادي كه عوامل تنش‌زاي مشتركي را تجربه مي‌كنند، تشخيص داده و تأييد مي‌نمايد. هر امتيازي مي‌تواند با عنوان فرسودگي شغلي كم، متوسط يا زياد، با توجه به اطلاعات و داده‏‌‏هاي موجود، تعريف گردد (6). مطالعه حاضر، بر اساس تعريف فرسودگي شغلي كه در مطالعات اخير كاركنان بيمارستانهاي ايالات‌ متحده مورد استفاده قرار گرفته، انجام پذيرفته است (9< مسخ ‌شخصيت/ 26> خستگي هيجاني) (7).

  داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS (25) و آناليز واريانس يك طرفه همراه با آزمون تعقيبي Tukey، در سطح معني‌داري 05/9P≤ مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.

يافته‌ها

  بيشتر پرستاران شركت‌كننده در مطالعه زن بودند (2/62%) و ميانگين سنّي آنها 3/8±8/34 سال بود؛ همچنين بيشتر پرستاران متأهل (9/73%) و داراي 0-6 فرزند بودند (38/1±05/2). مشخصات جمعيت‌شناختي پرستاران در جدول 1، نشان داده شده است

 

جدول 1- مشخصات جمعیت‌شناختی افراد مورد مطالعه (180 پرستار)

 

متغیرها

سوختگی

روانپزشکی

جراحی

داخلی

مجموع

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

جنس

مرد

3

7/6

22

9/48

23

50

20

5/45

68

8/37

زن

42

2/93

23

1/51

23

50

24

5/54

112

2/62

نوبت کاری

فقط در شب

0

0

0

0

1

2/2

0

0

1

6

صبح و شب

17

8/37

9

20

12

1/26

9

5/20

47

1/26

در گردش

28

2/62

36

80

33

7/71

35

5/79

132

2/73

شغل دوم

 

3

6/6

15

3/33

5

6/10

5

1/11

28

5/15

وضعیت تأهل

مجرّد

17

8/37

10

2/22

10

7/21

8

2/18

41

8/22

متأهل

29

4/64

34

6/75

35

1/76

35

5/79

133

9/73

مطلقه

1

2/2

1

2/2

1

2/2

1

3/2

4

2/2

بیوه

2

4/4

0